فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!
اشعیا باب ۳۰ – به خداوند اعتماد کنید، نه مصر.
توبیخ کسانی که در یهودا برای رهایی چشم به مصر داشتند.
۱. آیات (۱-۲) خدا گناه کسانی را که به مصر اعتماد میکنند، افشا میکند.
خداوند میفرماید:
«وای بر فرزندان گردنکش
که تدبیرهایی را به انجام میرسانند
که تدبیرهای من نیست،
پیمانهایی میبندند که از روح من نیست،
و بدینگونه گناه بر گناه میافزایند؛
که به جهت فرود شدن به مصر رهسپار میشوند،
بیآنکه از من مشورت بخواهند،
و به حمایت فرعون پناه میبرند،
و زیر سایۀ مصر امنیت میجویند.
الف. به جهت فرود شدن به مصر رهسپار میشوند…و به حمایت فرعون پناه میبرند: این نبوّت در زمانی داده شد که لشکر آشور به اسرائیل و یهودا حمله میکرد. پادشاهی شمالی اسرائیل بهزودی بهدست آشور تسخیر میشد و قوم اسرائیل به اسارت برده میشدند. سپس آشوریان به پادشاهی جنوبی یهودا نیز حمله میکردند؛ و بهسببِ این تهدید، رهبران یهودا برای محافظت در برابر تهاجم آشور، به مصر روی آوردند و از آنان یاری خواستند.
ب. که تدبیرهایی را به انجام میرسانند که تدبیرهای من نیست: در پناه بردن به مصر، یهودا خداوند را ترک کرد. از یک جهت، عاقلانه و نیکو بود که یهودا دریافت به کمک نیاز دارد و مایل بود بیرون از خود به دنبال یاری بگردد. اما در مفهوم بزرگتر، این کار ابلهانه و شرورانه بود که برای کمک به دیگران -بهخصوص به مصر- تکیه کند، به جای آنکه به خداوند اعتماد کند.
یک) تدبیرهایی را به انجام میرسانید، اما آیا از خداوند است؟ نقشههایی دارید، اما آیا از روح خداوند هستند؟ طرد کردن خداوند یک گناه است و توکل کردن به چیزی دیگر گناهی دیگر. بنابراین، انجام دادن آنچه یهودا در این موقعیت انجام داد، گناه بر گناه افزودن است.
۲. آیات (۳-۵) حماقت اعتماد به مصر.
اما حمایت فرعون مایۀ شرمساریتان خواهد بود
و امنیت در سایۀ مصر، اسباب رسواییتان.
زیرا هرچند صاحبمنصبانش در صوعَن هستند
و فرستادگانش به خانیس رسیدهاند،
لیکن همه بهواسطۀ قومی
که فایدهای بدیشان نتواند رسانید شرمسار خواهند شد،
قومی که نه مددی بدیشان خواهد رسانید
و نه فایدهای، بلکه تنها مایۀ شرمساری
و سرافکندگیشان خواهد بود.»
الف. حمایت فرعون مایۀ شرمساریتان خواهد بود و امنیت در سایۀ مصر، اسباب رسواییتان: از دیدگاه آسمانی، قوت فرعون هیچ بود. همانطور که خداوند دید، مصر جوهرهای نداشت، تنها سایه بود.
ب. همه بهواسطۀ قومی که فایدهای بدیشان نتواند رسانید شرمسار خواهند شد: سفیران مصر به یهودا آمدند و دیدند که یهودا چیزی برای دادن ندارد. برای رهبران یهودا ابلهانه بود که به ملتی اعتماد کنند که نگاهی اینچنین به آنها داشت.
وحی دربارهٔ یهودا بهخاطر اعتماد آنها به خداوند
۱. آیات (۶-۷) اعتماد آنها به مصر چیزی برای آنها حاصل نمیآورد.
وحی دربارۀ حیوانات نِگِب:
از میان دیار تنگی و فشار،
دیار شیران نر و ماده،
و افعیها و مارهای آتشینِ جهنده،
فرستادگانْ ثروت خویش را بر پشت الاغان
و گنجهای خویش بر کوهان شتران حمل میکنند،
و به جانب قومی رهسپارند که فایدهای بدیشان نمیرساند،
به جانب مصر که کمکش بیارزش است و بیهوده،
و از این رو او را ’اژدهای بیخاصیت‘ نامیدهام.
الف. وحی دربارهٔ حیوانات نِگِب: اشعیا وحی بر علیه گروهی از حیوانات یهودا را اعلام میکند، حیواناتی که ثروت یهودا را از طریق بیابان تا مصر حمل میکنند، در تلاشی احمقانه برای خرید امنیت بر علیه آشوریان.
ب. جانب مصر که کمکش بیارزش است و بیهوده. عجیب نیست که اشعیا برای الاغهایی که قرار بود گنجینهٔ یهودا را تا مصر حمل کنند، احساس دلسوزی کرد. با وجود ثروتی که این حیوانات باربر از میان بیابان میبردند، مصر هیچ کمکی به یهودا نکرد، از اینرو، میشد مصر را رِهِب-هِم-شِبت، یعنی «رهِب نشسته در جایش» یا «رِهِب راکد» را در خود دارد، خواند. رَهَب نامی خاص است، اما در زبان عبری همچنین به معنای «غرور» است و گاهی بهعنوان لقبی برای مصر نیز به کار میرود (مزمور ۴:۸۷). مصر در حالی بیحرکت مینشست که آشوریان یهودا را دچار رنج و سختی میکردند.
یک) «تمام این تلاشها بیهوده بود، نه کمکی به همراه داشت و نه سودی. اشعیا میتوانست بگوید: ‘طبیعی است!‘ زیرا از قاتلی که مایهٔ ترسشان بود (آشور)، به سراغ قاتلی آزموده و شناختهشده برای کمک رفته بودند (مصر).» (مُتیِر)
۲. آیات (۸-۱۱) خداوند، رد کردن پیام خود از سوی یهودا را ثبت میکند.
حال برو و این را برای ایشان بر لوحی بنویس
و بر طوماری بنگار،
تا شهادتی باشد ماندگار،
برای ایام آینده.
اینان قومی عِصیانگر و فرزندانی فریبکارند،
فرزندانی که نمیخواهند به شریعت خداوند گوش بسپارند.
به انبیا میگویند:
«نبوت نکنید»
و به رؤیابینندگان میگویند:
«برای ما به حقیقت رؤیا نبینید.
سخنان دلنواز به ما بگویید،
رؤیاهای فریبنده ببینید.
از راه منحرف شوید،
طریقت را ترک گویید،
و دیگر با ما از قدوس اسرائیل سخن مگویید.»
الف. حال برو و این را برای ایشان بر لوحی بنویس…تا شهادتی باشد ماندگار: خدا قبلاً این را به یهودا گفته بود و میخواست آن را ثبت کند. چنین مقرر شد که درست طبق سخن خداوند انجام گردد، یهودا میتوانست به خداوند اعتماد بیشتری کند.
ب. اینان قومی عِصیانگر و فرزندانی فریبکارند… و به رؤیابینندگان میگویند: «…رؤیا نبینید: خدا میخواست رد کردن پیام و فرستادگانش از سوی یهودا ثبت شود. یهودا میخواست از پیامبران و فرستادگان خدا بشنود، اما نمیخواست حقیقت را از زبان آنها بشنود. آنان مذهب را میخواستند، اما خدای زندهٔ آسمان را نمیخواستند تا حضور واقعی در زندگیشان داشته باشد (دیگر با ما از قدوس اسرائیل سخن مگویید).
یک) مشکلی که خدا با آن در یهودا روبهرو بود در روزگار یهودا به پایان نرسید. پولس همین نوع دل را در دوم تیموتائوس ۳:۴-۴ توصیف میکند: زیرا زمانی خواهد آمد که مردم به تعلیم صحیح گوش فرا نخواهند داد، بلکه بنا به میل خویش، معلّمان بسیار گِرد خود خواهند آورد تا آنچه را که گوشهایشان طالب شنیدن آن است، از آنان بشنوند؛ و از گوش فرا دادن به حقیقت رویگردان شده، به سوی افسانهها منحرف خواهند گشت.
۳. آیات (۱۲-۱۴) داوری بر یهود بهخاطر اعتماد آنها به مصر و رد کردن پیغام او.
بنابراین قدوس اسرائیل چنین میگوید:
«چون این پیام را نپذیرفتید
و بر ظلم و فساد اعتماد کرده،
بر آنها تکیه نمودید،
پس این گناه برای شما همچون دیواری خواهد بود
شکافخورده و شکمدار،
که در یک آن بهناگاه فرو میریزد؛
و ریزش آن بسان در هم شکستن کوزهای خواهد بود
که چنان خرد شود
که تکهای از آن نتوان یافت
تا بِدان زغالی از آتشدان
یا اندک آبی از حوض برگیرند.»
الف. چون این پیام را نپذیرفتید…پس این گناه برای شما همچون دیواری خواهد بود، شکافخورده و شکمدار: خدا وعده داد که چون یهودا به جای او به مصر اعتماد کرد، همهچیز در هم خواهد شکست و فرو رخواهد یخت. یهودا همچون دیواری فروریخته میماند، که در یک آن بهناگاه فرو میریزد. یهودا مثل کوزهای شکسته شده میماند، که تکهای از آن نتوان یافت.
۴. آیات (۱۵-۱۷) یهودا فرو کشیده شد، بهخاطر اتکا بر خود و رد کردن پیغام خدا.
زیرا خداوندگارْ یهوه، قدوس اسرائیل چنین میگوید:
«نجات شما در توبه و آسودگی است،
و نیروی شما در آرامی و توکل،
اما نخواستید.
گفتید: ”نه! بلکه سوار بر اسبان میگریزیم!“
پس خواهید گریخت.
گفتید: ”سوار بر اسبان تیزرو میرویم!”
پس تعقیبکنندگانتان نیز تیزرو خواهند بود.
از تهدید یک تن
هزار خواهند گریخت،
و از تهدید پنج تن
همگی فرار خواهید کرد،
تا آنگاه که چون چوب بیرقی بر کوه
و عَلمی بر تپه بر جا مانید.»
الف. نجات شما در توبه و آسودگی است، و نیروی شما در آرامی و توکل، اما نخواستید: خدا به یهودا وعدهٔ حفاظت از آشور را پیشنهاد داد. آنها نیاز نداشتند که برای کمک چشم به مصر داشته باشند. میتوانستند برای تحقق وعدهٔ خدا به او اعتماد کنند.
یک) اعتماد کردن به وعدهٔ خدا بهمعنای توبه کردن (بازگشتن) است. اگر در زندگی اطاعتی ظاهری داشته باشیم، باید به طریقهای خداوند بازگردیم. نااطاعتی با اعتماد به وعدهٔ خدا همسو نیست. بازگشت نیز بهمعنای نزدیک شدن به خداوند است.
دو) اعتماد (توکل) کردن به وعدهٔ خدا به معنای آسودگی است. وقتی به خدا توکل میکنیم، نیازی نیست که برای خود تلاش کنیم. نیازی نیست تلاش به حفاظت و پاسبانی از خود داشته باشیم. بهترین محافظ و بهترین پاسبان را در خدا داریم. میتوانیم در او آسودگی گیریم و با چنین کاری نشان میدهیم که به وعدهٔ خدا اعتماد کردهایم.
سه) اعتماد کردن به وعدهٔ خدا به معنای آرامی است. نیازی نیست هنگامی که خدا طرف شما میباشد، برای دفاع از موقعیت خود بحث کنید. در حضور او و دیگران آرام باشید.
چهار) اعتماد کردن به وعدهٔ خدا به معنای توکل است. نباید تسلیم یأس یا ترس شوید چون به وعدهٔ خدا اعتماد کردهاید. میدانید که او میتواند وارد عمل شود و شما به خدایی که دوستتان دارد اطمینان دارید.
پنج) همهٔ این چیزها با هم به معنای اعتماد کردن به وعدهٔ خدا میباشد و این بدان معناست که ما نجات پیدا خواهیم کرد، و این یعنی که نیرو خواهیم یافت. هیچ انسانی بر روی زمین نیرومندتر از فرزند خدا نیست، وقتی با شهامت و درستی به وعدهٔ خدای زنده اعتماد میکند.
ب. گفتید: ”نه! بلکه سوار بر اسبان میگریزیم!“ پس خواهید گریخت: چون یهودا وعدهٔ خدا را رد کرد، و به اسبها و چیزهایی از این قبیل اعتماد کرد، باید میگریخت! اگر در عوض به وعدهٔ خدا اعتماد میکردند، هرگز دلیلی برای فرار نمیداشتند و در عوض شاهد نجات و نیروی خداوند میبودند.
ج. از تهدید یک تن هزار خواهند گریخت: این واژگونی وعدهٔ لاویان ۸:۲۶ و تحقق لعنت وعده داده شده در لاویان ۱۷:۲۶ است: روی خود را بر ضد شما خواهم گردانید، و در برابر دشمنانتان شکست خواهید خورد؛ آنان که از شما نفرت دارند بر شما حکم خواهند راند، و خواهید گریخت بیآنکه کسی در تعقیبتان باشد.
برکت احیای یهودا
۱. آیهٔ (۱۸) دعوت به اعتماد به زمانبندی خدا.
اما خداوند منتظر است
تا با شما بر حسب فیض عمل کند؛
او برمیخیزد تا بر شما رحمت نماید.
زیرا یهوه خدای عدالت است؛
خوشا به حال همۀ آنان که برای او انتظار میکشند.
الف. اما خداوند منتظر است تا با شما بر حسب فیض عمل کند: معمولاً از خود میپرسیم که چرا خداوند منتظر میماند تا کارهایی را در زندگی ما انجام دهد. اشعیا خیلی ساده به ما میگوید که چنین است چون خدا میخواهد بر حسب فیض عمل کند. هر وقت که خداوند منتظر است یا به نظر تأخیر دارد، همیشه هدفی پرمحبت را دنبال میکند. میتوانیم نسبت به آن، حتی وقتی که درکش نمیکنیم، مطمئن باشیم.
ب. او برمیخیزد تا بر شما رحمت نماید: وقتی خدا به ما رحم میکند، این کار او را متعال میسازد. وقتی خدا بر ما رحم میکند، او را سرافراز میسازد. رحمت، هیچ کاری برای سربلند کردنِ کسی که آن را دریافت میکند انجام نمیدهد؛ زیرا رحمت، اعتراف به گناهِ کسی است که سزاوار مجازات است. اما رحمت، نیکوییِ کسی را که آن را عطا میکند، برجسته میسازد. این نشان میدهد که او سرشار از محبت، سخاوت، و رحم است.
ج. زیرا یهوه خدای عدالت است: رحمت و عدالت، بهشکل سطحی به نظر با هم در تضاد هستند. اگر مجرمی جلوی قاضی بایستد، قاضی میتواند به او رحمت نشان دهد یا عدالت. اما خدا آنچنان عظیم است که در آن واحد میتواند هر دو را نشان دهد.
یک) این بر صلیب نمایان شد، جایی که عیسی مجازاتی که لایقش بودیم را به خود گرفت و عدالت خدا انجام شد. در عینحال، خدا عمل عیسی و نتیجهٔ آن را شامل حال ما نیز کرد و این بهای گناه ما شد. تنها خدا میتواند رحمت و عدالت را همزمان جاری کند، او چنین کرد تا عدالت خود را در زمان حاضر ثابت کند، و تا خودْ عادل باشد و کسی را نیز که به عیسی ایمان دارد، پارسا بشمارد (رومیان ۲۶:۳).
د. خوشا به حال همۀ آنان که برای او انتظار میکشند: چون خدا بسیار عظیم است، برکتی برای کسانی که انتظار او را میکشند، کنار گذاشته شده است. مقصود اشعیا تنها انتظار به معنای گذراندن وقت نیست، بلکه مقصود او انتظاری صبورانه و اعتماد کردن به وعدهٔ خدا است.
یک) «گروهی از قوم خدا در مشکل و فشار، و مشتاق رهاییِ فوری هستند. آنها قادر نیستند که انتظار زمانبندی خدا را بکشند، و همچنین تسلیم ارادهٔ او نیستند. او قطعاً در وقتش آنها را میرهاند؛ اما نمیتوانند تا وقت کامل صبر کنند، و مثل کودکان دست خود را بهسوی میوهٔ نارَس دراز میکنند. ‘برای هر چیز زمانی است و هر امری را زیر آسمان، وقتی‘؛ اما چنین گروهی تنها قادر به درک حال و روز جاری خود هستند، پس نمیتوانند انتظار بکشند. بهدنبال آن هستند که میلشان فوراً برآورده شود، در غیراینصورت از ابزاری غلط برای رسیدن به آن استفاده میکنند. اگر در فقرند، با چنگ و دندان به دنبال ثروت میگردند، و بدین شکل پاکی دستشان به درازا نمیکشد. اگر تحت جفا هستند، دلشان برای انتقام پَر میکشد. بهزودی با هدایت شیطان، به روشهای سؤالبرانگیز توسل میجویند، و دیگر با سادگی کودکانه به خداوند و نیکویی او اعتماد نمیکنند. اما شما نباید چنین باشید برادران، باید راهی بهتر را بیاموزید.» (اسپرجن)
۲. آیهٔ (۱۹) خدا با پاسخ به فریاد آنها، وعدهٔ برکت دادن قوم خود را میدهد.
بهیقین که قومی در صَهیون ساکن خواهند شد،
و شما دیگر در اورشلیم نخواهید گریست.
بلکه آنگاه که فریاد برآورید،
او با شما بر حسب فیض عمل خواهد کرد،
و بهمحض شنیدن صدایتان شما را اجابت خواهد نمود.
الف. و شما دیگر در اورشلیم نخواهید گریست… او با شما بر حسب فیض عمل خواهد کرد: وقتی قوم خدا منتظر او میمانند و با شکیبایی به وعدهٔ او اعتماد میکنند، خدا فیض خود را با فریاد دل آنها نازل میکند. حتی اگر خدا دور به نظر آید، میشنود و وعدهٔ پاسخ میدهد.
۳. آیات (۲۰-۲۱) خدا وعده میدهد که قوم خود را با راهنمایی برکت دهد.
اگرچه خداوندگار تو را نانِ تنگی و آبِ مصیبت دهد، اما رهنمای تو دیگر از نظرت پنهان نخواهد بود، بلکه او را به چشم خود خواهی دید. آنگاه که به چپ یا راست بروی، از پشت سر آوازی خواهی شنید که میگوید: «راه این است؛ در آن گام بردار!»
الف. اگرچه خداوندگار تو را نانِ تنگی و آبِ مصیبت دهد، اما رهنمای تو دیگر از نظرت پنهان نخواهد بود: وقتی یهودا ثروتمند و راحت بود، به حرف خدا گوش ندادند. اما حال، خدا به آنها نان تنگی و آبِ مصیبت میدهد، ولی ممکن است صدای خدا را بشنوند و مجدداً توسط او هدایت شوند. همیشه بهتر است در آسایش نباشید، ولی با خداوند همسو باشید تا اینکه در آسایش باشید و از خداوند به دور.
۴. آیهٔ (۲۲) خدا با میل برای پاکی، وعدهٔ برکت به قوم خود میدهد.
آنگاه تمثالهای تراشیدۀ نقرهپوش و بتهای ریخته شدۀ طلاکوب را نجس خواهی شمرد و آنها را چون جامۀ نجس به دور افکنده، به آنها خواهید گفت: «بیرون شوید!»
الف. تمثالهای تراشیدۀ نقرهپوش…را نجس خواهی شمرد: مردم یهودا بتهای خانگی خود را که جهت حرمت گذاشتن یا پرستش خدایان دیگر به کار میرفت، نگه داشته بودند. خداوند وعدهٔ روزی را داد که آن تمثالهای تراشیده را نجس خوانند و آنها را چون جامهٔ نجس به دور افکنند. چقدر شگرف است که قوم خدا به چیزهای شرورانه و بتپرستان بگویند «بیرون شوید!»
ب. آنها را چون جامۀ نجس به دور افکنده: ترجمهٔ عینی برای جامهٔ نجس، پارچهٔ حیض (دستمال قاعدگی) است. قوم خدا از بتهایشان بیزار بودند، پس آنها را فوراً دور انداختند، به سرعتی که پارچهٔ حیض را دور میاندازند. جالب است که ترجمههای دیگر (کینگجمیز یا NIV در زبان انگلیسی) از کلمهٔ پارچهٔ حیض استفاده کردهاند، اما در ویراستهای جدیدتر از بهگویی و ترکیبی مشابه جامهٔ نجس استفاده شده است.
۵. آیات (۲۳-۲۶) خدا وعده میدهد که طبیعت را بهفراوانی برکت میدهد.
او بر بذری که در زمین کاشتهای باران خواهد فرستاد،
و نانی که از زمین برمیآید غنی و فراوان خواهد بود.
در آن روز، گلههایت در مراتع وسیع خواهند چرید،
و گاوان و الاغهایت که زمین را شیار میکنند،
علوفۀ خوشطعمی را که با کجبیل
و شانه افشانده شده است، خواهند خورد.
در روز کشتار عظیم، آنگاه که برجها فرو میافتند،
بر هر کوه بلند و هر تپۀ مرتفع نهرهای آب جاری خواهد شد.
آنگاه که خداوند شکستگی قوم خویش را ببندد
و جراحتهایی را که خود وارد آورده شفا دهد،
نور ماه همچون نور خورشید خواهد بود
و نور آفتاب هفت چندان، مانند روشنایی هفت روز.
الف. او بر بذری که در زمین کاشتهای باران خواهد فرستاد: وقتی یهودا بتهای خود را دور میاندازد، خدا برکات مادی را بر آنها نازل خواهد کرد. برای جامعهٔ کشاورز وعدهٔ فراوانی و وسعت، شگفتانگیز بود. در سرزمینی که طبیعتاً خشک است، وعدهٔ باران و نهرهای آب شگفتانگیز بود.
ب. آنگاه که خداوند شکستگی قوم خویش را ببندد و جراحتهایی را که خود وارد آورده شفا دهد: بهتر از برکت مادی خداوند، مراقبت پر محبت اوست.
۶. آیات (۲۷-۲۹) خدا به قوم خود وعده میدهد که در روز داوری شادمان خواهند بود.
هان، نام یهوه از دور میآید،
با خشمی آتشین و دودی غلیظ.
لبانش پر از غضب است
و زبانش آتشی است فرو برنده.
دَم او بسان نهری است سرشار که تا به گردن میرسد.
قومها را به غربالِ فنا الک خواهد کرد،
و بر دهان ملتها لگامِ گمراهی خواهد نهاد.
و شما را سرودی خواهد بود،
بسان سرود شبِ عیدی مقدس؛
و دل شما شادمان خواهد شد،
همچون زمانی که قوم با آواز نی به کوه خداوند،
آن صخرۀ اسرائیل، رهسپار میگردند.
الف. هان، نام یهوه از دور میآید، با خشمی آتشین و دودی غلیظ: اشعیا داوری خداوند را میبیند که در راه است، تا بر دهان ملتها لگامِ گمراهی نهد. اما نیازی نیست که قوم خدا هراسان باشند: و شما را سرودی خواهد بود…و دل شما شادمان خواهد شد، همچون زمانی که قوم با آواز نی به کوه خداوند، آن صخرۀ اسرائیل، رهسپار میگردند. چه تضادی!
یک) «حقیقت این است که قوم خدا هنگام داوری در مورد گناه، در حال شادی توصیف شدهاند، چون باید دیدگاه او را در هر زمینهای بپذیرند و چون این داوری در عین حال نجات آنها نیز میباشد.» (گروگان)
ب. شما را سرودی خواهد بود: اول یوحنا ۱۷:۴ همین نظر را بیان میدارد: محبت اینچنین در میان ما به کمال رسیده است تا در روز داوری اطمینان داشته باشیم، زیرا ما در این دنیا همانگونهایم که او هست. جسارت و شادی در روز داوری عطایای قیمتی خدا هستند.
۷. آیات (۳۰-۳۳) شکوه داوری خداوند.
و خداوند آواز مَهیب خود را خواهد شنوانید و بازوی خویش را نمایان خواهد ساخت، بازویی که با خشم آتشین و آتش فرو برنده، و با باران سیلآسا و توفان و تگرگ، فرود میآید. آری، آشور از آواز خداوند هراسان خواهد شد، و خداوند به عصای خود ایشان را خواهد زد. و هر ضربتی که خداوند به عصای تأدیب خود بر وی بنوازد، با آواز دف و بربط همراه خواهد بود؛ آری، او به بازوی پُر تاب و توان خویش با ایشان خواهد جنگید. زیرا دیرزمانی است که آتشگاه آماده شده و برای پادشاه مهیا گشته است: آتشدانِ آن عمیق و عریض گشته و از هیزم و آتش مالامال است؛ و دَم خداوند، همچون نهری از گوگرد مشتعل، آن را برمیافروزد.
الف. و خداوند آواز مَهیب خود را خواهد شنوانید: اشعیا میخواست که قوم خدا جلال داوریهای خدا را ببینند. وقتی درک میکنیم که داوری بینقص خدا چگونه انصاف و عدالت او را بر میخیزاند، شکوه داوری خداوند را میبینیم.
ب. به عصای خود ایشان را خواهد زد: در نگاه نزدیکتر، اشعیا داوریِ خداوند را بر ضدّ آشور دید. یهودا هیچ دلیلی نداشت که برای یاری در برابر آشوریان به مصر اعتماد کند، بلکه باید به خداوند توکل میکرد، زیرا این خودِ خداوند بود که از عهدهٔ آشوریان برمیآمد و از قومش محافظت میکرد.
یک) و دقیقاً همینطور هم شد. دوم پادشاهان ۳۵:۱۹ توصیف میکند که چگونه خدا فرشتهٔ خداوند را فرستاد و ۱۸۵ هزار آشوری را در یک شب کشت. وقتی مردم بیدار شدند، ۱۸۵ هزار سرباز آشوری مرده بودند.
ج. دیرزمانی است که آتشگاه آماده شده و برای پادشاه مهیا گشته است: اینجا در اصل برای «آتشگاه» از کلمهٔ توفِت ((Tophet استفاده شده است که مکانی در وادی بِنهِنّوم، بیرون محدودهٔ اورشلیم بود (ارمیا ۳۱:۷). وادی بِنهِنّوم زبالهدان اورشلیم بود و ترکیب زبالههای آلوده و آتش فروبرنده، نمایی از جهنم را ایجاد میکرد. کلمهٔ عبری معادل جهنم، gehenna است که از کلمهٔ وادی بِنهِنّوم گرفته شده است. بنابرانی، خدا میگوید که او برای پادشاه آشور، جایی خاص در جهنم در نظر گرفته است.
یک) تِرَپ دربارهٔ تَوفِت میگوید: «به همین دلیل در اینجا، این واژه برای جهنم به کار رفته است؛ همراه با ابدیتی از عذاب و شدت که محکومانِ آنجا تحمل میکنند. و این همان چیزی است که آشوریان در اینجا به آن تهدید شدهاند –حتی خودِ پادشاهشان نیز، که نجاتش از ضربهٔ فرشته، او را برای مصیبتی بدتر، هم در این جهان و هم در جهان آینده، کنار گذاشت.»
دو) خدا برای پادشاه آشور که به یهودا و اورشلیم حمله کرده بود، مکانی ابدی مد نظر داشت (عمیق و عریض گشته و از هیزم و آتش مالامال است). اما خدا داوری خاصی برای آن پادشاه زمین مد نظر داشت. دوم پادشاهان ۳۶:۱۹-۳۷ شرح میدهد که چگونه پادشاه آشور، پس از حمله به یهودا، وقتی به خانه بازگشت، در حالی که در معبد «نِسروخ»، خدای خود، عبادت میکرد، به دست پسران خودش کشته شد. «انسانهای بزرگ، اگر نیکو نباشند، بهشدت آزار میبینند؛ و هر چه بیشتر از زمین فربه شوند، یقیناً بیشتر در جهنم خواهند سوخت.» (تِرَپ)
سه) «اشعیا با روز ‘حقیقی‘ خداوند آغاز میکند. او بر تمام ملتها خداوند است. (مقصود این است که آشور در برابر چنین خدایی هیچ است!) قوم خداوند در روز او ایمن خواهند بود: سهم آنها سرود خواندن هنگام داوری خدا است. پس در مورد آشور، در همین زمان و مکان، آنان در هم شکسته خواهند شد؛ یهودا خواهد سرود، آتشدان تدفین آنها آماده و آتش آن فروزان است.» (مُتیِر)