فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!

اشعیا باب ۵۵ ـ دعوتی برای دریافت جلال احیای خداوند


دعوت برای دریافت برکت.

۱. آیات (۱-۲) دعوت به ضیافتی شکوهمند.

«ای جمیع تشنگان، نزد آب‌ها بیایید

و ای شما که نقره‌ای ندارید، بیایید، بخرید و بخورید!

بیایید شراب و شیر را بی‌نقره و بی‌بها بخرید!

چرا نقره را برای آنچه نان نیست خرج می‌کنید،

و محنت خویش را برای آنچه سیر نمی‌کند؟

به‌دقّت به من گوش فرا داده،

چیزهای نیکو بخورید تا جان شما از بهترین خوراک‌ها لذت برَد.»

الف. ای: نبی همهٔ کسانی که می‌توانند بشنوند را به‌شکلی واضح می‌خواند. این اعلامی مهم است و بنابراین دعوتی خاص پیش‌زمینهٔ آن شد.

یک) «ای! نوای انجیل است؛ دعوتی کوتاه اما پرمعنا که تو را برمی‌انگیزد تا آنقدر خردمند باشی که به نفع خودت گوش فرا دهی. آه، چه فروتنی از جانب خدا! که او چنان رفتار کند گویی گدایی است که مخلوق خود را می‌خواند، و از شکوه و جلال خویش فرود آید تا به انسان‌های نادان و ناسپاس ندا دهد: ای.» (اسپرجن)

ب. جمیع تشنگان، نزد آبها بیایید: این دعوتی است از همه، جمیع تشنگان. تنها کسانی که نزد آب‌ها می‌آیند، تشنه هستند. اگر تشنهٔ آنچه خداوند به ما می‌دهد، نیستیم پس هرگز نزد آب‌های او نمی‌‌رویم.

یک) عیسی ممکن است هنگامی که فریاد زد: «هر که تشنه است، نزد من آید و بنوشد»، این بخش از کتاب اشعیا را در ذهن داشته باشد. (یوحنا ۳۷:۷)

ج. و ای شما که نقره‌ای ندارید، بیایید، بخرید و بخورید: آنها که تشنه‌اند و به دعوت خداوند پاسخ می‌دهند، نیازی ندارند که پول بیاورند. پول آنها واقعاً فایده‌ای ندارد. آنها می‌توانند با اعتماد و ایمان بیایند و آنچه خدا به آنها داده را دریافت کنند.

 

د. آبها…شراب…شیر: همه‌چیز رایگان است. موضوع این نیست که ورود به زندگی مسیحی رایگان باشد، اما برای رشد در آن باید بهایی پرداخت. همه‌چیز رایگان است؛ زیرا رشد ما به همان اندازه از بخشش فیض است که نجات ما.

یک) «تو مجاز نیستی که آزادانه از آب بنوشی، اما برای شراب پول بپردازی؛ یا دعوت شوی که آنچه نیکوست را مجاناً بخوری، اما برای خوراکِ چرب و لذیذ زحمت بکشی. نه، لذیذترین نعمت‌های خانهٔ خدا به همان اندازه رایگان‌اند که نانی که او به جان‌های گرسنه می‌بخشد.» (اسپرجن)

ه. چرا نقره را برای آنچه نان نیست خرج می‌کنید، و محنت خویش را برای آنچه سیر نمی‌کند؟: طی این دعوت، خدا از قومش می‌خواهد که از خود بپرسند: «چرا برای آنچه سیر نمی‌کند، پول خرج می‌کنند؟» با در نظر گرفتن آنچه پول و وقت خود را صرف آن می‌کنیم، سؤالی بسیار مهم است، چرا که هیچ‌چیز همچون خداوند قادر به سیر کردن ما نیست.

و. به‌دقّت به من گوش فرا داده، چیزهای نیکو بخورید تا جان شما از بهترین خوراک‌ها لذت برَد: دعوت روشن است. پیشنهاد داده شده، تدارک فراهم شده، و همه‌چیز مهیاست اما با این‌حال، ما نیز باید کاری انجام دهیم.

یک) ابتدا باید به‌دقّت گوش دهیم. رضایتی که خدا وعده می‌دهد، به گوش کسانی که گوش نمی‌‌دهند و به‌دقت گوش نمی‌دهند، نمی‌رسد. لازم است که زمان صرف کنیم و به‌دقت گوش دهیم، و برخی نیز مایل به شنیدن نیستند.

دو) دوم، باید چیزهای نیکو را بخوریم. این کار به تشخیص نیاز دارد. باید آنچه نیکوست را برگزینیم و سپس از آن بخوریم. بسیاری از مردم، بدون آنکه دقت کنند آیا خوراک روحانی‌ای که پیش رویشان گذاشته شده نیکو است یا نه، هرچه را می‌یابند می‌خورند.

سه) سوم اینکه باید بگذارید جان شما از بهترین خوراک‌ها لذت برَد. حتی وقتی گوش فرا دهیم، حتی وقتی آنچه نیکوست را بخوریم، همچنان باید بگذاریم جان ما از بهترین خوراک‌ها لذت بَرَد. می‌توانید پای سفره‌ای از غذای روحانی بنشینید، ولی از روی لجاجت یا بدخُلقی، اجازه ندهید که جان شما از بهترین خوراک‌ها لذت بَرَد

سوم، باید بگذاریم جان ما از بهترین خوراک‌ها لذت برَد. حتی زمانی که گوش می‌دهیم و آنچه نیکوست می‌خوریم، باز هم لازم است اجازه دهیم جان ما از بهترین خوراک‌ها لذت برَد. ممکن است بر سر سفره‌ای از خوراک روحانی بنشینی، اما با لجاجت یا نگرشی نادرست، نگذاری جانت از بهترین خوراک‌ها لذت برَد.

۲. آیات (۳-۵) دعوتی برای آنکه به شکلی شگفت‌انگیز هدایت شوید.

گوش فرا داده، نزد من آیید؛

از من بشنوید، تا جان‌های‌تان زنده گردد.

من با شما عهد جاودانی خواهم بست،

همانند محبت وفادارانه‌ام به داوود.

هان من او را شاهدی برای طوایف ساختم،

رهبر و حاکم بر طوایف.

به‌یقین قوم‌هایی را که نمی‌شناسی فرا خواهی خواند،

و قوم‌هایی که تو را نمی‌شناسند نزدت خواهند شتافت،

به سبب یهوه خدایت که قدوس اسرائیل است،

زیرا که تو را شکوه و جلال بخشیده است.»

الف. گوش فرا داده: این اندیشه از همان مفهومِ جان شما از بهترین خوراک‌ها لذت برَد سرچشمه می‌گیرد. هر کسی که می‌خواهد به‌راستی از کلام خدا «سیر و سیراب» شود، باید آگاهانه گوش خود را به سوی آنچه خدا می‌گوید مایل کند. همین نکته توضیح می‌دهد که چرا دو نفر می‌توانند یک پیام را بشنوند، اما یکی برکت یابد و دیگری نه. در بیشتر مواقع، آنکه بهره‌ای نمی‌برد، تنها به این دلیل است که گوش خود را به سخن خداوند مایل نکرده است

ب. از من بشنوید، تا جان‌های‌تان زنده گردد: فایدهٔ گوش سپردن به خداوند شگفت‌انگیز است. هنگامی که چنین می‌کنیم، جان ما حیات می‌یابد.

ج. من با شما عهد جاودانی خواهم بست، همانند محبت وفادارانه‌ام به داوود: برای آنکه به خداوند گوش می‌سپارد، خدا وعده‌ای می‌دهد. از نظر اشعیا، عهد همچنان مربوط به آینده می‌شود (خواهم بست). ویژگی عهد با محبت وفادارانه به داوود توصیف شده است.

یک) خدا محبت (رحمت) عظیم خود را به داوود نشان داد؛ نه‌فقط با نجات دادن جان او زمانی که مقصر قتل و زنا بود، بلکه با برکت دادن، حفظ کردن، و هدایت او در تمامی روزهای عمرش. اگر خدا همان محبتی را که به داوود نشان داد به ما نیز وعده داده است، در حقیقت بسیار برکت‌یافته هستیم.

دو) محبت به داوود وفادارانه است. این محبت، قطعی است. خدا هرگز داوود را رها نکرد، هرگز دست از محبت کردن به او نکشید. وقتی خدا به ما وعدهٔ محبتی وفادارانه همچون داوود می‌دهد، می‌توانیم روی آن حساب کنیم.

د. هان من او را شاهدی برای طوایف ساختم، رهبر و حاکم بر طوایف: خدا وعدهٔ برکت رهبران خوب و حکیم را به‌عنوان بخشی از محبت وفادارانه داد. خدا داوود و قابلیت برجستهٔ رهبری را به‌عنوان بخشی از عطا به اسرائیل داد؛ خدا وعده داد که طبق الگویی که به داوود نشان داد، همچنان چنین وعده‌ای را عطا می‌کند.

یک) داوود از آن منظر شاهد به حساب می‌آمد که رابطه و تجربه‌ای حقیقی با خدا داشت، و می‌توانست با اسرائيل به‌عنوان شاهد آنچه در رابطه با خدا دیده و شنیده، سخن گوید. دقت کنید که داوود شاهد طوایف بود. شاهدی برای آنها، نه از آنها. داوود با کسب محبوبیت یا برآورده کردن خواستهٔ مردم، رهبری نکرد. او چیزی از خدا دید، و برای طوایف شاهد بود.

دو) داوود برای اسرائیل رهبر بود، و آنها را از نظر روحانی، سیاسی و نظامی، هدایت می‌کرد. او هم‌ نمونه‌ٔ دینداری (خدادوستی) بود و هم دل شبانی داشت. دقت کنید که داوود رهبر و حاکم بر طوایف بود. نه رهبر و حاکمی از میان آنها، بلکه بر آنها. او با دل شبانی مردم را رهبری کرد و بهترین چیزی که خدا برای مردم در نظر داشت را برای آنها می‌خواست.

سه) جالب است که داوود اینجا به‌عنوان پیش‌الگوی خدا برای رهبری به‌کار رفته است. این موضوع از جهات گوناگون شگفت‌انگیز است، زیرا دوران سلطنت داوود را می‌توان آکنده از مشکلات و آشفتگی‌ها دانست. او با مشکل و جدال فراوان برتخت حکومت اسرائیل نشست. رسوایی بدی به بار آورد که با قتل و زنا همراه بود. در میان فرزندان او، زنا با محارم، تجاوز و قتل نیز وجود داشت. سلطنت او از جنگ داخلی آسیب فراوان دید، جنگی که در آن پسر داوود به دنبال عزل پدر بود. با این‌حال، داوود در جایگاه رهبر شگفت‌انگیز قوم خدا، بلند می‌شود. این نشان می‌دهد که دل داوود جویای خدا بود و این مهم‌تر از موفقیت، تسلی و آسایش بود. همچنین نشان می‌دهد که بهترین و موثرترین رهبران خدا، لزوماً مسیری آسان را پیش رو ندارند.

چهار) داوود حاکم اسرائیل بود. با اینکه دل شبانی و پرمحبت داشت، رهبری او شجاعانه و پیش‌رو بود. چون به‌عنوان مردی که جویای دل خدا بود، درکی از دل او داشت (اول سموئیل ۱۴:۱۳)، او می‌توانست با شجاعت قوم خدا را رهبری کند.

پنج) این نبوت‌ها از نظر روحانی هنگامی تحقق می‌یابند که خدا رهبری شگفت‌انگیز مانند داوود به قوم خود عطا می‌کند. اما در نهایت، تحقق کامل آنها زمانی خواهد بود که داوود همان پادشاه داوود واقعی، در بدن رستاخیز‌یافته‌اش- در دوران هزارسالهٔ سلطنت عیسی مسیح بر زمین، بر اسرائیل پادشاهی خواهد کرد.

·      ارمیا ۹:۳۰ در مورد آن زمان می‌گوید: بلکه ایشان یهوه خدای خود و داوودْ پادشاه خویش را که برای ایشان برمی‌انگیزم، خدمت خواهند کرد.

·      خداوند در حزقیال ۲۳:۳۴-۲۴ وعده می‌دهد: من بر ایشان یک شبان خواهم گماشت، یعنی خادم خویش داوود را تا ایشان را بچراند؛ او ایشان را خواهد چرانید و شبان ایشان خواهد بود. من، یهوه، خدای ایشان خواهم بود و خادم من داوود در میان آنان فرمانروا خواهد بود؛ من، یهوه، سخن گفته‌ام.

·      حزقیال ۲۵:۳۷ در ادامه می‌گوید: و در سرزمینی که به خادم خویش یعقوب بخشیدم ساکن خواهند شد، جایی که پدرانشان مسکن داشتند. ایشان و فرزندان ایشان و فرزندانِ فرزندان ایشان تا ابد در آنجا سکونت خواهند داشت و خادم من داوود تا ابد فرمانروای ایشان خواهد بود.

شش) اشاراتی هست که می‌گوید قوم خدا با عیسی در حکومت هزاره، سلطنت خواهند کرد، مناطق جغرافیایی مطابق با وفاداری و ایمانشان، به آنها سپرده خواهد شد (لوقا ۱۲:۱۹-۱۹). به نظر می‌رسد که سهم شکوهمند داوود، سلطنت بر اسرائیل خواهد بود.

ه. به‌یقین قوم‌هایی را که نمی‌شناسی فرا خواهی خواند، و قوم‌هایی که تو را نمی‌شناسند نزدت خواهند شتافت: آیا این خطاب به اسرائیل بیان شد، یا به داوود در جایگاه رهبر و حاکم قوم خدا؟ احتمالاً به هر دو. قطعاً تحقق نهایی آنها در حکومت هزاره است، زمانی که قوم‌ها در اسرائیل گرد خواهند آمد (اشعیا ۵:۶۰، ۹:۶۰).

و. به سبب یهوه خدایت که قدوس اسرائیل است، زیرا که تو را شکوه و جلال بخشیده است: چرا طوایف نزد داوود یا اسرائیل گرد می‌آیند؟ چون خداوند آنها را مطابق با برکت احیای خود بلند کرده است.

۳. آیات (۶-۷) دعوت به بخشیده شدن.

خداوند را حینی که یافت می‌شود بجویید،

و تا زمانی که نزدیک است او را بخوانید.

شریر راه‌های خود را ترک گوید،

و شخص بدکار افکار خویش را؛

به سوی خداوند بازگردد، که بر وی رحم خواهد کرد؛

و به سوی خدایمان بیاید، که او را به‌فراوانی خواهد آمرزید.

الف. خداوند را حینی که یافت می‌شود بجویید: نبی احساس اضطرار در قوم خدا ایجاد می‌کند. «وقتش رسیده است. خدا اکنون یافت می‌شود. اکنون او را بجویید.» موضوع، پنهان بودن خدا نیست و همچنین مسئله این نیست که تنها اکنون یافت می‌شود. موضوع این است که تنها زمانی یافت می‌شود که دل ما به سوی او باشد، و این گرایش عطایی از سوی خداست! باید عطا را دریافت کنیم و وقتی آن را در اختیار داریم، باید استفادهٔ کامل از آن ببریم. نجوییدن و نخواندن او زمانی که نزدیک است، یعنی برکاتی که وعده می‌دهد را دریافت نمی‌کنیم.

ب. شریر راه‌های خود را ترک گوید: نبی نیاز به توبه را بین قوم خدا بیان می‌کند. توبه یعنی رو برگردان از راه‌های خودمان -رو برگردان از راه‌های خودمان و رو کردن به راه‌های خدا. به‌ زبان ساده، یعنی به‌سوی خداوند بازگشتن، و نمی‌توانید هرگز بر راه‌های خدا گام بگذاریم، مگر اینکه راه‌های خود را ترک کنیم. احیای شکوهمند خدا به‌واسطهٔ توبهٔ ما عملی می‌شود.

یک) اشعیا نکتهٔ مهمی را بیان کرد وقتی نوشت: شخص بدکار افکار خویش را . شرارت ممکن است در اعمال ما (راه‌های ما) آشکار شود، اما بدکاری در خودِ افکار ما نیز یافت می‌شود. میدان نبرد برای قدم برداشتن پارسایانه در حضور خداوند، اغلب در ذهن و افکار ما قرار دارد.

دو) پولس رسول نیز این را می‌دانست، آنگاه که نوشت: هر اندیشه‌ای را به اطاعت از مسیح اسیر می‌سازیم (دوم قرنتیان ۱۰:‏۵)، همچنین فرمود: و دیگر همشکل این عصر مشوید، بلکه با نو شدن ذهن خود دگرگون شوید (رومیان ۲:۱۲).

ج. بر وی رحم خواهد کرد: چه وعدهٔ شکوهمندی! وقتی رو به خداوند می‌کنیم، او بر ما رحم خواهد کرد. مشکل این نیست که رو به خداوند کنیم و او ما را رد کند، بلکه مشکل در اصلِ رو به خداوند کردن است.

طریق‌های شکوهمند خداوند.

۱. آیات (۸-۹) یادآور شدن تفاوت و فاصله بین خدا و انسان.

خداوند می‌فرماید:

«افکار من افکار شما نیست،

و نه راه‌های من، راه‌های شما.

زیرا چنانکه آسمان از زمین بلندتر است،

راه‌های من نیز از راه‌های شما

و افکار من از افکار شما بلندتر است.

الف. افکار من افکار شما نیست: خدا مثل ما فکر نمی‌کند. وقتی فکر می‌کنیم که باید مثل ما فکر کند، به مشکلات زیادی بر می‌خوریم. چون به شباهت خدا خلق شده‌ایم، می‌توانیم با افکار خدا ارتباط برقرار کنیم، ولی نمی‌توانیم بر آنها مسلط شویم.

ب. و نه راه‌های من، راه‌های شما: خدا مثل ما عمل نمی‌کند. او مثل خود عمل می‌کند، و راه‌های او اغلب همچون راه‌های ما نیست. وقتی انتظار داریم که خدا مثل ما عمل کند، به مشکلات زیادی برمی‌خوریم.

ج. زیرا چنانکه آسمان از زمین بلندتر است: فاصله بین افکار خدا و ما چقدر است؟ فاصله بین راه‌های او و راه‌های ما چقدر است؟ فاصله به بلندی آسمان از زمین است.

یک) جالب است که در عیسی مسیح، آسمان به زمین آمد و ما می‌توانیم افکار و راه‌های خود را تبدیل کنیم تا افکار و راه‌های ما خداگونه‌تر شود. این به معنای به شکل پسرش در آمدن است (رومیان ۲۹:۸). فاصله هرگز نزدیک‌تر نخواهد شد؛ خدا همیشه خدا خواهد بود و ما همیشه انسان. ولی وقتی نجات ما کامل می‌شود، ما در جلال با خداوند خود یکی می‌شویم و فاصله تا حد ممکن نزدیک خواهد بود.

دو) تفاوت و فاصله بین خدا و انسان آشکار می‌شود، نه برای مأیوس کردن ما جهت جوییدن او، بلکه برای اینکه ما را هنگام جوییدن او فروتن بدارد. «شاید نتیجه بگیرید که اصلاً قرار نبوده ابدیت را درک کنید، چرا که به شما گفته شده، افکار و راه‌های او از شما والاتر است؛ ولی از شما خواسته شده تا او را حینی که یافت می‌شود، بجویید و او را بخوانید حینی که نزدیک است.» (اسپرجن)

۲. آیات (۱۰-۱۱) عملکرد شکوهمند کلام خدا.

چنانکه باران و برف از آسمان می‌بارد،

و دیگر بدان‌جا بازنمی‌گردد،

بلکه زمین را سیراب کرده،

آن را بارور و برومند می‌سازد،

و برزگر را بذر و خورنده را نان می‌بخشد،

همچنان خواهد بود کلام من که از دهانم صادر می‌شود؛

بی‌ثمر نزد من باز نخواهد گشت،

بلکه آنچه را خواستم به جا خواهد آورد،

و در آنچه آن را به انجامش فرستادم کامران خواهد شد.

الف. چنانکه باران…می‌بارد: خداوند با استفاده از چرخهٔ آب، اصل اساسی کلام خود را توصیف می‌کند و می‌گوید کلام او بی‌ثمر نزد او باز نخواهد گشت، بلکه خواستهٔ او را به‌جا خواهد آورد. باران و برف از آسمان می‌بارند، و قبل از اینکه هدفشان بر زمین را برآورده نکنند، باز نمی‌گردند (برف و باران زمین را سیراب کرده، آن را بارور و برومند می‌سازد). باران و برف در نهایت به آسمان بر می‌گردند، ولی ابتدا هدف خود بر زمین را به انجام می‌رسانند. به همین منوال، کلام خدا نیز وقتی آن را از آسمان به زمین می‌فرستد، بی‌ثمر نزد او باز نخواهد گشت. بلکه هدف خدا را واقع می‌کند.

یک) این یعنی خدا فقط «حرف» نمی‌زند. وقتی حرف می‌زند، کلام او هدفی که می‌خواهد را اجرا می‌کند. کلام خداوند قدرت آن را دارد و در انجام هدفی که مد نظر دارد، شکست نخواهد خورد.

دو) «کلام خدا بلاتغییر است. انسان گاهی از روی ناتوانی وعده‌شکنی می‌کند و زیر حرف خود می‌زند، او می‌خواهد عهد خود را انجام دهد، اما نمی‌تواند. مشکل از بی‌وفایی او نیست، بلکه از ناتوانی اوست. اما چنین چیزی هرگز در مورد خدا رخ نمی‌دهد. کلام او هرگز بی‌ثمر به سویش بازنمی‌گردد. بروید، و ببینید آیا می‌توانید دانه‌های برف را بیابید که چون کبوتـرهای سفید به آسمان بازمی‌گردند! بروید و ببینید آیا می‌توانید قطرات باران را بیابید که چون الماس‌هایی پرتاب‌شده از دست مردی نیرومند، دوباره به ابری بازمی‌گردند که از آن فرو ریختند! تا زمانی که برف و باران به آسمان بازنگردند و زمینی را که وعدهٔ برکتش را داده بودند به ریشخند نگیرند، کلام خدا نیز هرگز بی‌ثمر به نزد او بازنخواهد گشت.» (اسپرجن)

ب. آن را بارور و برومند می‌سازد، و برزگر را بذر و خورنده را نان می‌بخشد: استفاده از این تصاویر برای توصیف کردن عملکرد کلام خدا نشان می‌دهد که کلام خدا ثمر به بار می‌آورد. همچنین نشان می‌دهد که کاربردهای متفاوتی دارد. همین دانه‌ای که برزگر را بذر می‌رساند و به خورنده نان می‌بخشد.

ج. آنچه را خواستم به جا خواهد آورد: کلام خدا کاری برای انجام دادن دارد. خدا تنها سخن نمی‌گوید تا صدای خود را بشنود. کلام او تهی از قدرت نیست. این همچنین بدان معناست که کلام او هدفی دارد. او با رمز و رازی غیرقابل درک سخن نگفت تا ما را متحیر یا سردرگم سازد، و همه‌چیز را به تفسیر شخصی ما واگذار نماید. وقتی خدا سخن می‌گوید، برای به جا آوردن هدفی سخن می‌گوید.

د. و در آنچه آن را به انجامش فرستادم کامران خواهد شد: کلام خدا تنها به معنای انجام کار نیست. بلکه باید در انجام هدفی که خدا مد نظر دارد، کامران شود. کلام خدا مملو از حیات است. کلام خدا همیشه کامران می‌شود و هدف خدا را به جا می‌آورد.

یک) این بدان معنا نیست که چگونگی ارائهٔ کلام خدا اهمیتی ندارد. گاهی موعظه‌ای بسیار ضعیف با این جمله توجیه می‌شود که «کلام خدا بی‌ثمر بازنمی‌گردد.» اصل این گفته بر اساس این بخش از کتاب اشعیا درست و واضح است، اما اگر واعظ به‌درستی آماده نشده باشد یا موعظه‌اش ضعیف باشد، بخش اندکی از کلام خدا در برابر مردم قرار می‌گیرد. واعظ می‌تواند کلام خدا را نادیده بگیرد، آن را رقیق کند یا مبهم سازد، به‌گونه‌ای که بخش ناچیزی از آن به بیرون برود. وقتی مقدار اندکی بیرون می‌رود، همان مقدار اندک نیز نتیجه خواهد داد اما چقدر بهتر می‌بود اگر بخش بیشتری از تمام مشورت خداوند به مردم اعلام می‌شد تا آن نیز ثمر بسیار آورد.

۳. آیات (۱۲-۱۳) شادی و برکت احیا.

زیرا شما با شادمانی بیرون خواهید رفت،

و به سلامتی هدایت خواهید شد.

کوه‌ها و تل‌ها پیش روی شما بانگ شادی سر خواهند داد،

و همۀ درختان صحرا دستک خواهند زد.

به جای خار، سرو خواهد رویید،

و به جای خس، آس،

و این آوازه‌ای برای خداوند خواهد بود،

و آیتی جاودان که هرگز از میان نخواهد رفت.»

الف. زیرا شما با شادمانی بیرون خواهید رفت، و به سلامتی هدایت خواهید شد: وقتی قوم خدا رو به او می‌کنند، به او گوش می‌دهند و کلام او کارش را در آنها انجام می‌دهد، شادمانی و سلامتی همیشه حاصل می‌آید. شادمانی عظیم است، و حتی کوه‌ها و تل‌ها و همهٔ درختان صحرا با شما همراه خواهند شد.

ب. به جای خار، سرو خواهد رویید: جایی که قبلاً بایر و یادآور لعنت بود (خار)، حالا جای درختان زیبا و مفید خواهد بود. تصویر کاملاً روشن است؛ در کار پرشکوه بازگردانیدن و احیای خود، خداوند چیزهای خشک و نفرین‌شده را برمی‌دارد و به‌جای آنها زیبایی و ثمر پدید می‌آورد.

ج. و این آوازه‌ای برای خداوند خواهد بود، و آیتی جاودان که هرگز از میان نخواهد رفت: وقتی خداوند احیا می‌کند، همهٔ آن عمل برای آوازه (نام) و جلال او انجام می‌شود. وقتی خداوند احیا می‌کند، آن کار استوار و امن است؛ آیتی جاودان که هرگز از میان نخواهد رفت.