فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!

اشعیا باب ۶۶ – شادمانی کردن در پیروزی غایی خدا


خداوند به دشمنان خود جزا می‌دهد.

۱. آیات (۱-۲) عظمت خدا و پاسخ مناسب انسان.

خداوند چنین می‌فرماید:

«آسمان تخت پادشاهی من است،

و زمین کرسیِ زیر پایم!

چه خانه‌ای برای من بنا می‌کنید،

و مکان آرمیدنم کجاست؟

این همه را دست من ساخته است،

و بدین‌گونه همۀ آنها به وجود آمده؛

خداوند این را می‌فرماید.

«اما این است آن که بر وی نظر خواهم کرد:

آنکه فروتن است و روحِ توبه‌کار دارد،

و از کلام من می‌لرزد.

الف. آسمان تخت پادشاهی من است، و زمین کرسیِ زیر پایم: خداوند اینجا همه‌چیز را در جای مناسب قرار می‌دهد. هرگز نمی‌توانیم چیزی را به‌درستی درک کنیم تا اینکه بفهمیم خداوند خدا در آسمان بر تخت پادشاهی نشسته است و زمین تحت فرمان اوست، قطعاً زمین کرسیِ زیر پای اوست.

یک) استیفان از اشعیا ۱:۶۶-۲ در اعمال ۴۹:۷-۵۰ نقل می‌کند و با سلیمان و اشعیا در مورد عظیمت خدای خالق، موافقت می‌کند.

ب. چه خانه‌ای برای من بنا می‌کنید…«اما این است آن که بر وی نظر خواهم کرد: آن که فروتن است و روحِ توبه‌کار دارد، و از کلام من می‌لرزد: شاید بخواهیم به خدا خدمت کنیم، ولی خدمت به شکلی که خود می‌خواهیم. شاید بخواهیم برای خدا چیزی بنا کنیم، اما چه می‌توانیم بنا کنیم که لایق خدا باشد؟ آنچه خدا از ما می‌خواهد فروتن بودن و روحی توبه‌کار و لرزان شدن از کلام اوست.

یک) توبه کردن از نظر لغوی به معنای لَنگ زدن یا ناتوان شدن است، ولی اینجا معنای روحانی‌اش مد نظر است: آنکه نسبت به آسیب ناشی از گناه آگاه است، می‌داند که قادر نیست در حضور خدا قد عَلم کرده و بایستد.» (مُتیِر)

دو) آیا تو از آنانی هستی که از کلام خدا به لرزه درمی‌آیند؟ «آیا هیچ‌گاه به این مکان نمی‌آیی و بر نیمکت نمی‌نشینی تا بگویی: ای خداوند، بفرما که کلامت مرا بیازماید و امتحان کند تا فریب نخورم؟ بعضی از مردم همیشه باید چیزهای شیرین و دلداری‌دهنده داشته باشند؛ اما فرزندان دانای خدا چنین چیزهایی را بیش از اندازه نمی‌خواهند. ما از او نانِ روزانه می‌طلبیم، نه شیرینیِ روزانه.» (اسپرجن)

۲. آیات (۳-۴) پاسخ خدا به مناسک مذهبی پوچ.

«آنکه گاوی ذبح می‌کند،

مانند کسی است که انسانی را می‌کشد؛

و آنکه بره‌ای قربانی می‌کند،

همچون کسی است که گردن سگی را می‌شکند؛

آنکه هدیه آردی تقدیم می‌کند،

مانند کسی است که خون خوک پیشکش می‌آورد؛

و آنکه کُندُر به‌عنوان یادگاری می‌سوزانَد،

همچون کسی است که بتی را متبارک می‌گوید.

اینان راه‌های خودشان را برگزیده‌اند،

و جانشان از اعمالِ قبیحشان لذت می‌برد.

پس من نیز برای ایشان مصیبتی سخت بر خواهم گزید

و ترس‌هایشان را بر سرشان خواهم آورد،

زیرا چون خواندم کسی پاسخ نداد،

و چون سخن گفتم گوش نگرفتند؛

بلکه آنچه را در نظرم ناپسند بود به عمل آوردند،

و آنچه را از آن خشنود نبودم برگزیدند.»

الف. آنکه گاوی ذبح می‌کند، مانند کسی است که انسانی را می‌کشد: قوم خدا با مناسک پوچ مذهبی فکر می‌کردند که خدا را خشنود می‌کنند. ولی خداوند می‌گوید که وقتی کسی گاوی ذبح می‌کند، مثل این است که انسانی را می‌کشد. مناسک مذهبی آنها، بر گناه آنها افزود، از آنها نکاست.

ب. اینان راه‌های خودشان را برگزیده‌اند…پس من نیز برای ایشان مصیبتی سخت بر خواهم گزید: قوم خدا عِصیان کردن بر علیه او را برگزیدند، و علی‌رغم هشدارهای مداوم او، بر آن پافشاری کردند. خدا به‌عنوان نمایه‌ای از داوری، برای ایشان مصیبتی سخت بر خواهد گزید.

یک) این یادآوری تکان‌دهنده‌ای از آنچه است که خدا حین مصیبت عظیم بر زمین انجام خواهد داد، همان‌طور که پولس در دوم تسالونکیان ۱۱:۲ می‌گوید: پس خدا ایشان را به توهّمی بزرگ دچار خواهد کرد، به گونه‌ای که دروغ را باور خواهند داشت. اما اتفاقی که حین مصیبت عظیم رخ می‌دهد، ثمر نهایی کاری است که خدا در میان انسان‌ها انجام می‌دهد. وقتی خدا را رد می‌کنیم و به دنبال توهمات خود می‌رویم، او شاید یکی برای ما بفرستد.

دو) نمونه‌ای از این نوع توهم، کسانی هستند که باور دارند دنیا از هیچ یا تصادفاً خلق شده است. چه چیزی متوهمانه‌تر از اینکه چیزی از هیچ خلق شود؟ یا باور به اینکه شانس در واقع نوعی قدرت دارد؟ در مورد آنهایی که بر باور به این امر پافشاری می‌کنند، باید گفت که خدا آنها را تسلیم به توهم خود می‌کند.

ج. زیرا چون خواندم کسی پاسخ نداد، و چون سخن گفتم گوش نگرفتند: چگونه می‌توانیم از تسلیم شدن به توهم دوری کنیم؟ با پاسخ به خداوند، هنگامی که می‌خواند، با شنیدن صدای او هنگامی که سخن می‌گوید. حقیقتاً به همین سادگی است!

۳. آیات (۵-۶) خداوند به دشمنان خود سزا می‌دهد

ای شما که از کلام خداوند می‌لرزید،

کلام او را بشنوید:

«برادران شما که از شما نفرت دارند

و به‌خاطر نام من شما را از خود می‌رانند، می‌گویند:

”باشد که خداوند جلال یابد

تا ما شادی شما را ببینیم“؛

اما خودِ ایشان سرافکنده خواهند شد.

«آواز غوغا از شهر!

صدایی از معبد!

این آواز خداوند است

که دشمنان خود را سزا می‌دهد!

الف. برادران شما که از شما نفرت دارند و به‌خاطر نام من شما را از خود می‌رانند، می‌گویند: اشعیا نشان می‌دهد که چگونه دینداران بی‌عمق و پوچ، ایمانداران حقیقی را استهزا می‌کنند. نخست، باید دانست که مذهبِ پوچ و ظاهری، از ایمانِ حقیقی نفرت دارد (از شما نفرت دارند). دوم، مذهب پوچ ایمان حقیقی را رد می‌کند (شما را از خود می‌رانند). سوم، مذهب پوچ در نام خداوند عمل می‌کند (به‌خاطر نام من). چهارم، مذهب پوچ سخنان روحانی را به استهزا می‌گیرد (باشد که خداوند جلال یابد تا ما شادی شما را ببینیم).

ب. اما خودِ ایشان سرافکنده خواهند شد: مهم‌تر از همه، مذهب پوچ نهایتاً به پیروزی نمی‌رسد. در پایان، شاید هم زودتر، ایشان سرافکنده خواهند شد و آواز خداوند را می‌شنوند که دشمنان خود را سزا می‌دهد.

خداوند با آتش می‌آید.

۱. آیات (۷-۱۱) شادمانی کردن از رهایی اورشلیم.
«او پیش از دردِ زا،

زاییده است؛

پیش از آنکه درد او را فرو بگیرد،

پسری به دنیا آورده.

کیست که چنین چیزی شنیده باشد؟

و کیست که چنین چیزهایی دیده باشد؟

آیا سرزمینی در یک روز متولد می‌شود؟

و ملتی در یک لحظه به دنیا می‌آید؟

زیرا که صَهیون به محض شروع درد زایمان،

فرزندان خود را زاده است.»

خداوند می‌گوید:

«آیا من به مرحلۀ تولد برسانم

و به دنیا نیاورم؟»

خدای شما می‌فرماید:

«آیا من که می‌زایانم،

رَحِم را ببندم؟»

«ای همۀ کسانی که اورشلیم را دوست می‌دارید،

با او شادی کنید و برایش شادمان باشید؛

ای همۀ آنان که برایش سوگوارید،

با او شادیِ بسیار نمایید؛

تا از پستانِ تسلی‌بخشِ او مکیده، سیراب شوید؛

تا از وفور نعمت او به‌غایت نوشیده، خرّم گردید.»

الف. او پیش از دردِ زا، زاییده است: اشعیا روزی را نبوت می‌کند که پیروزی به آسانی به اورشلیم خواهد رسید، زمانی که همچون وعده‌ای خواهد بود که در رومیان ۳۷:۸ مطرح شد به‌عکس، در همۀ این امور ما برتر از پیروزمندانیم، به‌واسطۀ او که ما را محبت کرد. او زایمان می‌کند، ولی زایمانی بدون درد! حقیقتاً کیست که چنین چیزی شنیده باشد؟

ب. با او شادی کنید: تمام آنچه قوم خدا به سهیم شدن در آن خوانده شده‌اند، شادیِ اورشلیم است. زمان رهایی، پیروزی و احیا رسیده است! ای همۀ کسانی که اورشلیم را دوست می‌دارید، با او شادی کنید. اگر قوم خدا این کار را بکنند، برای آنها نیز سبب برکت خواهد شد: تا از پستانِ تسلی‌بخشِ او مکیده، سیراب شوید.

یک) این شادمانی عظیم و فراوان گاهی ممکن است سبب ناراحتی دنیا شود و ما را تبدیل به هدف می‌کند. «به‌ندرت ایمانداران امروزی متهم به تندروی یا حتی اشتیاق بیش از حد می‌شوند؛ و این نشان می‌دهد که وِلرم شده‌ایم. وقتی دنیا ما را تندرو می‌خواند، به اوج محبتی نزدیک شده‌ایم که شایستهٔ خداوندمان است.» (اسپرجن)

۲. آیات (۱۲-۱۷) خداوند برای داوری می‌آید.

زیرا خداوند چنین می‌گوید:

«اینک من صلح و سلامت را چون رود در او جاری خواهم ساخت،

و جلال قوم‌ها را چون نهری سرشار؛

شما خواهید مکید و در آغوش او حمل خواهید شد،

و بر زانوانش نوازش خواهید یافت.

همچون کسی که مادرش او را تسلی می‌دهد،

من نیز شما را تسلی خواهم داد؛

آری، شما در اورشلیم تسلی خواهید یافت.

خواهید دید و دلتان شادمان خواهد شد،

و استخوان‌هایتان چون سبزه خرّم خواهد گردید؛

دست خداوند بر خادمانش معروف خواهد گشت،

و خشم او بر دشمنانش.

«زیرا هان خداوند در آتش خواهد آمد،

و ارابه‌هایش همچون گردباد خواهد بود،

تا خشم خود را به‌شدت جاری سازد،

و عتاب خویش را با شعله‌های آتش.

زیرا خداوند با آتش و شمشیر خود

بر تمامی بشر داوری خواهد کرد،

و کشتگان خداوند بسیار خواهند بود.»

خداوند می‌فرماید: «آنان که از پیِ یک تن که در وسط است، خود را برای رفتن به باغ‌ها تقدیس و تطهیر می‌کنند، و گوشت خوک و موش و مکروهات می‌خورند، با هم نابود خواهند شد.

الف. اینک من صلح و سلامت را چون رود در او جاری خواهم ساخت: وقتی مسیح در جلال و پیروزمندی باز می‌گردد، صلح اورشلیم همچون رودخانه‌ای آرام و قدرتمند است که هرگز ناآرام نشده است. اما تنها اورشلیم چنین نیست: و جلال قوم‌ها را چون نهری سرشار.

ب. همچون کسی که مادرش او را تسلی می‌دهد، من نیز شما را تسلی خواهم داد: خدا با لطافتی با وقار با خادمین وفادار خود سخن می‌گوید. کسی نمی‌تواند همچون مادر تسلی دهد و خدا چنین تسلی‌ای را برای قوم خود خواهد آورد.

یک) «این استعاره، به‌طرز خاصی دل‌انگیز است. پدر می‌تواند دلداری دهد، اما گمان می‌کنم چندان در این کار مهارت ندارد. وقتی خدا از ترحم خود سخن می‌گوید، خود را با پدر مقایسه می‌کند: چنانکه پدر بر فرزندانش ترحم می‌کند، خداوند نیز بر ترسندگانش ترحم می‌نماید. اما هنگامی که دربارهٔ تسلی سخن می‌گوید، مادر را برمی‌گزیند. هرگاه کودکان کوچک را بیمار دیده‌ام، تمام احساس ترحم دنیا را نسبت به آنان در دل داشته‌ام، اما نمی‌دانستم چگونه باید آنان را آرام کنم؛ ولی مادر، به‌صورت غریزی، می‌داند چگونه چنین کند.» (اسپرجن)

ج. دست خداوند بر خادمانش معروف خواهد گشت، و خشم او بر دشمنانش: وقتی مسیح در جلال و پیروزمندی، بازگردد، بازگشت او برای برخی برکتی عظیم خواهد بود و برای دیگران، چیزی جز داوری در بر ندارد. حقیقتاً بر تمامی بشر داوری خواهد کرد، و کشتگان خداوند بسیار خواهند بود.

د. آنان که از پیِ یک تن که در وسط است، خود را برای رفتن به با‌غ‌ها تقدیس و تطهیر می‌کنند: وقتی مسیح در جلال و پیروزمندی بازگردد، کسانی که مذهبی پوچ دارند، بر او آشکار خواهند بود. آنها با هم نابود خواهند شد.

۳. آیات (۱۸-۲۱) خداوند قوم خود را گرد می‌آورد و احیا می‌کند.

زیرا اعمال و افکارشان را می‌دانم، و زمان آن می‌رسد که تمامی قوم‌ها و زبان‌ها را گرد آورم. آنان خواهند آمد و جلال مرا خواهند دید و من در میان آنها نشانه‌ای خواهم نهاد. و از ایشان بازماندگانی را نزد قوم‌ها خواهم فرستاد: به تَرشیش و فول و لود، که تیراندازند، و به توبال و یاوان و سواحل دوردست، که آوازه‌ام را نشنیده و جلال مرا ندیده‌اند؛ و آنان جلال مرا در میان قوم‌ها اعلام خواهند کرد. و خداوند می‌گوید که ایشان تمامی برادرانتان را از جمیع امت‌ها سوار بر اسب و ارابه و تختِ‌روان و قاطر و شتر، به‌عنوان هدیه‌ای برای خداوند به کوهِ مقدس من اورشلیم خواهند آورد، همان‌گونه که اسرائیلیان هدیۀ آردی خود را در ظرفی طاهر به خانۀ خداوند می‌آورند. و خداوند می‌گوید: از ایشان کاهنان و لاویان نیز خواهم گرفت.

الف. تمامی قوم‌ها و زبان‌ها را گرد آورم. آنان خواهند آمد و جلال مرا خواهند دید: خدا وعدهٔ گرد آمدنِ عظیم را بین اسرائیلیان داده است؛ ولی همچنین عمل دوباره گرد آوردن را در سراسر دنیا به انجام می‌رساند، برخی از تمامی قوم‌ها و زبان‌ها جلال او را خواهند دید.

یک) یکی از نقاطی که این امر در آن تحقق نهایی می‌یابد، پیرامون تخت خداست (مکاشفه ۹:۵-۱۰).

دو) «خدا می‌گوید که او نشانه‌ای بین قوم‌ها برپا خواهد کرد. این نشان همان نشانهٔ پسر انسان است (متی ۳۰:۲۴).» (بولتِما)

ب. و از ایشان بازماندگانی را نزد قوم‌ها خواهم فرستاد…که آوازه‌ام را نشنیده و جلال مرا ندیده‌اند: اشعیا اشاره‌ای نبونی به دعوت مبشرین و کار قوم خدا می‌کند. البته، خدا برای اسرائیل هدفی تبشیری مد نظر داشت، از آن جهت که می‌خواهد در میان قوم‌ها کاهنین باشند (خروج ۶:۱۹) و نوری برای غیریهودیان. ولی به‌شکلی واضح‌تر کلیسا را نزد قوم‌ها مأمور کرد تا جلال او را نزد آنها اعلام کنند.

یک) آنها به تَرشیش (فرانسه، اسپانیا و ایتالیا)، فول (منطقه‌ای در آفریقا) و لود فرستاده شدند، که طبق نظر برخی لیبی امروزی است، البته بهتر است فول و لود را بخشی از آفریقا در نظر بگیریم. توبال پسر یافات بود، کسی که نوادگانش در شمال شرقی اروپا یا روسیه ساکن شدند، و یاوان نامی کتاب‌مقدسی برای یونان است.» (بولْتِما)

دو) در مفهومی محدودتر، این امر توسط مبشرین کلیسا در طول قرون محقق شد. اما تنها بخشی از آن جامهٔ عمل پوشید. نهایتاً، این افراد ۱۴۴ هزار شاهد در مصیبت عظیم خواهند بود؛ آنها مبشرین یهودی در حکومت هزارهٔ زمینی خواهند بود.

ج. ایشان تمامی برادرانتان را…به عنوان هدیه‌ای برای خداوند…خواهند آورد: به‌عنوان بخشی از عمل نهایی خدا، حینی که مبشرین راهی می‌شوند، مردم اسرائیل بازگشت شکوهمندانه خواهند داشت. این امر تا حدودی در گرد آمدن اسرائیل امروزی محقق گشته است؛ ولی نهایتاً در حکومت هزارهٔ مسیح بر زمین محقق خواهد شد.

یک) سال‌ها پیش نمونه‌ای شگفت‌انگیز از گرد آمدن از شبکهٔ خبری آروتْز ۷ در اسرائیل پخش شد:

«سی‌وهفت نفر از اعضای قبیلهٔ «بنی‌منشه» در هند که گمان می‌رود از بازماندگان ده سبط گمشدهٔ اسرائیل باشند- روز جمعه وارد اسرائیل شدند. بسیاری از این تازه‌واردان خویشاوندانی در میان ۴۵۰ نفر از بنی‌منشه دارند که طی پنج سال گذشته به اسرائیل مهاجرت کرده‌اند. آنان تحت نظارت سازمان آمیشاو (Amishav) مستقر در اورشلیم به اسرائیل آورده شدند. هدف این سازمان یافتن بازماندگان قبایل گمشده و بازگرداندن آنان به قوم یهود است. خاخام الیاهو آویخای، بنیان‌گذار و رئیس آمیشاو، که زندگی خود را وقف یافتن و یاری رساندن به بازماندگان قبایل گمشدهٔ اسرائیل کرده است، گفت: این لحظه‌ای تاریخی برای قوم یهود است. پس از جدایی‌ای طولانی و دشوار، بنی‌منشه بار دیگر با قوم یهود در سرزمین اسرائیل متحد می‌شوند. این پیروزی ایمان است. بازگشت آنان به صهیون نشانهٔ بسته شدن یک دایرهٔ تاریخی است.»

بِنی منشه، با سنت شفاهی غنی، ریشه‌های خود را متعلق به قبیلهٔ منشه اسرائیل می‌داند، و همچنان بر سنت‌های خاص یهودی پایبند است. در سی سال گذشته، حدوداً ۳۵۰۰ نفر از بنی‌منشه تصمیم گرفتند که رسماً به اسرائیل بپیوندند و زندگی یهودی خود را طبق شریعت یهود به بهترین شکل و در حد توان آغاز کردند. خاخام آویخای تقریباً ۲۰ سال پیش از وجود آنها با خبر شد و در مورد ادعای یهودی بودن آنها تحقیق کرد. بعد از چند دیدار و بررسی ادعای آنها، نتیجه گرفت که مدارک کافی و قانع‌کننده برای مرتبط ساختن بنی‌منشه با قوم یهود وجود دارد. در میان شواهد، خاخام آویخای به سنت کهن آنان اشاره می‌کند که از پدرانِ ایمان (پاتریارخ‌ها)، یعنی ابراهیم، اسحاق و یعقوب سخن می‌گوید؛ همچنین به رسم ختنهٔ پسران در روز هشتم پس از تولد، و مراسم قربانی بر مذبحی که یادآور معبد یهودی است، اشاره دارد در این مراسم، نام عبری خدا، کوه سینا، کوه موریا و کوه صهیون ذکر می‌شود.

د. از ایشان کاهنان و لاویان نیز خواهم گرفت: مقصود این است که خدا در آن روز کهانت را ورای مرزها پیشین بسط خواهد داد. این امر به شکل غایی در کلیسا واقع خواهد شد، چون مقدسین به کهانت خوانده شده‌اند (اول پطرس ۵:۲-۹، مکاشفه ۶:۱، ۱۰:۵، ۶:۲۰).

یک) «همان‌طور که در روزگار اشعیا تنها برخی کاهنین و لاویان بودند، اما از طریق آنها اسرائیل قوم کاهن خداوند شناخته می‌شد، پس اکنون پیش‌بینی می‌کند که غیریهودیان نیز به همین شکل شمرده شوند، و امتیازی مشابه داشته باشند.» (مُتیِر)  

۴. آیات (۲۲-۲۴) قطعیت داوری خداوند و احیای او.

زیرا خداوند می‌فرماید:

چنانکه آسمان جدید

و زمین جدیدی که می‌سازم

در حضورم پایدار خواهد ماند،

نام و نسل شما نیز پایدار می‌ماند.

و خداوند می‌فرماید:

تمامی بشر، از ماه نو تا ماه نو

و از شَبّات تا شَبّات خواهند آمد

تا در حضور من پرستش کنند.

و آنان بیرون رفته،

اجساد کسانی را که بر من طغیان کرده‌اند نظاره خواهند کرد.

«زیرا کِرمِ ایشان نخواهد مرد،

آتش ایشان خاموش نخواهد شد،

و نزد تمامی بشر مکروه خواهند بود.»

الف. خواهند آمد…تمامی بشر…تا در حضور من پرستش کنند: خدا پیروزی نهایی خود را توصیف می‌کند. در سراسر کتاب زیبای اشعیا، قوم‌ها داوری و معمولاً محکوم شده‌اند. ولی خدا برنامه‌ای غایی برای رسیدن به اقوام دارد، که در تحقق نهایی آن در مکاشفه ۹:۵-۱۰ دیده می‌شود. خدا مردم را از هر قبیله و زبان می‌بَرد و می‌گوید که تمامی بشر…در حضور او پرستش می‌کنند.

یک) اشعیا در مضمون این موضوع را مطرح می‌کند: تمامی بشر، از ماه نو تا ماه نو و از شَبّات تا شَبّات خواهند آمد تا در حضور من پرستش کنند. شایان توجه است که اشعیا کتاب را با محکوم کردن پرستش کم‌عمق قوم خدا در زمان ماه نو و شبات‌ها محکوم می‌کند (اشعیا ۱۲:۱-۱۵). اکنون بعد از عظمت عمل خداوند، همه‌چیز متفاوت است.

ب. و آنان بیرون رفته، اجساد کسانی را که بر من طغیان کرده‌اند نظاره خواهند کرد: برخی از هر قبیله و زبان، مقرر به پیروزی شده‌اند؛ سرنوشت برخی هم به انتخاب خود، فجیع خواهد بود. با استفاده از تصاویری از لعنت و عذاب جاودانی (کِرمِ ایشان نخواهد مرد، آتش ایشان خاموش نخواهد شد)، اشعیا سرنوشت کسانی را توصیف می‌کند که خدا را طرد می‌کنند، حتی اگر ظاهر مذهبی پوچ داشته باشند.

یک) «بعد از این زندگی، در روز داوری، به عذابی ابدی دچار خواهند شد؛ جایی که حس می‌کنند هرگز به خواب نخواهند رفت و غضب آتشین خدا بر جان و تن آنها خستگی‌ناپذیر است.» (پول)

دو) کتاب اشعیا با تضادی تعمق‌ برانگیز تمام می‌شود، و اهمیت غایی و نهایی حیات ابدی و کنونی را مشخص می‌کند. هر فرد قادر به انتخاب سرنوشت خود است: پرستش یا کرم. شما کدام یک را می‌خواهید؟