فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!

اشعیا باب ۳ ـ گناهان یهودا

شرح حال جامعهٔ تحت داوری

۱. آیات (‍۱-۷) فقدان غذا، آب و رهبران شایسته.

اکنون خداوندگار، خدای لشکرها،

هر تکیه‌گاهی را از اورشلیم و یهودا برمی‌گیرد؛

هر تکیه‌گاه به جهت خوراک و هر تکیه‌گاه به جهت آب را.

همچنین دلاوران و جنگاوران را،

و داوران و انبیا، و فالگیران و مشایخ را؛

سرداران پنجاه‌ها و صاحبمنصبان را،

مشاوران و جادوگران ماهر و ساحران چیره‌دست را.

من پسران جوان را بر ایشان حاکم خواهم ساخت،

و ستم‌پیشگان بر ایشان فرمان خواهند راند.

قوم بر یکدیگر ظلم خواهند کرد،

همسایه بر همسایه.

جوانان بر پیران ستم روا خواهند داشت،

و فرومایگان بر بزرگمردان.

هر کس در خانۀ پدری

دست به دامان برادر خویش شده، خواهد گفت:

«تو را عبایی هست؛ پس بر ما حاکم باش،

و این ویرانه زیر دست تو باشد!»

اما او در آن روز فریاد بر خواهد آورد:

«من دردی را دوا نتوانم کرد!

در منزل من نه خوراک است و نه جامه؛

پس مرا بر مردم حاکم مسازید!»

الف. اکنون خداوندگار، خدای لشکرها، هر تکیه‌گاهی را از اورشلیم و یهودا برمی‌گیرد: در این مقطع، داوری خدا بر یهودا شامل گرفتن خوراک (هر تکیه‌گاه) و آب ایشان می‌شود.

یک) اشعیا ۱:۳ مثالی خوب از راهی است که کاربرد دو کلمهٔ عبری است، و هر یک به خداوند یا خداوندگار ترجمه شده‌اند. در این آیه اولین جایی که این کلمه به کار گرفته شده، در زبان عبری از «اَدونای» استفاده شده است که به معنای «ارباب، صاحب و حاکم» است. کلمه‌‌ای مبسوط است که می‌توان آن را برای انسان و خداوند خدا، که ارباب غایی است، به کار برد. دومین بار که این کلمه به کار رفته، با حروف کوچک نوشته شده و ترجمهٔ کلمهٔ یهوه است، که نام مقدس خدای تثلیث است. پس بدین شکل در زبان عبری می‌توان گفت اَدونای یهوه را می‌توان در انگلیسی به خداوند خدا(Lord Lord) ترجمه کرد، اما در واقع به معنای ارباب یهوه است. این عبارت ۳۰۰ مرتبه در عهد‌عتیق آمده است. و اکثراً در ترجمه‌ها به خداوند خدا ترجمه شده است.

دو) این عبارت خاص – خداوندگار، خدای لشکرها بیش از ۱۵ بار در عهد‌عتیق و اغلب توسط اشعیا به کار رفته است (اشعیا ۲۴:۱، ۱:۳، ۱۵:۳، ۲۳:۱۰-۲۴، ۳۳:۱۰، ۴:۱۹، ۵:۲۲، ۱۲:۲۲، ۱۵-۱۴:۲۲ و ۲۲:۲۸). این عبارت بر عظمت و قدرت خدا تأکید دارد، چون منظور از خدای لشکرها «فرماندهٔ ارشد» سپاه آسمان است.

سه) پس وقتی «ارباب همگان، یهوهِ سپاه آسمان (خداوندگار، خدای لشکرها)» است که غذا و آب را از اورشلیم و و یهودا منع داشت، حکیمانه است که توبه کنند و رابطهٔ خود را با او اصلاح نمایند. « از همین روست که او خدا را خداوندگار، خدای لشکرها می‌نامد، تا شکوه و جلال خدا، ذهن‌های خواب‌آلود و سست آنان را بلرزاند؛ زیرا خدا نیازی به القاب ندارد، بلکه این ما هستیم که باید از طریق شناخت جلال او، از نادانی و حماقت خود بیدار شویم.» (کالوین)

ب. همچنین دلاوران و جنگاوران را، و داوران و انبیا: داوری، بدتر از محروم کردن فرد از آب و غذا است. خدا داوری را با محروم کردن اورشلیم و یهودا از رهبرانی شایسته و دیندار وارد آورد: همچنین دلاوران و جنگاوران را، و داوران و انبیا، و فالگیران و مشایخ را؛ سرداران پنجاه‌ها و صاحبمنصبان را، مشاوران و جادوگران ماهر و ساحران چیره‌دست را. به‌ جای رهبران شایسته و حکیم، خدا پسران جوان را بر ایشان حاکم خواهم ساخت.

یک) تحقق نهایی این نبوت در دوم پادشاهان ۱۴:۲۴ آمده است: نیز همۀ مردمان اورشلیم و تمام صاحبمنصبان و جنگاوران را که بر روی هم ده هزار تن بودند، و نیز صنعتگران و آهنگران را به تبعید فرستاد، به‌طوری که سوای فقیرترین مردمان آن دیار، کسی دیگر باقی نماند.

دو) اما این اصل داوری خدا تا به امروز باقی است. روشی که خدا داوری را بر ملتی وارد می‌آورد، لعن نمودن آنها با حاکمین بی‌دین و نالایق است. این معمول‌ترین و ساده‌ترین روش داوری شدن است: برآورده کردن خواستهٔ دل شریر مردم. این بحران رهبری حتی می‌تواند در زمان‌هایی که کامیابی اقتصادی وجود دارد نیز رخ دهد (اشعیا ۷:۲ بخشی از این نبوت است). تأثیر داوری خدا، رهبرانی نالایق و بی‌دین است، و شاید آن تأثیر فوراً دیده نشود ولی قطعاً دیده خواهد شد، مگر اینکه آن ملت توبه کنند و خدا رحم کند.  

ج. قوم بر یکدیگر ظلم خواهند کرد: این امر از رهبری بی‌دین و ناشایست نشأت می‌گیرد و بدین خاطر در جامعهٔ فروپاشی رخ خواهد داد (جوانان بر پیران ستم روا خواهند داشت، و فرومایگان بر بزرگمردان).

یک) «زیرا به‌راستی هیچ رفتاری توهین‌آمیزتر و پریشان‌کننده‌تر از این نیست که بدترین نمونه‌های هر نوع فساد، آشکارا از سوی حکمرانان به نمایش گذاشته شود، در حالی که هیچ‌کس حتی یک کلمه بر ضد آن بر زبان نمی‌آورد، بلکه تقریباً همه با آن موافقت می‌کنند.» (کالوین)

د. تو را عبایی هست؛ پس بر ما حاکم باش، و این ویرانه زیر دست تو باشد: شرایط آنقدر بد می‌شود که در اذهان مردم، حتی کوچک‌ترین دستاورد، سبب صلاحیت فرد برای رهبری خواهد شد. با اینکه حتی شاید چنین شخصی خواهان رهبری نباشد: اما او در آن روز فریاد بر خواهد آورد: «من دردی را دوا نتوانم کرد! در منزل من نه خوراک است و نه جامه؛ پس مرا بر مردم حاکم مسازید!»

 یک) «جالب است که نبی چگونه عاقبت از هم‌پاشیدن دولت را به این دقت توصیف می‌کند. هر کس که ماه‌های پس از مِی ۱۹۴۵ [بعد از جنگ جهانی دوم] را در آلمان به خاطر دارد، با احساسی خاص این قسمت را می‌خواند (کایسِر، نقل شده در گِروگان)

 

۲. آیات (۸-۱۲) چرا یهودا آمادهٔ داوری شدن است.

زیرا اورشلیم می‌لغزد، و یهودا می‌افتد؛

از آن رو که گفتار و رفتار‌شان بر ضد خداوند است،

و در برابر چشمان پرجلال او سر به طغیان برداشته‌اند.

حالت چهرۀ ایشان بر ضدشان شهادت می‌دهد؛

همچون سُدوم گناه خویش را جار می‌زنند،

و آن را پنهان نمی‌سازند.

وای بر جان‌های ایشان، زیرا که بلا بر سر خویش آورده‌اند.

پارسایان را گویید که ایشان را سعادتمندی خواهد بود،

زیرا که از ثمرۀ اعمال خویش خواهند خورد.

وای بر شریران، که بلا در انتظارشان است،

زیرا که بر حسب عمل دست خودشان بدیشان کرده خواهد شد.

و اما قوم من -کودکان بر آنان ستم می‌کنند،

و زنان بر ایشان فرمان می‌رانند.

ای قوم من، راهنمایان شما گمراهتان می‌کنند،

و مسیر راه‌هایتان را مغشوش می‌سازند‌.

الف. گفتار و رفتار‌شان بر ضد خداوند است: اورشلیم و یهودا در گفته و کردهٔ خود گناه ورزیده‌اند. در واقع، آنچه می‌گویند و می‌کنند در برابر دیدگان پرجلال او طغیان محسوب می‌شود.

یک) آسان‌تر است که فکر کنیم آنچه می‌کنیم در برابر خدا اهانت به حساب می‌آید تا اینکه فکر کنیم آنچه می‌گوییم ممکن است چشم پر جلال او را آزرده سازد. ولی به ما فرمان داده شده تا خدا را با آنچه می‌کنیم به اندازهٔ آنچه می‌گوییم، جلال دهیم. عیسی گفت، امّا به شما می‌گویم که مردم برای هر سخن پوچ که بر زبان برانند، در روز داوری حساب خواهند داد. زیرا با سخنان خود تبرئه خواهید شد و با سخنان خود محکوم خواهید گردید. (متی ۳۶:۱۲-۳۷)

ب. حالت چهرۀ ایشان بر ضدشان شهادت می‌دهد: ظاهر آنها مدرکی از حس گناه آنها بود. آنها یا پوزخند فردی فاسد بر لب داشتند یا سرافکندگی محکومان را.

یک) «امیال ناپاک به‌طور خاص در چشمان مشهود هستند: هر آنکه رویش به فسق یا فاحشگان افتاده می‌داند؛ در این مورد باید گفت که اینان دوست داشتند آن‌طور که هستند به ‌نظر آیند. آنها به معصیت خود فخر می‌کنند. این والاترین حد بی‌دینی است.» (کلارک)

ج. همچون سُدوم گناه خویش را جار می‌زنند، و آن را پنهان نمی‌سازند: گناه آنها آشکارا دیده می‌شد و احساس شرم نمی‌کردند. روابط درون فرهنگی در دوران اشعیا احتمالاً مشابه زمان حال بود. با شعار «صداقت» و «روراستی» و «ریاکار نبودن»، هر نوع گناهی تأیید می‌شد و کسی اجازه نداشت مدعی معیار و حدی گردد، مگر اینکه به‌کمال طبق آن زندگی کند.  

یک) شایستگی ظاهری مهم است. مهم است که در مورد بسیاری از گناهان سخن گفته نشود، گرچه وجود دارند و گاهی بر کلیسا نیز تأثیر می‌گذارند. بدین وسیله است که قوم خدا معیاری اعلام می‌کند، گرچه آنها یا دنیا طبق این معیار عمل نمی‌کنند. افسسیان ‍۱۲:۵ چنین می‌گوید: زیرا حتی بر زبان آوردن آنچه چنین کسان در خفا می‌کنند، شرم‌آور است.

دو) یکی از زیان‌بارترین دروغ‌های دوران ما این است که معیار داشتن و زندگی کردن طبق آن، غلط یا ریاکارانه است. هیچ‌کس تا به حال همیشه حقیقت را نگفته است، ولی با این‌حال نیک و به‌جا است که به کودکان «دروغ نگفتن» را یاد بدهیم. غلط و مخرب خواهد بود که بگوییم «نباید به بچه‌ات بگویی نمی‌توانی دروغ بگویی. خودت قبلاً دروغ گفته‌ای، پس اگر به او بگویی دروغ نگو ریاکاری کرده‌ای.» این دیدگاه در جامعهٔ ما نتیجه‌ای مشخص می‌دهد: تنزل عمدهٔ معیارها. همچنین اتهام ریاکاری به‌کل اشتباه است. ریاکارانه نیست که معیار و آرمانی داشته باشیم که خودتان به غایت قادر به حفظ آن نیستید. ریاکاری هنگامی رخ می‌دهد که شما تظاهر به حفظ استاندارد و معیار مد نظر می‌کنید، ولی در اصل تلاشی برای آن نمی‌کنید یا هنگامی که تلاشی برای حفظ آن معیار و آرمان نمی‌کنید و فکر می‌کنید دیگران باید چنین کنند.

سه) «حفظ آداب و نجابتِ ظاهری، دست‌کم نشانه‌ای‌ست از وجدانی که به‌طور کامل بی‌حس و سوخته نشده است.» (جِنینگز)

د. وای بر جان‌های ایشان، زیرا که بلا بر سر خویش آورده‌اند: نیازی نبود که خدا کار خاصی بکند تا داوری را بر اورشلیم و یهودا وارد آورد. تنها کاری که باید انجام می‌داد این بود که آنها را رها کند تا بلا بر سر خویش آورند.

یک) وقتی خداوند به کشوری رهبری‌ای می‌دهد که به آن میل دارند و لایقش هستند، می‌تواند برای آنها برکت باشد یا لعنت. در مورد یهودا در زمان اشعیا، این امر لعنت بود.

ه. پارسایان را گویید که ایشان را سعادتمندی خواهد بود، زیرا که از ثمرۀ اعمال خویش خواهند خورد: خدا حتی در داوری می‌دانست که چطور قوم خود را برکت دهد و حفاظت کند. گاهی این تنها با در نظر گرفتن ابدیت، مشاهده می‌گردد، ولی خدا ما را مطمئن می‌کند که پارسا هرگز سرنوشتی مشابه شرور نخواهد داشت. ابراهیم نشان داد که این اصل را به‌خوبی می‌داند هنگامی که به خداوند چنین گفت: حاشا از تو که چنین کنی؛ که پارسا را با شریر به مرگ بسپاری، به گونه‌ای که پارسا و شریر مساوی باشند. حاشا از تو! آیا داور تمامی جهان عدالت را به جا نخواهد آورد؟» (پیدایش ۲۵:۱۸)

و. زیرا که از ثمرۀ اعمال خویش خواهند خورد…زیرا که بر حسب عمل دست خودشان بدیشان کرده خواهد شد: خدا به پارسا و شریر پاداشی داد که لایقش بودند. زیرا برای پارسا، این سبب تسلی است، و برای شریر سبب لعنت.

یک) اسپرجن در مورد وای بر شریران، که بلا در انتظارشان است چنین می‌گوید: «شریران سزا خواهند دید، ظاهر کنونی‌شان فریبتان ندهد…چشمانی که هرگز به‌خاطر گناه اشکی نمی‌ریزند، در دردی فراوان زجر خواهند کشید…حس کردن خشم خدا بر جانت، برایت سودمند خواهد بود، چون اگر چنین نشود، ذره ذره تو را له می‌کند، بی‌اینکه امیدی داشته باشی و پایانی را ببینی. تو را درمانده می‌کند.»

ز. و اما قوم من -کودکان بر آنان ستم می‌کنند، و زنان بر ایشان فرمان می‌رانند: خداوند داوری خود را بر یهودا با افسوس و ناله اعلام کرد. به آنها گفت که رهبرانی ناشایست و بی‌دین خواهند داشت. راهنمایان شما گمراهتان می‌کنند، و مسیر راه‌هایتان را مغشوش می‌سازند.

یک) زنان بر ایشان فرمان می‌رانند: این یک لعنت محسوب می‌شد، نه برکت. قطعاً خدا زنانی خاص را در دورانی خاص بلند کرد تا در زمینه‌های مختلف رهبر باشند. دبوره (داوران ۴-۵) و استر نمونه‌های از این زنان هستند. اما این با جامعه‌ای که به‌طور کل زنان حاکم هستند فرق دارد. چنین جامعه‌ای لعن‌شده است، نه برکت‌یافته.

 

شکایت خدا علیه یهودا.

۱. آیات (۱۳-۱۵) رفتار بد آنها با فقرا.

خداوند در مقام اعلام‌ جرم برخاسته،

و برای داوری قوم‌ها ایستاده است.

خداوند بر ضد مشایخ و حاکمان قوم خود به محاکمه داخل می‌شود:

«شمایید که تاکستان‌ها را تباه ساخته‌اید؛

اموال دزدیده از فقیران در خانه‌های شما یافت می‌شود.

شما را چه که قوم مرا لِه کنید و روی فقیران را خُرد سازید؟»

این است فرمودۀ خداوندگار، خداوند لشکرها.

الف. خداوند در مقام اعلام‌جرم برخاسته، و برای داوری قوم‌ها ایستاده است: خداوند هم دادستان است (در مقام اعلام ‌جرم) و هم قاضی بر علیه یهودا. وقتی در دادگاه هستید، و دادستان و قاضی یک نفر هستند، می‌دانید که قرار است گناهکار از دادگاه بیرون بیایید.

ب. اموال دزدیده از فقیران در خانه‌های شما یافت می‌شود. شما را چه که قوم مرا لِه کنید و روی فقیران را خُرد سازید؟ اتهام خدا بر علیه مشایخ و حاکمان اسرائیل این نبود که آنها نتوانستند به فقرا کمک کنند. این به ‌خودی‌خود بد بود. اما بدتر از آن این بود که آنها از فقرا دزدی کردند و از فقر آنها برای ثروتمند ساختن خود سوء‌استفاده نمودند.

 

۲. آیات (۱۶-۲۳) زنان گناهکار یهودا و داوری خداوند علیه آنها.

خداوند می‌فرماید: از آنجا که دختران صَهیون متکبرند

و با گردن‌های افراشته راه می‌روند،

از چشمانشان عشوه می‌بارد و با ناز و کرشمه می‌خرامند

و بر پاهای خویش زنگوله‌ها را به صدا درمی‌آورند،

بنابراین، خداوند فرق سَرِ دختران صَهیون را کَچَل خواهد کرد،

و پیشانی ایشان را برهنه خواهد ساخت.

در آن روز، خداوندگار زیورآلات را از ایشان خواهد گرفت:

زنگوله‌ها، پیشانی‌بندها، گردن‌بندهای هلالی،

گوشواره‌ها، النگوها، روبندها، دستارها،

بازوبندها، کمربندها، عطردان‌ها، طلسم‌ها،

انگشتری‌ها، حلقه‌های بینی، لباس‌های نفیس،

رداها، شال‌ها، کیف‌ها، آینه‌ها،

جامه‌های کتان لطیف و کلاه‌ها و بُرقَع‌ها را.

الف. دختران صَهیون متکبرند و با گردن‌های افراشته راه می‌روند: مردم یهودا مغرورند. آنها مشغول خود بوده و دوست داشتند خود را بهتر از دیگران بدانند (متکبر).

یک) دل مغرور مبنای مابقی گناهان در میان دختران صَهیون بود. «برای اشاره به اتهامات بی‌اساس آنها، او بیماریِ باطنی را آشکار می‌کند که در ظاهر آنها دیده می‌شود.» (کالوین)

دو) اما زنان پارسا بر خلاف این دسته به چنین کاری خوانده شده‌اند: هیچ کاری را از سَرِ جاه‌طلبی یا تکبّر نکنید، بلکه با فروتنی دیگران را از خود بهتر بدانید. (فیلیپیان ۳:۲)

ب. از چشمانشان عشوه می‌بارد: زنان یهودا از نظر جنسی اغواگر و بی‌قید بودند. آنها می‌خواهند به چشم مردان جذاب جلوه کرده و با عشوه آنها را به بی‌عفتی بکشانند.

یک) «آنچه در مورد شهوت اضافه می‌کند به شهوتی بی‌شرمانه اشاره دارد که اکثراً به‌وسیلهٔ چشم ابراز می‌شود؛ چرا که چشمان بی‌عفت، راهنمایان دل بی‌عفت هستند؛ اما چشمان زن باعفت، موقر است و سرگردان یا لرزان نمی‌شود.» (کالوین)

دو) اما زنان خدا بر خلاف این دسته خوانده شده‌اند تا خویشتندار و عفیف باشند (تیتوس ۵:۲)

ج. با ناز و کرشمه می‌خرامند و بر پاهای خویش زنگوله‌ها را به صدا درمی‌آورند: زنان یهودا به‌دنبال زیور‌آلات و تجملات لوکس بودند. آنها در زندگی وقت بسیاری صرف ظاهر و تصویری که از خود جلوه می‌دادند، می‌کردند.

یک) جهت تأکید، نبی فهرستی از وسایل و تجملات لوکسی را اعلام کرد که زنان یهودا مشتاق آنها بودند و زندگی خود را وقف آنها می‌کردند: زنگوله‌ها، پیشانی‌بندها، گردن‌بندهای هلالی، گوشواره‌ها، النگوها، روبندها، دستارها، بازوبندها، کمربندها، عطردان‌ها، طلسم‌ها، انگشتری‌ها، حلقه‌های بینی، لباس‌های نفیس، رداها، شال‌ها، کیف‌ها، آینه‌ها، جامه‌های کتان لطیف و کلاه‌ها و بُرقَع‌ها را. مشخصاً، در اورشلیم بازار خوب بود.

دو) این عشق به زندگی تجملی و زیورآلات و جمع کردن، تنها مختص به زنان نیست. بسیاری از مردان هم مشکلی مشابه دارند. اما قطعاً بسیاری از زنان چنین مشکلی دارند. در سال ۱۹۹۲ داستانی در لس‌آنجلس تایمز چاپ شد که روایت میشل بود، نویسنده و ویراستاری موفق، او از روزی می‌ترسید که شوهرش انبار کارت‌های اعتباری‌اش را کشف کند و از محلی خبردار شود که خریدهای تازه‌اش را به آن پست می‌کند یا از فریب‌های دیگر او برای مخفی داشتن خریدهایش آگاه شود. میشِل می‌گوید، «من به اندازهٔ شوهرم درآمد دارم، اگر لباسی از مارکی لوکس بخواهم که قیمتی غیرمنطقی دارد، می‌دانم که لایقش هستم، دوست ندارم در این مورد به خود ناراحتی راه دهم. پس آسان‌ترین کار این است که دروغ بگویم.» سال گذشته، وقتی شوهرش او را مجبو کرد که کارت‌های اعتباری‌اش را بسوزاند، میشِل بدون اینکه شوهرش خبردار شود، کارت‌های تازه تهیه کرد. میشِل در این مورد می‌گوید، «در ترس زندگی می‌کنم. اگر بفهمد چه؟»

سه) در همین مقاله، معلم مدرسه توضیحات بیشتری می‌دهد: «مردان نمی‌فهمند که خرید کردن مثل دارو است.» این خانم معلم با شوخ‌طبعی این حرف‌ها را می‌زند، در حالی‌که که اعتراف می‌کند بعضی از ماه‌ها قسمت زیادی از حقوقش صرف پرداخت قسط‌ها می‌شود. «به پاساژهای لوکس رفتن مثل رفتن به بهشت است. خدا صندوق عقب ماشین را خلق کرد تا زنان خریدهایشان را آنجا مخفی کنند.» شخصی به اسم ماری در مورد عادت خرید خود چنین می‌گود: «خرید کردن تفریح من است. این‌طور خودم را خالی می‌کنم. وقتی وارد پاساژ می‌شوید و چند مغازه را می‌بیند، انگار چیزی وجودتان را تسخیر می‌کند.»

چهار) «شایان توجه است که نبی دلیل خوبی برای نکوهش کردن شوق و ذوق زنان به تجملات داشت، آن هم به این شدت و حدت؛‌ مدتی مدید معصیت‌های فراوان کردند و بیش از همه شعلهٔ اشتیاق آنها به جامه‌های نفیس، زندگی آنها را گرفته بود. به ذاتْ طماع بودند و از هیچ هزینه‌ای برای دست و پا کردن ظاهری پرافاده دریغ نمی‌کردند، حتی از غذا و آنچه لازمهٔ طبع آنها بود دوری می‌کردند تا مبلغ بیشتری برای لباس و ظاهر اختصاص دهند. آن‌قدر به این معصیت آلوده و فاسد شده‌اند که از هر گناه دیگری فراتر می‌رود.» (کالوین)

پنج) «هیچ‌چیزی نمی‌تواند ورای کنجکاوی ساکن در زنان برود. حقیقتاً تدبیرهای آنها را پایانی نیست؛ و بی‌دلیل نیست که می‌گویند زنان دنیایی از وسایل دارند؛ چرا که اگر همه را یک‌جا جمع کنند، بخشی از دنیا را فرا می‌گیرند.» (کالوین)

شش) اما به زنان دیندار چنین فرمان داده شده است: زیبایی شما نه در آرایش ظاهری، همچون گیسوان بافته و جواهرات و جامه‌های فاخر، بلکه در آن انسان باطنی باشد که آراسته به زیباییِ ناپژمردنیِ روحی ملایم و آرام است، که در نظر خدا بس گرانبهاست. (اول پطرس ۳:۳-۴)

د. بنابراین، خداوند فرق سَرِ دختران صَهیون را کَچَل خواهد کرد، و پیشانی ایشان را برهنه خواهد ساخت: همه اسیر ظاهر خود بودند و به تجملات عشق می‌ورزیدند و بی‌قید و بندی، دخترانِ صهیون را در معرض داوری قرار داد. فرق سر آنها کَچل خواهد شد و به جای زیبندگی، بی‌آبرو و تحقیر می‌شوند. همچنین خداوند زیورآلات را از ایشان خواهد گرفت.

یک) دوران اشعیا، این نوع داوری‌ها به تهاجمی در آینده ربط داشت. به‌خاطر کمبود و بیماری، دختران صهیون بیمار و مریض خواهند شد. به آنها تجاوز خواهد شد و تحقیر خواهند شد. و زیورآلاتشان از آنها خواهد گرفته شد.

دو) به دلیل نقش آنها در پرورش فرزندان، مهم است که زنان خدا همچون زنان خدا زندگی کنند و بیندیشند. هنگامی که زنان یک فرهنگ فاسد شوند، امیدی برای نسل بعد باقی نمی‌ماند. امّا زمانی که زنان یک فرهنگ به سوی خداوند و راه‌های او بازگردند، امیدی عظیم برای آینده پدید می‌آید.

سه) «مختصراً می‌توان گفت که به زنان و مردان گفته شده که از عطایای خدا به شایستگی استفاده کنند. زیرا خداوند افراط را تحمل نمی‌کند و قطعاً مجازاتی جدی برای آن در نظر می‌گیرد؛ چون با توبیخی سطحی قابل کنترل نخواهد بود.» (کالوین)

 

۳. آیات (۲۴-۲۶) داوری بیشتر خداوند علیه دختران گناهکار صهیون.

به جای عطریات، بوی تعفن خواهد بود؛

به جای کمربند، طناب؛ به جای موی بافته، کچلی خواهد بود؛

به جای جامۀ فاخر، پلاس؛ و به جای زیبایی، داغ ننگ.

مردانت به شمشیر خواهند افتاد،

و دلاورانت در میدان نبرد از پا در خواهند آمد.

دروازه‌های صَهیون شیون و ماتم خواهند کرد،

و او متروک بر خاک خواهد نشست.

الف. به جای…به جای…به جای…به جای…به جای: خداوند زیورآلات آنها را با نشانه‌های اسارت و حقارت معاوضه خواهد کرد. آنها در بوی تعفن، کچلی و با داغ ننگ زندگی خواهند کرد و در اسارت تباه خواهند شد.

یک) متوجه هستیم که چقدر سریع خدا همه‌چیز را می‌تواند از ما بگیرد؟ این دلیلی بیشتر برای حرمت نهادن خدا با آنچه داریم است، به ‌جای اینکه دست به افراط بزنیم.

دو) «بدترین اتفاق برای ما این است که نسبت به توبیخ بی‌تفاوت شویم و درک نکنیم که خدا ما را توبیخ می‌کند. وقتی با چنین بلاهتی عمل می‌کنیم، دیگر ادعای ما بی‌اثر است.» (کالوین)

ب. مردانت به شمشیر خواهند افتاد، و دلاورانت در میدان نبرد از پا در خواهند آمد: بی‌شک، دلیلی که دختران صهیون زیورآلات و تجملات را دوست داشتند، این بود که سبب جذابیت بیشتر آنها برای مردان می‌شد. حس می‌کردند می‌توانند به این شکل به مردان برسند. اما عشق بی‌دینانهٔ آنها به تجملات و زیورآلات سبب شد مردان خود را از دست بدهند.

ج. و او متروک بر خاک خواهد نشست: یک مدال رومی که پس از سقوط اورشلیم ضرب شد، زنی یهودی را نشان می‌دهد که متروک (اندوهگین)، زیر یک درخت نخل در کنار یک سرباز رومی نشسته است.

برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.