فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!

مزمور 40 – خدمتگزار می­آید تا خواست خدا را به انجام برساند

این مزمور تنها با این عنوان نام‌گذاری شده است: برای سالار سرایندگان. مزمور داوود.

برای سالار سرایندگان: « بی‌تردید، چنین مزمور گران‌بها و پرارزشی شایسته بود که به سالار سرایندگان مقدس سپرده شود.» (چارلز اسپرجن)

مزمور داوود: جی.کمپبل مورگان معتقد است: «در این مورد، دلیل سرود به احتمال زیاد، رهایی داوود از تمام سال‌های طولانی آوارگی و رنج بود؛ و این حقیقت که او سرانجام به مراسم تاجگذاری‌اش رسیده بود

اعلان یک رهاییِ مسرت­بخش.

1. آیات (1-3) نتایج مبارکِ انتظار صبورانه برای خداوند.

انتظارِ بسیار برای خداوند کشیدم،

و به من مایل شده، فریادم را شنید.

او مرا از چاه هلاکت برآورد

و از گل و لای برکشید؛

و پاهایم را بر صخره نهاد

و گام‌هایم را مستحکم فرمود.

سرودی تازه در دهانم گذاشت،

سرود ستایش خدایمان را.

بسیاری این را دیده، خواهند ترسید

و بر خداوند توکل خواهند کرد.

الف. انتظارِ بسیار برای خداوند کشیدم، و به من مایل شده: ایده انتظار داوود برای خداوند، به‌ویژه در مزمورهای اخیر، امری رایج بوده است (مزمور 5:25، 21:۲۵، ۱۴:۲۷، ۷:۳۷، ۹:۳۷). در مزمور پیشین (مزمور 7:39) داوود بدون جوابی فوری در انتظار خداوند بود. در این قسمت جواب داده شده است: به من مایل شده، فریادم را شنید.

یک) «انتظارِ بسیار کشیدم، در عبری آمده است: در انتظار، انتظار کشیدم؛ این تکرار واژه بیانگر آن است که او با جدیت و اشتیاق، با صبر و پایداری منتظر ماند تا زمانی که خدا بخواهد او را یاری دهد.» (پول)

دو) «موضوع انتظار که در مزمور ۳۷ شرح داده شده بود، در مزمورهای ۳۸ و ۳۹ به‌گونه‌ای دردناک به کار گرفته شد، اما اکنون نتیجه‌ای پیروزمندانه یافته است.» (کیدنر)

سه) «ای برادران، فکر نمی‌کنید که در مورد بیشتر ما باید چنین نوشته می‌شد: با بی‌صبری انتظار خداوند را کشیدم؟» (اسپرجن)

ب. به من مایل شده، فریادم را شنید: واژۀ مایل به آن مفهوم است که خدا در دشواری‌اش به سوی داوود خم شده و هر فاصله‌ای را که میان خداوند و خادمش وجود دارد، از میان برمی­دارد. زمانی که داوود دریافت که خدا فریادش را شنید، از جوابی مطلوب یقین یافت.

یک) «انتظار بردبارانه سبب ‌می‌شود خواننده حِس نماید که یَهُوَه به سوی او خم شده است و فریادش را می­شنود.» (مورگان)

دو) «درست همچون هنگامی که توجۀ شخصی متوقف و میخکوب می­گردد.» (کیدنر)

ج. او مرا از چاه هلاکت برآورد و از گل و لای برکشید؛ و پاهایم را بر صخره نهاد: اینها منافعی بیشتر برای داوود بود که انتظارِ بسیار برای خداوند کشید. خدا او را از فاجعۀ حال حاضرش (که همچون گل‌ولای بود) رها ساخت و او را در جایی بس بهتر و امن­تر گذاشت (گام‌هایم را مستحکم فرمود). دعای داوود به جهت رهایی پاسخ داده شد.

د. سرودی تازه در دهانم گذاشت، سرود ستایش خدایمان را: این نیز یکی دیگر از برکات انتظار داوود برای خداوند بود. نجات او، ستایشی خودجوش را به بار آورد؛ سرودی تازه که از خودِ خدا سرچشمه می‌گرفت.

یک) خداوند الهام‌بخش سرودها و کلمات ستایش است. این ممکن است به نظر خودخواهانه یا سودجویانه برسد، اما زمانی که می‌فهمیم چقدر نیکو و به‌حق است که آفریده، آفرینندۀ خود و نجات‌یافته، منجی خود را بستاید، آن‌گاه این موضوع منطقی می‌شود. ما سپاسگزاریم که خداوند به ما توانایی ستایش کردن خود را عطا می‌کند.

دو) این مزمور سرود تازه­ای بود که خدا در دهان داوود قرار داد. «خادمِ رنج‌کشیده خداوند همیشه به سراینده تبدیل می‌شود. چرا که راز سرود همیشه در این است که برای خداوند منتظر باشی، اراده خداوند را در رنج‌ها انجام دهی، و نتیجه همیشه نجات است، و حاصل آن یک سرود.» (مورگان)

ه‍. بسیاری این را دیده، خواهند ترسید و بر خداوند توکل خواهند کرد: این یکی دیگر از برکات انتظار بردبارانۀ داوود برای خداوند است. رهایی و پرستشی که از آن پدید آمد، شهادتی اثرگذار برای سایرین بود. آنها الهام گرفتند تا از خداوند بترسند و به او توکل کنند.

یک) بر خداوند توکل خواهند کرد: «توکل بر خداوند گواه و جوهرۀ رهایی و نجات است. کسی که ایمان واقعی دارد، به‌وضوح از سلطه گناه و شیطان رهایی یافته است.» (اسپرجن)

2. آیات (4-5) توکل بر خدایی که به قوم خود توجه می­کند.

خوشا به حال کسی که بر خداوند توکل دارد،

و به متکبران روی نمی‌آورد،

به کسانی که از پی دروغ گمراه می‌شوند.

ای یهوه خدای من،

تو کارهای شگفت خود را

و تدبیرهای خود را برای ما،

بس کثیر گردانیده‌ای؛

کسی را با تو قیاس نتوان کرد.

اگر بخواهم آنها را بازگویم و بیان کنم،

بیش از حدِ شمار است.

الف. خوشا به حال کسی که بر خداوند توکل دارد: این فکری طبیعی و مناسب است که از آنچه داوود به‌تازگی تجربه کرده بود، نشأت می‌گیرد. او به‌طور تجربی می‌دانست که توکل -همان‌طور که با انتظار بردبارانه برای خداوند نشان داده می‌شود- پربرکت است.

یک) «یک مرد ممکن است به اندازهٔ ایلعازر فقیر باشد، به اندازهٔ مُردخای مورد نفرت قرار گیرد، به اندازهٔ حزقیا بیمار باشد، به اندازهٔ ایلیا تنها باشد، اما تا زمانی که دست ایمان او بتواند ارتباطش را با خدا حفظ کند، هیچ‌یک از مصیبت‌های بیرونی او نمی‌تواند مانع از آن شود که او در شمار برکت‌یافتگان قرار گیرد. اما ثروتمندترین و کامیاب­ترین انسانی که بی­ایمان باشد، مورد لعنت است، هر که باشد.» (اسپرجن)

ب. و به متکبران روی نمی‌آورد، به کسانی که از پی دروغ گمراه می‌شوند: داوود توکل بر خدا را با رفتار اخلاقی مرتبط ساخت تا بهتر بتوان از این طریق توانایی تشخیص و داوریِ شخصیت سایرین و برخورد متناسب با آنان را داشت. شاید بحران داوود نَشأت گرفته از آن بود که به متکبران یا به کسانی که از پی دروغ گمراه می‌شوند، روی نمی‌آورد.

یک) به متکبران روی نمی‌آورد: «او برای متکبران اصطلاحی را به کار می­برد که مبدل به لقبی برای مصر شد، اژدهای بی‌خاصیت، اشعیا 7:30.» (کیدنر)

ج. ای یهوه خدای من، تو کارهای شگفت خود را و تدبیرهای خود را بر ما…، قیاس نتوان کرد: داوود خداوند را به‌خاطر اعمال شگفت‌انگیز بسیاری که انجام داده و به‌خاطر تدبیرهایش نسبت به قومش تحسین کرد. داوود می‌دانست که خدا دربارۀ او (و قومش) به شکل حامیانه می­اندیشید -در غیر این‌صورت هیچ برکتی در آن تدابیر وجود نداشت.

یک) «آفرینش، مشیت الهی و نجات، همچون دریا که پُر از حیات است، سرشار از معجزات است.» (اسپرجن)

دو) «گذشته پر از معجزات او (اعمال شگفت‌انگیز) است، و آینده پر از برنامه­های اوست –این معنای واقعی واژهٔ تدابیر است.» (کیدنر)

سه) در مزمور 4:8 داوود در عجب بود که انسان کیست که به فکر او هستی؟ او عظمت جهان را می‌دید و از آنکه خدا در اندیشۀ انسان بود، حیرت­زده می‌شد. در این قسمت او آن ذهنیت را بسی فراتر بُرد و از آنکه خدا به چه اندازه دربارۀ قومش می­اندیشد حیرت­زده می­شود. تلویحاً، او نیز حیرت­زده می­شود که خدا چنین افکار محبت­آمیز و مهربانانه­ای را نسبت به قوم خود دارد، و به اندازه­ای زیاد است که بیش از حدِ شمارش است.

چهار) تدبیرهای خدا برای ما خارق­العاده است، از آن‌رو که تدبیرهای خدا هستند. «زمانی که من می­اندیشم، سَری ضعیف، کوچک، ناتوان و تُهی است که می­اندیشد؛ اما زمانی که خدا می­اندیشد، ذهنِ عظیم که جهان را آفریده است، در حال اندیشیدن به من است.» (اسپرجن)

پنج) تدبیرهای خدا برای ما خارق­العاده است از آن‌رو که بسیارند؛ کسی قیاس نتوان کرد. «شما قادر نیستید تدبیرهای خدا برای خودتان را شمارش کنید… تدابیر فیض­بخش در پِی یکدیگر می­آیند، سریعاً همان‌گونه که پرتوهای نور از خورشید می­درخشند، به گونه­ای که برای ما ناممکن است تا آنان را بشماریم.» (اسپرجن)

خادمِ مشتاق، ستایش خدا را اعلام می­دارد.

«در این قسمت ما به یکی از خارق­العاده­ترین بخش­های عهدعتیق وارد می‌شویم، قسمتی که در آن پسر مجسم خدا نه از میانِ آیینه‌ای تار، بلکه گویی رو در رو دیده می‌شود.» (اسپرجن)

1. آیات (6-8) ظهور خادم خدمتگزار.

به قربانی و هدیه رغبت نداشتی،

اما گوش‌های مرا گشودی؛

قربانی تمام‌سوز و قربانی‌گناه را مطالبه نکردی.

آنگاه گفتم: «اینک من می‌آیم!

در طومار کتاب درباره‌ام نوشته شده است؛

آرزویم، ای خدایم،

انجام اراده توست؛

شریعت تو در دل من است.»

الف. به قربانی و هدیه رغبت نداشتی، اما گوش‌های مرا گشودی: داوود دریافت که خدا به دنبال قربانیِ حیوانی نبود. خدا به دنبال خدمتگزارانی مشتاق و مطیع بود.

یک) در مزمور 6:40 ، به چهار نوع قربانی اشاره شده است:

·     قربانی (پیشکش‌هایی که به‌واسطۀ ریختن خون صورت می­گیرند).

·     هدیه (پیشکش‌هایی که بدون ریختن خون صورت می­گیرند).

·     قربانی تمام‌سوز (پیشکش­هایی از وقف تمام و کمال).

·     قربانی‌گناه (پیشکش­هایی به جهت کفاره برای گناه).

دو) خدا در عوض قربانی دادن رغبت چه چیزی را داشت؟ فرمانبرداری. این مسئله دربارۀ جَدِ داوود، شائول، صحت داشت. پادشاه شائول قربانی‌ها را به نیکویی تقدیم می‌کرد؛ کاری که او انجام نداد، فرمانبرداری از خدا بود (اول سموئیل 22:15-23). در نهایت این امر به دست پسر داوود به سرانجام رسید. عیسی آمد؛ او کاملاً فرمانبردار بود و فرمانبرداری او به ما اعتبار بخشیده است.

ب. گوش‌های مرا گشودی: خدا در عوض قربانی‌هایی از حیوانات، خادمانی می‌خواهد که به کلام وی گوش دهند و مطیع او باشند، همان‌گونه که برده­ای مشتاق، مطیعِ ارباب خود می‌باشد.

یک) داوود احتمالاً به رسم نشانه‌گذاری بردگان در خروج 5:21-6 اشاره دارد، جایی که برده­ای که تمایل داشت در خانۀ اربابش بماند و خدمتگزار اربابش باشد، با گوش باز (سوراخ) شده نشانه گذاری می­شد، به آن مفهوم که اربابش گوش او را با درفشی سوراخ می­کرد؛ و او تا ابد در خدمت او می‌ماند (خروج 6:21).

دو) این موضوع واقعاً شگفت‌انگیز است که چنین آیینی در اسرائیل باستان انجام می‌شده است. خادمی می‌گفت: «می‌دانم که وظایفم را در برابر اربابم انجام داده‌ام و دِینی که داشتم ادا کرده‌ام. با این‌حال، اربابم را دوست دارم و چنان از آنچه به من عطا کرده سپاسگزارم که با کمال میل خود را تا پایان عمر وقف او می‌کنم -نه از روی بدهی، یا شرم، یا شکست، بلکه از روی محبت.» این همان قلبی بود که داوود نسبت به خداوند داشت؛ و چنین قلب و زندگی‌ای از هر قربانی حیوانی برتر بود.

سه) این مراسم در خروج 5:21-6 تنها از سوراخ شدن یا گشوده شدن یک گوش سخن می‌گوید. اما متن مزمور ۴۰ از «دو گوش» سوراخ شده سخن می‌گوید. برخی این را دلیلی می‌دانند بر اینکه مزمورنویس چیزی فراتر از آیین بندگی را در ذهن داشته، مانند گشودن گوش برای شنیدن و اطاعت. اما بهتر است این تعبیر را نشانه‌ای از تسلیم کامل داوود بدانیم -فراتر از آنچه قانون طلب می‌کرد، گویی که می‌گوید، «خداوندا، هر دو گوش­ مرا بگیر!»

چهار) هورن توضیحی جدا از آیین خروج 5:21-6 ارائه می­دهد: « زیرا عبارت گوش­های مرا گشودی به نظر می‌رسد معادل این باشد که مرا فرمانبردار ساختی. چنان‌که در اشعیا 5:50 آمده است، خداوند خدا گوش­های مرا گُشود و من مخالفت نکردم و به عقب برنگشتم.» (هورن)

ج. به قربانی و هدیه رغبت نداشتی، اما گوش‌های مرا گشودی: تسلیم داوود نسبت به خداوند، شگفت‌انگیز و الگویی تحسین‌برانگیز بود. اما او تنها سایه‌ای از تسلیم نهایی‌ای بود که به‌دست مسیح، یعنی عیسی مسیح، تحقق یافت. عبرانیان 5:10-10، ترجمهٔ یونانی قدیم (سپتواجنت) از مزمور 6:40-8 را نقل می‌کند. این بخش، نبوتی شگفت‌انگیز و خارق‌العاده از کار نجات‌بخش عیسی است.

·     این بخش نارضایتی نهایی خدا از قربانی‌های حیوانی را نشان می‌دهد و نگاهش به سوی قربانی کامل دوخته شده است (به قربانی و هدیه رغبت نداشتی).

·     این نشان می‌دهد که پسر خدا با بدنی آماده شده آمد (ترجمۀ هفتادتنان چنین خوانده می­شود، اما بدنی برای من مهیا ساختی، عبرانیان 5:10).

·     این آمدن علنی و آشکار مسیح را نشان می‌دهد. گویی عیسی می‌گوید: «اینک من آمده‌ام -من همان هستم.» (اینک من می‌آیم).

·     این نشان می‌دهد که مسیح، مضمون و محور اصلی کتاب‌مقدس عبری است (در طومار کتاب درباره‌ام نوشته شده است).

·     این نشان می‌دهد که مسیح کاملاً وقف ارادۀ خداوند است (آرزویم، انجام اراده توست).

·     این امر نشان­دهندۀ محبت و فرمانبرداریِ مسیح از کلام خدا است (شریعت تو در دل من است).

یک) به قربانی و هدیه رغبت نداشتی: «شگفت‌انگیز است که تمامی هدایا و قربانی‌هایی که در شریعت به‌عنوان کفاره یا پاک‌کننده محسوب می‌شدند، در اینجا توسط مزمورنویس و رسول یاد شده‌اند تا نشان دهند که نه هیچ‌یک از آنها، و نه همهٔ آنها با هم، قادر به برداشتن گناه نبودند؛ و تنها قربانی عظیم مسیح بود که می‌توانست این کار را انجام دهد.» (کلارک)

دو) «ترجمۀ هفتادتنان، که پولس از آن نقل قول کرده، این بخش را چنین ترجمه کرده است: «بدنی که برایم مهیا ساخته­ای.» اینکه این قرائت چگونه به وجود آمده، به‌راحتی قابل توضیح نیست، اما از آن‌جا که شورای رسولان این تفاوت را تأیید کرده است، ما آن را اشتباه نمی‌دانیم، بلکه نمونه‌ای از قرائت‌های متفاوتی می‌دانیم که همگی به یک اندازه الهام‌شده‌اند.» (اسپرجن)

د. در طومار کتاب درباره‌ام نوشته شده است: در معنایی بسیار محدودتر، داوود نیز می‌توانست این را دربارهٔ خود بگوید، زیرا برخاستن او به تخت سلطنت اسرائیل مدت‌ها پیش از وقوع، نبوت شده بود. با این‌حال، هرگونه تحقق این موضوع در داوود، تنها سایه‌ای کم‌رنگ است در برابر تحقق شگفت‌انگیز و کامل آن در پسر بزرگ‌تر داوود، یعنی عیسی مسیح.

ه‍. آرزویم، ای خدایم، انجام اراده توست: باز هم، در معنایی بسیار محدودتر، این سخن در مورد داوود، مردی موافق دل خدا، صدق می‌کرد. اما هرگونه تحقق این حقیقت در داوود، تنها سایه‌ای کم‌رنگ است از تحقق شگفت‌انگیز و کامل آن در پسر بزرگ‌تر داوود، یعنی عیسی مسیح. عیسی فرمود که انجام ارادهٔ خدا برای او همچون خوراک ضروری و مسرت­بخش است (یوحنا 34:4).

یک) آرزویم انجام اراده توست: «عیسی نه تنها ارادهٔ پدر را به‌جا آورد، بلکه از آن لذت نیز می‌برد؛ از ازل، مشتاق انجام کاری بود که پیش روی او گذاشته شده بود؛ در زندگی انسانی‌اش همواره در حال مهیا ساختن بود تا زمانی که به تعمید رنج رسید، جایی که شریعت را کامل کرد، و حتی در باغ جتسیمانی نیز، ارادهٔ پدر را برگزید و ارادهٔ خود را کنار گذاشت.» (اسپرجن)

دو) انجام ارادۀ تو: «این عیسی بود که انجام‌دهندۀ کار بود. پدر آن را اراده کرد، اما او خود آن را انجام نداد. این عیسی بود که آن را انجام داد، آن را به انجام رساند، آن را وارد ساخت، و درون خیمه برد و به‌عنوان قربانی‌ای پذیرفتنی و شایسته، نزد پای‌های پدری که از او خشنود بود نهاد. پس کار انجام شده است؛ تمام شده است. ما نیازی نداریم که سعی کنیم آن را انجام دهیم. نمی‌توانیم آن را انجام دهیم. نمی‌توان کاری را انجام داد که از پیش انجام شده، و اگر هم هنوز انجام نشده بود، ما توان انجامش را نداشتیم.» (فِرِیم، به نقل از اسپرجن)

سه) شریعت تو در دل من است: «دل اکثر انسان‌ها را بگشایید، و خواهید دید که بر آن نوشته شده است: خدای این جهان حاضر. اما شریعت خدا در دل انسان‌های نیکوست، تا با آن زندگی کنند و با آن بمیرند.» (ترپ)

2. آیات (9-12) اعلان عمومی بشارت و پرستش خدا.

در جماعت بزرگ به عدالت نجاتبخش تو بشارت داده‌ام؛

من لبان خود بازنداشته‌ام، چنانکه تو می‌دانی ای خداوند.

عدالت نجاتبخش تو را در دل خود پنهان نداشته‌ام،

بلکه از امانت و نجات تو سخن گفته‌ام

و محبت و وفاداری تو را از جماعت بزرگ نپوشانیده‌ام.

و اما تو خداوندا، رحمتت را از من دریغ نخواهی داشت؛

محبت و وفاداری تو همواره مرا محافظت خواهد کرد.

زیرا بلایای بی‌شمار مرا در میان گرفته است؛

تقصیراتم مرا احاطه کرده، که نمی‌توانم دید؛

از شمار موی‌های سرم فزون‌تر است،

دل من ضعف به هم رسانده.

الف. در جماعت بزرگ به عدالت نجاتبخش تو بشارت داده‌ام: داوود این را گفت تا خدا (و خودش) را مطمئن سازد که او خدا را در میان قومش جلال داده است. این بخش از سرود تازه و ستایشی بود که از نجاتش سرچشمه گرفته بود. داوود لبان خود را از این ستایش بازنمی‌داشت.

یک) با این‌حال، همان‌طور که در آیات پیشین نیز دیده می‌شود، تحقق کامل‌تر و عظیم‌تری از این گفته در عیسی، پسر داوود، دیده می‌شود. این سخن در خدمت زمینی عیسی کاملاً صدق می‌کرد. «این چیزی است که عیسی می‌تواند بگوید، او شاهزادۀ واعظین فضای باز، مبشر اعظم، رئیس دانشکده تمامیِ معلمین انجیل بود.» (اسپرجن)

دو) این سخن دربارۀ عیسی در ابدیت پیش‌رو نیز صادق است. در مورد عیسی، این حقیقت دارد که «در میان جماعت تو را پرستش خواهم کرد» (عبرانیان 12:2 همچون تحقق مزمور 22:22). این یک موضوع شگفت‌انگیز است که تصور کنیم عیسی قوم خدا را در پرستش خدای پدر هدایت می­نماید!

ب. عدالت نجاتبخش تو را در دل خود پنهان نداشته‌ام: عدالت خدا در سخنان و اعمال داوود آشکار بود. این عدالت در جایی پنهان نبود که هیچ ارتباطی با نحوهٔ زندگی واقعی او نداشته باشد.

یک) پنهان نداشته‌ام: «این نشان می‌دهد که هر آنکه مسئولیت موعظۀ انجیل مسیح را عهده­دار شود، در وسوسۀ عظیمی قرار خواهد گرفت تا آن را پنهان نماید، و آن را سِری نگاه دارد، زیرا باید با مجادلۀ بسیار و در مقابله با خصومت­هایی عظیم موعظه شود.» (هنری، به نقل از اسپرجن)

ج. رحمتت را از من دریغ نخواهی داشت: اگرچه داوود خداوند را برای نجات‌های گذشته و حال ستایش کرد، اما به آینده خود تکیه نکرد. او با فروتنی نزد خدا دعا کرد و از او خواست که همواره رحمتش را به او عطا کند.

یک) دشوار نیست که این را دعای عیسی، پسر داوود در نظر بگیریم. زمانی که وِی روی زمین می­زیست، این عمل را در جایگاه انسانی توسط مشارکت و ارتباط بی­نقص خود با خدای پدر انجام می‌داد. ما این را در دعایِ عیسی می­بینیم، به‌خصوص در عذابی که بر روی صلیب متحمل شد: و اما تو خداوندا، رحمتت را از من دریغ نخواهی داشت؛ محبت و وفاداری تو همواره مرا محافظت خواهد کرد.

دو) حقیقتاً بر روی صلیب بود که عیسی قادر بود بیان کند، بلایای بی‌شمار مرا در میان گرفته است.

د. تقصیراتم مرا احاطه کرده: داوود به این منشأ مداوم رحمت، محبت و حقیقت خدا محتاج بود، زیرا او معصیت­های خود را می­شناخت. او از خدا تقاضا کرد که وِی را به گناهان بسیارش واگذار ننماید (از شمار موی‌های سرم فزون‌تر)، بلکه او را از روی رحمت نجات دهد.

یک) یک مفهوم وجود دارد که برمبنای آن عیسی هیچ‌گاه نمی­تواند بگوید، «تقصیراتم مرا احاطه کرده.» او برۀ بی­تقصیر خدا بوده و است، بدون هیچ معصیت و یا نقصی. اما از دیدگاهی دیگر، این سخنان در شرح عیسی کامل هستند، زیرا وِی در حیاتش و به‌خصوص رنج و عذابش، عامدانه و تمام و کمال با قومش یکی گشت و گناهان آنان را به‌عنوان گناه خود گرفت. برای عیسی، آنها تقصیرات خودش بوده­اند. اما نه به آن خاطر که او آن معصیت‌ها را مرتکب شد، بلکه از آن‌رو که از روی محبت بر آن شُد که گناهان آنان و همۀ خشمی را که مستحق آنها بود را متحمل شود.

دو) «اگر این را دربارهٔ مسیح در نظر بگیریم، او ماکسی‌موس پِکاتوروم (Maximus peccatorum)، بزرگ‌ترین گناهکاران است از طریق انتساب گناه، همان‌طور که در دوم قرنتیان 21:5 آمده است.» (ترپ)

اعلان استدعایی از ته دل به جهت کمک­رسانی.

1. آیات (13-15) استدعایی برای نجات.

خداوندا، به لطف خود رهایی‌ام ده؛

خداوندا، به یاریم بشتاب.

آنان که قصد گرفتن جان من دارند،

جملگی سرافکنده و شرمسار گردند؛

آنان که تیره‌روزی مرا آرزومندند

واپس روند و رسوا شوند.

آنان که بر من هَه هَه می‌گویند،

از سرافکندگی حیران گردند.

الف. خداوندا، به لطف خود رهایی‌ام ده: داوود علی‌رغم گناهان فراوانش، قادر بود برای رهایی از معصیت به خداوند اتکا نماید و این کار را کرد. او با دقت درخواست خود را مطرح کرد، نه تنها از خدا خواست تا او را نجات دهد، بلکه از خدا خواست تا در نجات او خوشنود باشد. او می‌توانست با جرأت درخواست کند زیرا باور داشت که این درخواست با خشنودی خدا سازگار است.

یک) ما می­توانیم این اصل را در بسیاری از درخواست‌های خود اِعمال نماییم.

·     خداوندا، به لطف خود مرا ببخش.

·     خداوندا، به لطف خود مرا اصلاح کُن.

·     خداوندا، به لطف خود از مشیت خود بر من عطا بنمای.

·     خداوندا، به لطف خود مرا شفا دِه.

·     خداوندا، به لطف خود مرا رهنمود دِه.

·     خداوندا، به لطف خود مرا برکت ببخش.

دو) این نباید ما را متعجب سازد که مزمور با ستایشی پیروزمندانه شروع می­شود و پس از آن مأیوسانه تقاضای کمک می‌کند. «آیا در این زندگی پرخطر و ناتمام، هیچ نجاتی به‌طور کامل و دائمی وجود دارد که جایی برای خطرات آینده باقی نگذارد؟ آیا پیش‌بینی خطرات آینده نباید هم‌زمان با شکرگزاری برای رهایی‌های گذشته باشد؟» (مَک­لارن)

ب. خداوندا، به یاریم بشتاب: با آنکه داوود تقاضایش را با‌دقت بیان کرد، اما با ضرورت نیز بیان شده بود. داوود دریافت که کمکی که بیش از حد به تأخیر افتاده باشد همچون نپذیرفته شدن تقاضای کمک است.

ج. آنان که قصد گرفتن جان من دارند، جملگی سرافکنده و شرمسار گردند: این یاری­ای بود که داوود در پِی آن بود. خدا از روی لُطف، او را رهایی بخشیده بود (مزمور 1:40-3)، اما تهدید هنوز باقی بود. داوود دعا کرد که خدا دشمنان او را سرافکنده نماید و سبب شرمساری آنان شود.

یک) همان‌طور که در بسیاری از مزامیر او، داوود در دردسر است. با این‌حال، از بخش اول این مزمور نمی‌توان این را فهمید. بله، داوود به محافظت و کمک خدا نیاز داشت و از او درخواست می‌کرد -اما او نمی‌توانست نجات شگفت‌انگیزی را که خدا تا آن لحظه به او داده بود فراموش کند یا نادیده بگیرد و باید به‌طور مناسب پاسخی تسلیم شده می‌داد.

دو) «مزمورنویس برای سقوط و سرافکندگی دشمنان خود دعا می‌کند بر اساس اصول عدالت و با وعدهٔ خداوند که به کسانی که بر علیه او نفرین می‌کنند، نفرین خواهد فرستاد.» (ون جمرن)

سه) آنان که بر من هَه! هَه! می‌گویند: «ای خوانندهٔ بی‌خدا، اگر چنین فردی این صفحه را ببیند، مراقب باشد از آزار و اذیت مسیح و پیروان او، زیرا خداوند حتماً انتقام برگزیدگان خود را خواهد گرفت. «هه هه» گفتنتان برای شما بهای سنگینی خواهد داشت. مبارزه با اراده خداوند برای شما بسیار دشوار خواهد بود.» (کلارک)

2. آیات (16-17) ستایش همراه با استدعایی دیگر.

اما آنان که تو را می‌جویند

همه در تو شادی کنند و به وجد آیند؛

آنان که نجات تو را دوست می‌دارند

همواره بگویند: «خداوند بزرگ است!»

و اما من، ستمدیده و نیازمندم،

لیکن خداوندگار در اندیشۀ من است.

تو یاور و رهانندۀ منی؛

ای خدای من، تأخیر مکن.

الف. اما آنان که تو را می‌جویند همه در تو شادی کنند و به وجد آیند: داوود قوم خدا را -دست‌کم آنان که او را می‌جویند– مورد خطاب قرار داد تا در او شادی نمایند و همواره بگویند: «خداوند بزرگ است!»

یک) داوود فکر می‌کرد که ستایش خداوند به معنای بزرگ‌نمایی اوست؛ یعنی او را در درک و فهم خود بزرگ‌تر ببینیم. بزرگ‌نمایی واقعاً جسمی را بزرگ‌تر نمی‌کند، و ما نمی‌توانیم خداوند را بزرگ‌تر کنیم. اما بزرگ‌نمایی چیزی یا کسی به معنای بزرگ‌تر در نظر گرفتن اوست، و ما باید این کار را دربارۀ خداوندمان انجام دهیم.

دو) آنان که نجات تو را دوست می‌دارند، همواره بگویند: «انسان ممکن است تصور کند که محبت به خودتن به‌تنهایی باید باعث شود که نجات را دوست بداریم، اما آنان نجات را دوست دارند چون از آنِ خداست، «آنان که نجات تو را دوست می‌دارند.» این از خصوصیات پارسایِ مقدسی است که خودِ نجات را دوست دارد؛ نه فقط به‌عنوان چیزی که به او تعلق دارد، بلکه به‌عنوان چیزی که از آنِ خداست، خدایی که او را نجات می‌دهد.» (گودوین، به نقل از اسپرجن)

ب. اما من، ستمدیده و نیازمندم، لیکن خداوندگار در اندیشۀ من است: داوود می‌توانست شادی عظیم خود را در خدا با درکی واقع‌بینانه از نیاز کنونی‌اش ترکیب کند. او با اطمینان از این حقیقت که خدا به او اهمیت می‌دهد و به او می‌اندیشد، بار دیگر از خدا درخواست کرد که یاور و رهانندۀ او باشد، و از خدا خواست که بدون تأخیر این کار را انجام دهد.

یک) «او فریاد می­زند: من ستمدیده و نیازمندم. شادی­اش را در دیگری می‌یابد. از خود چشم برمی‌دارد و به تسلی‌هایی می‌نگرد که هدفی جاویدان برای او مهیا کرده است.» (اسپرجن)

دو) ستمدیده و نیازمندم: «با چنین پدری و چنین دوستی، فقر به دولت تبدیل می‌شود و خودِ ضعف نیرومند می‌گردد.» (هورن)

سه) لیکن خداوندگار در اندیشۀ من است: «او به تو اندیشید، و هنوز هم به تو می‌اندیشد. هنگامی که پدر آسمانی به فرزندانش فکر می‌کند، به تو فکر می‌کند. وقتی قاضی اعظم به پارساشدگان می‌اندیشد، به تو می‌اندیشد. ای مسیحی، آیا می‌توانی این فکر را درک کنی؟ پدر ازلی به تو می‌اندیشد!» (اسپرجن)