فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!

مزمور ۹۱ – به کسانی که به خداوند توکل دارند اطمینان داده می‌شود.


این مزمور عنوانی ندارد و بنابراین نویسنده‌اش ناشناس باقی می‌ماند. از آنجا که برخی موضوعات آن با مزمور ۹۰ مشترک است، برخی معتقدند موسی نویسندهٔ آن بوده است. همچنین، به‌دلیل اشتراک برخی موضوعات و عبارات با مزمور ۲۷ و ۳۱، برخی آن را از سرودهای داوود می‌دانند. «برخی از زبان آن، با اشاره به دژها و سپرها، ما را به یاد داوود می‌اندازد که نسخهٔ هفتادتنان (سپتواجنت) آن را به او نسبت می‌دهد؛ برخی عبارات نیز پژواکی از سرود موسی در تثنیه ۳۲ دارند، همانند مزمور ۹۰؛ اما در واقع این مزمور بی‌نام و بی‌زمان است، و شاید به‌خاطر همین، دسترسی به آن آسان‌تر باشد. (‏درک کیدنر)

بسیاری به ویژگی شگفت‌انگیز این مزمور اشاره کرده‌اند: «این مزمور یکی از بزرگ‌ترین گنجینه‌های مقدسین است.» (جی کامبل مورگان)

«در سراسر این مجموعه، مزموری شاداب‌تر از این نیست؛ لحن آن بلندمرتبه و پایدار است، ایمان در بهترین حالت خود است و با بزرگواری سخن می‌گوید.» (چارلز اسپرجن)

«این یکی از برجسته‌ترین آثار از این دست است که تاکنون پدید آمده است. تصور چیزی محکم‌تر، زیباتر، عمیق‌تر یا آراسته‌تر از آن غیرممکن است.» (‏دوموآی، به نقل از اسپرجن).

اطمینان از حفاظت خدا

1. آیات (‏۲-۱)‏ حفاظت، تسلی و مراقبت یهوه

آن که در مخفیگاه آن متعال قرار گزیند،

زیر سایۀ قادر مطلق به سر خواهد برد

دربارۀ خداوند می‌گویم: اوست پناه من و دژ من،

خدای من که بر او توکل دارم.

 

الف. آن‌که در مخفیگاه آن متعال قرار گزیند: خدا برای خود مخفیگاهی دارد (‏مزمور 5:27، 20:31)‏، و آن مکانی است برای زندگی کردن. کسانی که در آنجا ساکن هستند زیر سایۀ قادر مطلق به سر خواهند برد و از حفاظت، تسلی و مراقبت او برخوردار خواهند شد.

یک) در مزمور 1:90 موسی خدا را به‌عنوان محل سکونت قوم خود معرفی کرد. ابیات آغازین مزمور ۹۱ به نظر می‌رسد که این اندیشه را گسترش می‌دهد. «موسی از خدا به‌عنوان محل سکونت، مأوا و خانهٔ انسان صحبت کرد. این سراینده نیز آن اندیشهٔ بزرگ را می‌پذیرد و سپس از مهم‌ترین بخش آن مأوا سخن می‌گوید که آن را مخفیگاه می‌نامد و امنیت کامل آن را توصیف می‌کند.» (مورگان)

دو) بسیاری از پیروان عیسی‌مسیح شناخت کمی نسبت به مخفیگاه آن متعال دارند و یا نمی‌دانند زیر سایه قادر مطلق بودن چگونه است. بسیاری این موضوع را فقط مختص عارفان یا افراد فوق‌العاده روحانی می‌دانند. اما داوود، اگر نویسنده این مزمور باشد، مردی جنگاور بود و آشنا به واقعیت‌های زندگی. درست است که زندگی روحانی برای برخی آسان‌تر به نظر می‌رسد، اما جنبه‌ای از مخفیگاه متعال وجود دارد که برای هر کسی که به او اعتماد کند، در دسترس است.

سه) «همۀ‌ فرزندان خدا در جست‌وجوی مخفیگاه درونی و تخت رحمت هستند، اما همه در آن مکان مقدس سکونت ندارند؛ گاهی به آن می‌شتابند و از نزدیک شدن‌های گاه‌به‌گاه لذت می‌برند، اما به‌طور مداوم در حضور اسرارآمیز آن ساکن نیستند.» (اسپرجن)

چهار) سایۀ قادر مطلق: «این عبارتی است که به نزدیکی بسیار زیاد اشاره دارد. اگر بخواهیم سایهٔ همراهی بر ما بیفتد، باید بسیار نزدیک او قدم برداریم (دانکن، به نقل از اسپرجن)

پنج) اسپرجن (با الهام از فرانسیس ریدلی هاورگال) چهار روش را که کتاب‌مقدس دربارهٔ سایۀ قادر مطلق سخن می‌گوید، پیشنهاد کرد.

·     سایۀ‌ صخره (‏اشعیا 2:32)‏

·     سایۀ درخت (غزل غزل‌ها 3:2)

·     سایۀ بال‌هایت (‏مزمور 7:63)

·     سایۀ دست خود (اشعیا 2:49)‏

شش) دو آیهٔ نخست مزمور ۹۱ از چهار عنوان یا نام شگفت‌انگیز برای خدا استفاده می‌کند:

·     متعال: ال‌الیون

·     قادر: ال‌شدای

·    خداوند: یهوه

·    خدای من: الوهیم

ب. اوست پناه من و دژ من: کسی که به‌طور صمیمی با خدا زندگی می‌کند، عظمت حفاظت او را می‌شناسد. خود خداوند برای ایماندار همچون پناهگاهی نیرومند و دژی استوار می‌شود.

یک) پناه من: «تا به حال به‌طور قطع گفته‌ای: ای خداوند، تو پناه من هستی؟ از همهٔ چیزهای دیگر فرار کرده‌ای و از طوفان‌ها و تندباد، از قحطی در روز و طاعون در شب، و از انسان بدکار و شیطان به او پناه برده‌ای؟ باید این را بپذیری و فقط به آن فکر نکنی، بلکه باید آن را به زبان بیاوری.» (مایر)

ج. خدای من که بر او توکل دارم: این رابطهٔ صمیمی با خدا و همهٔ برکاتی که از آن سرچشمه می‌گیرد، برای کسانی است که یهوه را به‌عنوان خدا می‌شناسند و حقیقتاً به او اعتماد دارند. هرچه ایمانداری از حفاظت، آرامش و مراقبت خدا بهره‌مند شود، بیشتر به او اعتماد می‌کند و روزبه‌روز بیشتر او را به‌عنوان خدا می‌شناسد.

یک) «انسان‌ها به‌راحتی شک‌های خود را بیان می‌کنند و حتی به آن فخر می‌کنند. امروزه گروهی از جسورترین مدعیان فرهنگ و تفکر وجود دارند که با افتخار به همه‌چیز شک می‌کنند؛ از این‌رو، وظیفهٔ همهٔ ایمانداران راستین است که با دلیری هرچه تمام و با اطمینان محکمی که نسبت به خدای خود دارند شهادت دهند و آن را آشکار کنند.» (اسپرجن)

دو) اسپرجن نمونه‌های مختلفی از کتاب مقدس را ذکر کرد که افراد هر یک بیان خاص خود را از عبارت خدای من داشتند.

·     خدای من، اعتراف یک نوایمان است (مانند روت در روت 16:1).

·     خدای من، ایمان شخصی هر مسیحی است (مانند ‏توما در یوحنا 28:20).

·     خدای من، اعتراف ایمان ایماندار در زمان سختی است. (مانند ‏میکاه در اول پادشاهان 14:22).

·     خدای من، عهد سرّی ایماندار در تقدیس است (‏مانند یعقوب در پیدایش 28:32-۳0)‏.

·     خدای من، عمیق‌ترین تسلی فرزندان خدا در غم و اندوه عظیم است (‏مانند عیسی در متی 46:27)‏.

·     خدای من، جشن و سرور  ایماندار پیروزمند است (‏مانند مریم در خروج 21:15)‏.

۲. آیات (‏۴-۳)‏ چگونه خداوند به ایماندار حفاظت، تسلی و  رفاه عطا می‌فرماید.

به‌یقین، اوست که تو را از دام صیاد خواهد رهانید و از طاعون مرگبار.

او تو را با پرهای خویش خواهد پوشانید، و زیر بال‌هایش پناه خواهی گرفت

امانت وی، تو را سِپَرِ محافظ خواهد بود.

الف. به‌یقین، اوست که تو را از دام صیاد خواهد رهانید: پس از بیان کلی دو آیهٔ نخست، اکنون مزمورنویس روش‌های مشخصی را که خداوند برای حفاظت و مراقبت از قومش به کار می‌برد توصیف می‌کند شروع با نجات از دست کسانی که همچون صیاد، می‌خواهند قوم خدا را به دام اندازند.

یک) اینها «تشبیهاتی هستند برای نقشه‌هایی که امور ما را به‌هم می‌پیچند (‏مزمور 1:140-5) ‏ یا وفاداری ما را به مخاطره می‌اندازند (‏مزمور 110:119)‏.» (کیدنر)

دو) «ما مانند پرندگان کوچک و ضعیف نادانیم و بسیار آسان توسط دشمنان حیله‌گر به سوی نابودی کشیده می‌شویم، اما اگر در نزدیکی خدا زندگی کنیم، او مراقب خواهد بود که حیله‌گرترین فریبکار نیز نتواند ما را به دام اندازد.» (اسپرجن)

سه)  شیطان و همکارانش اغلب مانند صیاد عمل می‌کنند.

·     صیاد، مخفیانه کار می‌کند.

·     صیاد، روش‌ها و دام خود را مدام تغییر می‌دهد.

·     صیاد، اغلب با بیان لذت و منافع، شکار خود را فریب می‌دهد.

·     صیاد، اغلب از نمونه‌ای بد -یک فریبنده- استفاده می‌کند.

چهار) «بارزترین ویژگی این بخش (و بخش بعدی) استفاده از ضمیر مفرد تو در سراسر آن است، که نشان می‌دهد این حقایق برای هر شخص به‌صورت فردی است. این حقایق برای توست، اگر واقعاً به خدا اعتماد کنی یا در او ساکن شوی.» (بویس)

ب. و از طاعون مرگبار: خدا همچنین در زمان بلا و بیماری از قوم خود محافظت می‌کند. مزمورنویس که به‌وسیلهٔ روح‌القدس الهام یافته بود، قصد نداشت این را به‌عنوان وعده‌ای مطلق بیان کند که هر ایمانداری از هر دام یا هر طاعون مرگباری نجات خواهد یافت. بلکه منظور این است که مزمورنویس می‌توانست به موارد بسیاری اشاره کند که خدا دقیقاً همین کار را برای قومی که به او اعتماد کرده بودند، انجام داد.

یک) «البته این به آن معنا نیست که کسانی که به خدا اعتماد دارند هرگز از بیماری‌های واگیردار نمی‌میرند یا از توطئه‌های دشمن آسیب نمی‌بینند. بلکه به این معناست که کسانی که به خدا توکل دارند، به‌طور مداوم از چنین خطراتی رهایی می‌یابند. کدام مسیحی است که نتواند از رهایی‌های فراوانی چون اینها شهادت دهد؟» (بویس)

دو)  «لرد کراون، یک مسیحی نجیب‌زاده، در قرن پانزدهم در لندن زندگی می‌کرد، زمانی که طاعون شهر را دربرگرفته بود. برای فرار از این بیماری واگیردار، تصمیم گرفت مانند بسیاری از اشراف‌زادگان، شهر را ترک کرده و به خانهٔ‌ روستایی خود برود. دستور آماده‌سازی دُرشکه و وسایلش را داد. اما هنگامی که در یکی از راهروهای خانه قدم می‌زد و آمادهٔ‌ سوار شدن به دُرشکه بود، به‌طور اتفاقی شنید که یکی از خدمتکارانش به دیگری گفت: فکر می‌کنم ارباب‌مان که دارد لندن را ترک می‌کند تا از طاعون فرار کند، لابد خدای او فقط در روستاست و نه در شهر!
این جمله ساده و بی‌غل‌وغش به دل لرد کراون چنان نشست که فوراً سفرش را لغو کرد و گفت: خدای من همه‌جا حاضر است، و می‌تواند همان‌طور که در روستا از من محافظت می‌کند، در شهر هم حفظم کند. من همین‌جا می‌مانم‘. او در لندن ماند، به بیماران طاعون کمک کرد، و خود نیز به بیماری مبتلا نشد.» (بویس)

سه) از این گفته همچنین می‌توان برداشت و کاربردی روحانی داشت: «جان نیز دشمنانی دارد که در هر ساعتی آماده‌ حمله و غافلگیری او هستند.» (هورن)

چهار) «فرزندان خدا همیشه در برابر بلاها و بیماری‌های جسمانی مصون نیستند؛ اما همواره از نیروهای ویرانگر روحانی در امان‌اند، چرا که در مخفیگاه قادر متعال ساکن هستند.» (مورگان)

ج. او تو را با پرهای خویش خواهد پوشانید: در یک استعاره، خدا همچون پرنده‌ای به تصویر کشیده می‌شود که جوجه‌های خود را زیر پرهای خویش پناه می‌دهد همان‌گونه که داوود پیش‌تر در مزمور ۴:۶۱ توصیف کرده بود.

یک) «عقاب مادر که بال‌های خود را بر فراز جوجه‌هایش می‌گستراند، نمادی شگفت‌انگیز از اتحاد قدرت و ملایمت است.» (مک‌لارن)

دو) «لوتِر می‌گوید: ایمان است که تو را به جوجه کوچک تبدیل می‌کند، و مسیح همان مرغ مادری است که بتوانی در زیر بال‌هایش پنهان شوی، امیدوار باشی، پرواز کنی و در سایه‌اش پناه بگیری؛ زیرا در بال‌های او سلامتی است.» (ترپ)

سه) بویس ارتباطی بین متی 37:23 و مزمور ۴:۹۱ برقرار می‌کند: «عیسی می‌خواست اورشلیم و ساکنانش را نجات دهد و زیر پرهای خود پناه دهد، اما مردم تمایل نداشتند. آنها به سوی او نیامدند و حاضر نبودند در پناهگاه قادر متعال سکنی گزینند. بلکه فریاد زدند که او را به صلیب بکشند.» (بویس)

د. امانت وی، تو را سِپَرِ محافظ خواهد بود: تصاویر حفاظت خدا با امانت وی ادامه می‌یابد که به صورت سپر کوچک‌تر (اغلب گرد) و سپر بزرگ‌تر (که اغلب مستطیلی است)، به تصویر کشیده شده است.

یک) «در مورد مراقبت خدا، این مراقبت ترکیبی است از محافظت گرم و دلسوزانهٔ‌ یک پرندهٔ‌ والد با استحکام سخت و شکست‌ناپذیر زره (کیدنر)

دو) سپر: «دوبار زره پوشیده آنکه بر خدا توکل دارد. سپری به دست دارد و زره‌ای فراگیر بر تن دارد.» (اسپرجن)

سه) بویس دربارهٔ سپر می‌گوید: «واژهٔ عبری به چیزی اشاره دارد که به دور شخص پیچیده می‌شود تا از او محافظت کند؛ بنابراین می‌تواند به معنای ‘سپر’، ‘زره’ یا همان‌طور که در ترجمه NIV آمده، ‘دیوار حفاظتی’ یا قلعه باشد

3. آیات (‏۵-۶)‏ نتیجهٔ  حفاظت و مراقبت خداوند

از خوف شب نخواهی ترسید،

و نه از تیری که در روز می‌پرد؛

از طاعونی که در تاریکی راه می‌رود،

بیم نخواهی داشت.

الف. از خوف شب نخواهی ترسید: داشتن خدا به‌عنوان پناهگاه و پناه، به قوم خدا نیرو و شجاعت می‌بخشد. وقتی مردم خدا در ترس عمیق گرفتار می‌شوند، نشانه‌ای است از اینکه آنها به اندازهٔ کافی به خدا به‌عنوان حافظ و تسکین‌دهنده اعتماد نکرده‌اند.

یک) «نترسیدن خود برکتی ناگفتنی است، زیرا برای هر رنجی که از آسیب واقعی می‌کشیم، هزاران غم دیگر که تنها از ترس ناشی می‌شوند، ما را عذاب می‌دهند.» (‏اسپرجن)

دو) «در زندگی، خداوند ممکن است اجازه دهد که اتفاقات وحشتناکی برای فرزندانش بیفتد (ر.ک. ایوب)، همان‌طور که برای پسر خود، خداوند ما، چنین کرد. اما فرزندان او می‌دانند که هیچ قدرتی از سلطهٔ‌ خدا خارج نیست.» (ون‌جمرن)

ب. در تاریکی راه می‌رود، بیم نخواهی داشت و نه از وبایی که در نیمروز هلاک می‌سازد: مزمورنویس انواع گوناگون ویرانی را که ممکن است در شرایط مختلف رخ دهد، به تصویر می‌کشد. این ویرانی ممکن است شب یا روز، در تاریکی یا در روشنایی نیمروز بیاید. ممکن است به شکل ترس یا تیر، طاعون یا هلاکت ظاهر شود. هر زمان و به هر شکلی که بیاید، خدا قادر است از قوم خود دفاع کند.

یک) «مخاطراتی که در مزمور 5:91-6 بیان شده‌اند، مانند طاعون و حملات دشمنان، به‌عنوان نمونه‌هایی از همهٔ‌ خطرات در نظر گرفته شده‌اند(مک‌لارن)

4. آیات (‏8-7) اطمینانی برای فرد ایماندار

گرچه هزار تن در کنار تو فرو افتند،

و ده هزار بر جانب راست تو،

اما به تو نزدیک هم نخواهد آمد.

تنها با چشمانت خواهی نگریست

و سزای شریران را خواهی دید.

الف. گرچه هزار تن در کنار تو فرو افتند: مزمورنویس توضیح داد که چگونه محافظت خداوند می‌تواند بر هر اتفاق غریب‌الوقوعی غلبه کند. محافظت و مراقبت خداوند آنقدر عظیم است که می‌تواند یک تن را در میان هزار تن حفظ کند.

یک) «محال است که هیچ آسیبی به کسی که محبوب خداوند است برسد؛ حتی کوبنده‌ترین مصیبت‌ها تنها می‌توانند سفر او را کوتاه‌تر کنند و او را زودتر به پاداشش برسانند. آنچه برای او بد به نظر می‌رسد، در واقع بدی نیست، بلکه خیری است در شکلی رازآمیز. زیان‌ها او را توانگر می‌سازند، بیماری برایش درمان است، سرزنش مایهٔ‌ افتخار اوست، و مرگ برایش سود است. هیچ شرّی، به معنای واقعی کلمه، نمی‌تواند برای او رخ دهد، زیرا همه چیز تحت حاکمیت خدا برای خیریت او سامان می‌یابد.» (اسپرجن)

ب. سزای شریران را خواهی دید: در تقابل با حفاظت از برگزیدگان خود، خدا سزایی نیز برای شریران تعیین کرده است. قوم خدا تشویق می‌شوند که به این حقیقت بنگرند و با دقت آن را در نظر بگیرند.

تضمین حفاظت خداوند برای دومین بار تکرار می‌شود.

ا. آیات (‏۹-۱۳) تکرار وعدۀ‌ رهایی و اطمینان از پیروزی

چون خداوند را پناهگاه خویش گردانیده‌ای،

و آن متعال را مأوای خود ساخته‌ای،

هیچ بدی بر تو واقع نخواهد شد

و هیچ بلا نزدیک خیمۀ تو نخواهد آمد.

زیرا فرشتگانش را دربارۀ تو فرمان خواهد داد تا در همۀ راه‌هایت،

نگاهبان تو باشند.

آنها تو را بر دست‌هایشان خواهند گرفت

مبادا پایت را به سنگی بزنی.

بر شیر و افعی گام خواهی نهاد؛

شیر جوان و اژدها را پایمال خواهی کرد.

الف. چون خداوند را پناهگاه خویش گردانیده‌ای: اصول و وعده‌های موجود در مزمور  ۱۶-۱۰:۹۱ خطاب به کسانی است که خداوند را پناهگاه خود گردانیده‌اندیعنی سرچشمۀ‌ زندگی و رضایت خود.

ب. هیچ بدی بر تو واقع نخواهد شد: وعده‌های پیشین (مزمور ۹۱:‏۵۸) دربارۀ‌‌ امنیت و ایمنی حتی در زمان بلا، دوباره تکرار می‌شوند. با این‌حال، این وعده‌ها به‌عنوان وعده‌ای مطلق برای هر ایماندار در هر شرایطی در نظر گرفته نمی‌شوند، چرا که افراد محبوب خدا نیز گاهی قربانی شرارت شده‌اند یا به علت بیماری طاعون جان باخته‌اند. این، انتظار شادمانۀ‌‌ مزمورنویس و بیانی کلی از حمایت، تسلی و مراقبت خدا از قوم اوست.

یک) «مارتین لوتر نوشت که این آیه اشاره دارد به کسی که واقعاً در خدا ساکن است، نه کسی که فقط وانمود می‌کند ساکن است یا صرفاً خیال می‌کند که در او ساکن است.» (بویس)

دو) «این وعده‌ها و موارد مشابه نباید به‌طور مطلق و کلی فهمیده شوند، انگار که هیچ انسان واقعاً نیکوکاری نمی‌تواند به‌وسیلۀ‌ طاعون یا سایر بلاهای معمولی نابود شود، امری که هم توسط دیگر آیات روشن کتاب‌مقدس و هم توسط تجربۀ‌ غیرقابل انکار تأیید شده است(پول)

سه) «ممکن است برای یک قدیس پیش آید که در یک بلا یا مصیبت عمومی شریک شود؛ همان‌طور که گندم خوب و علف‌های هرز با هم چیده می‌شوند، اما برای هدف و منظور متفاوتی.» (تِرَپ)

چهار) «خدا نمی‌گوید هیچ رنج و سختی به ما نخواهد رسید، بلکه می‌گوید هیچ شرّی به ما نخواهد رسید.» (‏واتسون، به نقل از اسپرجن)

ج. و هیچ بلا نزدیک خیمۀ تو نخواهد آمد: چارلز اسپرجن شهادت شگفت‌انگیزی دربارۀ تحقق خاص این وعده ارائه داد:

یک) «در سال ۱۸۵۴ تقریبا دوازده ماه بود که در لندن به سر می‌بردم، در حوالی لندن زندگی می‌کردم، در محلی که در آنجا ساکن بودم بیماری وبا شیوع پیدا کرده بود و مردم کلیسای من نیز وضع خوبی نداشتند. خانواده‌های بیماران مرا به بالین بیماران احضار می‌کردند و تقریبا هر روز برای دیدن آنها می‌رفتم. من با شور و شوق جوانی خود را به رسیدگی به بیماران وقف کرده بودم و از تمام نقاط منطقه با افراد مختلف و مذاهب مختلف آشنا شده بودم. بدنم خسته و قلبم بیمار شده بود. دوستان نزدیک من یکی پس از دیگری از پا در می‌آمدند و احساس می‌کردم -شاید خیال می‌کردم- مانند اطرافیانم در حال بیمار شدنم. اگر کمی بیشتر کار می‌کردم و غصه می‌خوردم، مانند آنها می‌شدم؛ احساس کردم که بار من سنگین‌تر از آن است که بتوانم تحمل کنم و هر لحظه ممکن است از پای درآیم. اما به خواست خدا، در راه بازگشت غمگینانه‌ام از مراسم تدفینی، کنجکاوی‌ام مرا بر آن داشت تا کاغذی را که در پنجرۀ‌ کفاشی در خیابان دُوِر چسبانده شده بود، بخوانم. آن نوشته شبیه به آگهی تجاری نبود، و در واقع هم چنین نبود؛ زیرا با دست‌خطی درشت و نیکو، این کلمات بر آن نقش بسته بود: چون خداوند را پناهگاه خویش ساخته‌ای و آن متعال را مأوای خود گردانیدی، هیچ بدی بر تو واقع نخواهد شد و هیچ طاعونی به خانه تو نخواهد رسید‘. تأثیر آن آیه بر دل من آنی بود. ایمان، این وعده را از آنِ خود دانست. احساس امنیت کردم، جانم تازه شد، و گویی با زره جاودانگی احاطه شده بودم. با آرامش و روحی سرشار از صلح، باز به عیادت بیماران رو به مرگ ادامه دادم؛ هیچ ترسی از بلا نداشتم و آسیبی نیز ندیدم. من با تمام وجود، مشیت الهی را که آن کاسب را برانگیخت تا آن آیات را در پنجره‌اش قرار دهد، سپاس می‌گویم؛ و در یادآوری نیروی شگفت‌انگیز آن لحظه، خداوند خدایم را با پرستش می‌ستایم.» (اسپرجن)

د. زیرا فرشتگانش را دربارۀ تو فرمان خواهد داد: این راه دیگری را توصیف می‌کند که خدا ممکن است محافظت و مراقبت خود را به سوی قومش بفرستد از طریق فرشتگانش، که به ایشان فرمان می‌دهد تا قومش را محافظت کرده و آنها را بر دست‌هایشان خواهند گرفت.

یک) «فرشتگان خدا وظیفه‌ای خاص خواهند داشت تا تو را همراهی، حمایت و حفظ کنند؛ و تأثیر ارواح شریر در برابر قدرت ایشان تاب نخواهد آورد. آنان در صورت لزوم، گام‌هایت را از مسیر خطر منحرف خواهند کرد؛ و هنگامی که خطر در راه معمول تو باشد، آن را دفع خواهند نمود.» (‏کلارک)

دو) «فرمان دادن، دستوری مؤکد و شدید است، نه صرفاً یک دستور ساده؛ چنان‌که وقتی می‌خواهید خادمی کاری را به‌طور کامل و بی‌نقص انجام دهد، به او مأموریتی می‌سپارید و می‌گویید: تو را فرمان می‌دهم که این کار را فرو مگذار. شما فقط به او نمی‌گویید چه کاری باید بکند یا وظیفه‌اش را تعیین نمی‌کنید، بلکه او را مأمور به انجام آن کار می‌کنید. خداوند نیز همین‌گونه به فرشتگان می‌فرماید.» (‏بریج، به نقل از اسپرجن)

سه) «نه فقط یک فرشتهٔ نگهبان، چنان‌که برخی با خیال‌پردازی گمان می‌برند، بلکه همهٔ فرشتگان در اینجا مورد اشاره‌اند… آنان از جانب خداوند خود و ما مأموریتی یافته‌اند تا با دقت بر تمامی امور و منافع ایمانداران نظارت کنند.» (اسپرجن)

چهار) «ما نمی‌دانیم که فرشتگان چگونه ما را این‌گونه محافظت می‌کنند. اینکه آیا آنان شیاطین را دور می‌سازند، نقشه‌های روحانی را خنثی می‌کنند، یا حتی نیروهای نهفتهٔ بیماری را دفع می‌نمایند، بر ما روشن نیست. شاید روزی با شگفتی بایستیم و ببینیم که لشکرهای نادیدنی چه خدمات فراوانی به ما کرده‌اند.» (‏اسپرجن)

پنج) «بیایید به یاد داشته باشیم که این فرشتگان از آنِ خدا هستند؛ اوست که ایشان را مأمور می‌سازد از اوست که مأموریت خود را دریافت می‌کنند- و در برابر او مسئول وظیفهٔ خویش‌اند. باید انتظار ایشان را از جانب خدا داشته باشی؛ و برای یاری‌ای که می‌رسانند، تنها اوست که شایستهٔ ستایش است. به‌روشنی گفته شده: او فرشتگانش را فرمان خواهد داد، تا نشان دهد که نباید از ایشان درخواست یا آنها را ستایش کرد، بلکه تنها خداوند را، که ایشان خادمان او هستند.» (‏کلارک)

هـ. زیرا فرشتگانش را دربارۀ تو فرمان خواهد داد: وعده‌ای که در مزمور ۹۱:‏۱۱۱۲ آمده، توسط شیطان در وسوسهٔ عیسی در بیابان نقل و تحریف شد. (‏متی 5:4-7، لوقا 9:4-12).  شیطان عیسی را وسوسه کرد تا با پرتاب خود از نقطه‌ای بلند در معبد، عمداً بحرانی ساختگی ایجاد کند؛ و در این وسوسه، شیطان مزمور 11:91-12 را به‌عنوان وعده‌ای برای محافظت نقل کرد، مشروط بر اینکه عیسی این کار را انجام دهد.

یک) چنان‌که در متی ۴ آمده است، نقل قول شیطان از مزمور ۹۱:‏۱۱۱۲ الگویی است از چگونگی تحریف کلام خدا توسط او.

·     مزمور ۹۱:‏۱۱۱۲ به‌نادرستی نقل شد، زیرا شیطان عبارت تا در همهٔ راه‌هایت نگاهبان تو باشند را حذف کرد. آزمودن خدا به این شکل، راه عیسی نبود؛ این راه نجات‌دهنده نبود. «خدا هرگز وعده نداده و هرگز محافظت فرشتگان را در راه‌های گناه‌آلود و ممنوع مقرر نکرده است.» (‏متی۴ به نقل از پول)

·     این متن به‌اشتباه به کار گرفته شد، زیرا نه برای تعلیم یا تشویق، بلکه برای فریب دادن استفاده شد: «… این کلام را به‌گونه‌ای جلوه داد که گویی وعده‌ای است که باید هنگامی تحقق یابد که مسیح از انجام وظیفه‌اش غفلت کند؛ و وعدهٔ عنایت خاص الهی را به خطراتی بسط داد که انسان‌ها خودخواسته خود را در آنها می‌افکنند. (‏تفسیر متی۴ از پول)

دو) به‌نحوی عجیب، ما بابت تلاش شیطان در متی ۴ سپاسگزاریم، زیرا این واقعه به ما کمک می‌کند تا مزمور ۹۱ را بهتر درک کنیم. درمی‌یابیم که این مزمور وعده‌های مطلق برای هر ایماندار در هر شرایطی نمی‌دهد، بلکه وعده‌هایی زیبا از محافظت، تسلی و مراقبت خداست که به‌طور خاص توسط روح‌القدس در دل ایماندار دریافت و اعمال می‌شوند.

سه) فرشتگان آنجا بودند تا در زمان وسوسه، به عیسی کمک کنند اما نه به آن شکلی که شیطان پیشنهاد کرد. (متی 11:4)

و. بر شیر و افعی گام خواهی نهاد: حفاظت خدا از قومش تنها به رهایی کلی از آسیب محدود نمی‌شود؛ بلکه همچنین شامل عطای پیروزی کلی به قوم اوست حتی بر دشمنانی به قدرت شیر و افعی.

یک) این کلمات «… خادمان خدا را نه صرفاً بهعنوان بازماندگان، بلکه به‌عنوان فاتحانی که دشمنان مرگبار را زیر پا له می‌کنند، به تصویر می‌کشند.» (‏کیدنر)

دو) «ارتباط جالب دیگری هم با وسوسهٔ عیسی در بیابان وجود دارد. «اعتماد خداوند به پدرش نیز منجر به شکست شیطان شد، بخشی دیگر از آن مزمور که شیطان حذف کرد.» (بویس)

2. آیات (۱۴-۱۶) وعده و برکت خداوند بر کسی که او را دوست دارد.

خداوند می‌فرماید: «چون مرا دوست می‌دارد، او را خواهم رهانید؛

و چون نام مرا می‌شناسد، از او محافظت خواهم کرد.

او مرا خواهد خواند و من او را اجابت خواهم کرد؛

در تنگی با وی خواهم بود؛

او را خواهم رهانید و عزّت خواهم بخشید.

به عمر دراز، او را سیر خواهم کرد و

نجات خویش را به او نشان خواهم داد.

الف. چون مرا دوست می‌دارد: این سه آیهٔ پایانی به صورت اول شخص بیان شده‌اند، چون خداوند وعده و برکت خود را بر قومش بیان می‌کند. او به‌طور ویژه دربارهٔ کسانی سخن می‌گوید که او را دوست می‌دارند. به‌طرزی شگفت‌انگیز اشاره شده است که آخرین کلمات این مزمور نه توسط قوم خدا، بلکه خطاب به قوم خدا گفته می‌شود.

یک) چون مرا دوست می‌دارد: این عبارت «… در جاهای دیگر در زمینه‌های گذاشتن دل بر کسی یا بر کاری به کار رفته است. اما به‌عنوان تعهد انسان به خدا تنها در اینجا آمده است.» (کیدنر)

دو) عشق ورزیدن به خدا یعنی این کار را آگاهانه و انتخابی انجام دادن. خداوند منتظر نمی‌ماند که احساس عشق به‌طور خودکار به سراغ انسان بیاید، بلکه انسان به‌سادگی تصمیم می‌گیرد که به گونه‌ای بیندیشد و رفتار کند که عشق را نشان دهد و تقویت کند. این شامل مواردی مانند:

·  وقت گذاشتن با خداوند.

·  گوش فرادادن به خداوند.

·  خواندن آنچه خداوند برای ما نوشته است.

·  صحبت کردن مستقیم با خداوند.

·  فکر کردن به خداوند در اوقات فراغت.

·  ستایش خداوند.

·  با دیگران درباره خداوند صحبت کردن.

·  بخشایش در راه خداوند و قربانی کردن برای او.

سه) در فرهنگ امروزی، مردم فکر می‌کنند محبت و عشق امری اتفاقی است و نه انتخابی. این عبارت چون مرا دوست می‌دارد به ما یادآوری می‌کند که بخش مهمی از عشق، حقیقتاً یک انتخاب است، و این تا حدی عشق واقعی را که باید به خدا بدهیم، توصیف می‌کند.

ب. او را خواهم رهانید: وعده‌ها و اصولی که پیش‌تر در این مزمور بیان شد، بار دیگر تکرار می‌شوند، اما این‌بار از دیدگاه خود خداوند. خداوند دوستدار خود را محافظت خواهد کرد و او را عزّت خواهد بخشید و -چنین می‌کند زیرا نام مرا می‌شناسد و رابطه‌ای واقعی با من دارد.

یک) از او محافظت خواهم کرد: «او را از دست دشمنانش حفظ خواهم کرد. او را گرامی خواهم داشت و عزت خواهم بخشید، زیرا او نام مرا می‌شناسد  -زیرا که مرا دوست داشته، محترم شمرده، به من خدمت کرده و آن پرستشی را که شایستهٔ من است، به جا آورده است. او مرا به‌عنوان خدای فیض و  محبت بیکران شناخته است.» (‏کلارک)

دو) «برکاتی وجود دارد که برخی از ایمانداران از آن محروم می‌مانند، تنها به این دلیل که همیشه نگران‌اند و به اندازه‌ای که باید به خدا اعتماد ندارند. در اینجا مزمورنویس از زبان خداوند نقل کرده است که برکات برای کسانی است که خدا را دوست دارند و نام او را به‌راستی می‌شناسند (‏آیه ۱۴)‏، او را می‌خوانند (‏آیه ۱۵)،‏ و رضایت را تنها در آنچه او می‌تواند فراهم کند، جستجو می‌کنند.» (‏بویس)

 

ج. او مرا خواهد خواند و من او را اجابت خواهم کرد: خداوند وعده می‌دهد که به دعای کسی که او را دوست دارد و کسی که واقعاً او را می‌شناسد پاسخ دهد.

د. در تنگی با وی خواهم بود: در آخرین جملات این مزمور، خداوند بر کسی که او را محبت می‌کند و نامش را می‌شناسد، برکات شخصی و شگفت‌انگیزی وعده داده است:

·  برکت حضور او: در تنگی با وی خواهم بود.

·  برکت محافظت او: او را خواهم رهانید.

·  برکت سرافرازی او: عزّت خواهم بخشید.

·  برکت کامیابی و فراوانی او: به عمر دراز او را سیر خواهم کرد.

·  برکت نگاهبانی او: و نجات خویش را به او نشان خواهم داد.

یک) «با وی خواهم بود: «پس هیچ انسانی نیاز ندارد تنهایی را بر غم خود بیفزاید، بلکه می‌تواند خدا را در کنار خود داشته باشد، همچون دوستان ایوب، که در کنارش می‌نشینند تا او را با تسلی‌ای حقیقی تسلی دهند.» (‏مک‌لارن)

دو)  در تنگی با وی خواهم بود: «باز خداوند همچون مادری دل‌نازک با کودکی بیمار رفتار می‌کند. هنگامی که کودک در سلامت کامل است، او می‌تواند کودک را به دست دایه بسپارد؛ اما وقتی کودک بیمار است، خودش از او پرستاری می‌کند. به دایه می‌گوید: می‌توانی مدتی به کار دیگری بپردازی، من خودم از کودک مراقبت خواهم کرد.» (‏داوسن، نقل شده توسط اسپرجن)