فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!

مزمور 61 – امیدواری و یاری در زمانی که قلب من مغلوب شده است.


این مزمور با عنوان سالار سرایندگان: با همراهی سازهای زهی آغاز می‌شود. داوود اغلب در گرفتاری بود؛ اما شرایط خاص زندگی‌اش که موجب سرودن این مزمور شده، برای ما روشن نیست. به نظر می‌رسد که این مزمور پس از آن سروده شده که او بر تخت پادشاهی نشسته بود. به‌دلیل اشاره‌ای که به «انتهای زمین» شده، برخی بر این باورند که این مزمور ممکن است به زمان شورش ابشالوم یا به لشکرکشی نظامی داوود در نزدیکی فرات (دوم سموئیل 3:8-4) مربوط باشد. این فرضیه‌ها ممکن‌اند، اما هیچ‌کدام به‌طور قطعی مکان یا زمان سرایش این مزمور را مشخص نمی‌کنند.

ساز زهی: « واژهٔ  نگینه (Neginah) (مفرد نگینوت) را می‌توان مترادف با کینور یا چنگ دانست؛ یعنی سازی هشت‌سیمه که احتمالاً با آرشه یا مضراب نواخته می‌شده است.» (جان جب، به نقل از چارلز اسپرجن)

دعا.

1. آیات (1-2) فریادی برای نجات، آنگاه که جان به لب رسیده است.

خدایا، فریاد مرا بشنو

و به دعایم گوش فرا ده!

از کران‌های زمین تو را می‌خوانم،

هنگامی که دلم لرزان است.

مرا به صخره‌ای که بلندتر از من است

هدایت فرما.

الف. خدایا، فریاد مرا بشنو و به دعایم گوش فرا ده!: این دعای حکیمانه‌ای از داوود بود. او درک کرده بود که هرچند خدا تمام دعاها را می‌شنود، اما از نظر پاسخ‌گویی و لطف، به همهٔ دعاها گوش نمی‌سپارد و به آنها توجه نمی‌کند. داوود با آغاز دعایش به این شیوه، انتظار بی‌جا از خدا نداشت، بلکه با فروتنی، پاسخ خدا را درخواست می‌کرد.

یک) «فریسیان ممکن است به صرف دعا کردن دل خوش کنند؛ اما ایمانداران واقعی مشتاق دریافت پاسخ‌اند. سنت‌گرایان وقتی مناجات‌ها و سرودهای مذهبی خود را «گفته یا خوانده» باشند، احساس رضایت می‌کنند؛ اما فرزندان زندهٔ خدا آرام نمی‌گیرند تا زمانی که درخواست‌هایشان به گوش یهوه صبایوت رسیده باشد.» (اسپرجن)

ب. از کرانه‌‌های زمین تو را می خوانم: تا آنجا که می‌دانیم، داوود زیاد از سرزمین موعود دور سفر نکرد. با این‌حال، به‌طور استعاری، او در انتهای درک، توان و منابع انسانی بود؛ به معنای واقعی و قدرتمند، این دعا از کرانه‌های زمین تقدیم شد.

یک) «اگرچه عبارت از کرانه‌های زمین ممکن است نشان‌دهنده فاصله جغرافیایی از سرزمین باشد (مقایسه کنید با مزمور9:46؛ تثنیه 49:28) ، اما همچنین استعاره‌ای است از ناامیدی، بیگانگی و فاصلهٔ روحانی از خداوند.» (ون‌جمرن)

دو) داوود نگفت، «از کرانه‌های زمین امیدم را از دست خواهم داد یا از کرانه‌های زمین انکار خواهم کرد که تو مرا محبت می‌کنی. بلکه در حد نهایی دانش و تحمل و توان خود گفت، تو را می خوانم.

سه) «توجه کنید که داوود هرگز حتی به ذهنش خطور نکرد که خدای دیگری بجوید؛ او هرگز تصور نکرد که حکومت یهوه محدود به محلی باشد؛ هرچند در دورترین نقطه سرزمین موعود بود، اما خوب می‌دانست که هنوز در قلمرو پادشاه بزرگ قرار دارد.» (اسپرجن)

ج. هنگامی که دلم لرزان است: داوود می‌دانست که زمانی فرا می‌رسد که دلش لرزان باشد. در آن اوقات سخت او حداقل به سه چیز نیاز داشت:

·     او به صخره‌ای نیاز داشت، جایی استوار و امن، چیزی آن‌قدر نیرومند که در برابر موج‌های کوبنده یا زمینِ لرزان پایدار بماند.

·     او به صخره‌ای نیاز داشت که بلندتر از او باشد، جایی فراتر از خود، بالاتر از حکمتش، بالاتر از توانایی‌هایش.

·     او به خدا نیاز داشت تا او را به آن صخره هدایت کند. زیرا داوود به‌تنهایی نمی‌توانست به آن جایگاه استوار، ورای بحرانش، برسد.

یک) دل لرزان: همین واژه در یونس 7:2 به‌صورت «از حال رفتن» یا «ضعف کردن» ترجمه شده است. «در اینجا داوود با آزمایش مضاعف افسردگی یا فرسودگی روبه‌رو بود؛ مقایسه کنید با همین واژه… که در عنوان مزمور ۱۰۲ نیز آمده است، جایی که این وضعیت به‌تفصیل توصیف شده است.» ( کیدنر)

دو) به ما گفته نشده که چرا داوود دلش لرزان بود، و بهتر هم همین است که ندانیم. اگر از شرایط خاص او آگاه بودیم، به‌شدت وسوسه می‌شدیم که نجات خدا را فقط برای کسانی بدانیم که در همان وضعیت هستند. اما خدا می‌خواست این دعا را، فارغ از دلیل دل‌آشفتگی، همهٔ قومش بتوانند بر زبان بیاورند.

سه) به صخره: «تصویر خدا به‌عنوان صخره، در مزامیر داوودی بسیار برجسته است، زیرا داوود در بیابان یهودیه بارها از صخره‌ها به‌عنوان پناهگاه و جای امن استفاده کرده بود.» (بویس)

چهار) «در خیال خود، صخره‌ای عظیم و بلند را بالای سرش می‌بیند که اگر بر آن قرار گیرد، می‌تواند از هر تعقیب یا حمله‌ای در امان باشد. اما او از آن صخره دور است، و همان چیز دست‌نیافتنی‌‌ای که اگر در شکاف‌های آن پنهان بود مایهٔ امنیتش می‌شد، اکنون مایهٔ ناامیدی‌اش شده است. از این‌رو، به سوی خدا روی می‌آورد و از او می‌خواهد که او را با دستان خود بلند کند تا پایش را بر آن صخره بگذارد.» (مک‌لارن)

د. به صخره‌ای که بالاتر از من است: با فرض اینکه داوود این مزمور را در زمان پادشاهی‌اش نوشته باشد، از دیدگاه انسانی او به بالاترین پلهٔ نردبان رسیده بود. با این‌حال، همچنان می‌دانست که این کافی نیست و به چیزی بالاتر از خود نیاز دارد.

یک) بلندتر از من است: «پس دعای او این بود که در خدا از خویشتن فراتر رود و بالاتر قرار گیرد.» (مورگان)

دو) در نهایت، عیسی مسیح همان صخره‌ای است که بالاتر از من است. «از من بلندتر است، چون از منشأیی الهی برخاسته؛ بلندتر، به‌خاطر اطاعت کاملش؛ بلندتر، به‌خاطر رنج‌های عظیمش؛ و بلندتر، به‌خاطر صعودش به دست راست قدرت.» (مایر)

2. آیات (3-4) اعتماد کنونی که بر پایه وفاداری‌های گذشته است.

زیرا که تو پناهگاه من بوده‌ای،

و برج نیرومند در برابر دشمن.

بگذار تا به ابد در خیمۀ تو قرار یابم

الف. زیرا تو برای من پناهگاه بودی و برج نیرومند در برابر دشمن: داوود به یاد آورد که خدا در گذشته به چنین دعاهایی پاسخ داده بود. خداوند خود در گذشته برای داوود پناهگاه و برج نیرومندی بوده است.

ب. بگذار تا به ابد در خیمۀ تو قرار یابم: واژه خیمه در اصل به معنای «چادر» است. داوود احتمالاً یکی از دو فکر (یا شاید هر دو) را در ذهن داشت:

·     خیمهٔ خدا به‌عنوان پناهگاهی برای مسافر خسته، جایی که حفاظت و مهمان‌نوازی به مهمان گرامی داده می‌شود.

·     خیمهٔ خدا به‌عنوان خیمهٔ ملاقات و مرکز قربانی‌ها و پرستش‌‌های اسرائیل.

یک) «تصویر ساکن شدن در خیمه به تجربهٔ صحرا بازمی‌گردد (مقایسه کنید با خروج 7:33-11؛ اعداد16:11-17) زمانی که خداوند در میان قبایل اسرائیل در خیمه‌ای سکونت داشت.» (ون جمرن)

دو) «او نمی‌گوید: در کاخ خود خواهم ماند، بلکه می‌گوید: در خیمهٔ تو خواهم بود، زیرا آن را برتر و عزیزتر می‌شمارد.» (ترپ)

ج. و زیر سایۀ بال‌هایت پناه گیرم: باز هم ممکن است یکی از دو مفهوم مد نظر باشد یا به‌طور آگاهانه هر دو مفهوم در نظر گرفته شده باشد.

·     بال‌ها به‌عنوان جایگاهی نزدیک و محافظت‌شده که مرغ مادر به جوجه‌هایش می‌دهد و آنها را زیر سایۀ بال‌های خود پناه می‌دهد.

·     بال‌ها به‌عنوان نمادی که داخل خیمه ملاقات و تخت رحمت صندوق عهد را فرا می‌گرفت، که شامل طرح‌های کَرُوبیان و بال‌هایشان بود.

د. برج نیرومند … خیمۀ تو قرار یابم: داوود با تصویرهایی پشت سر هم، مفهوم صخره‌ای که بالاتر از من است، که در مزمور ۲:۶۱ ابتدا ذکر شد، را گسترش داد. هیچ تصویری به تنهایی نمی‌توانست عظمت یاری خدا را به داوود به‌طور کامل بیان کند.

پاسخ به دعا.

1. آیات (5-7) مراقبت خداوند از پادشاه داوود.

زیرا تو، خدایا، نذرهایم را شنیده‌ای،

و میراث ترسندگانِ نامت را به من ارزانی داشته‌ای.

بر ایام عمر پادشاه بیفزا

و بر سال‌های او، تا نسل‌های بسیار

تا ابد در حضور خدا بر تخت شاهی نشیند،

محبت و وفاداری خود را به مراقبت او برگمار

الف. زیرا تو، خدایا، نذرهایم را شنیده‌ای: احتمالاً داوود به نذرهای گذشته‌ وفاداری و شکرگزاری به خدا اشاره داشت که همچنان به آنها پایبند بود. خدا این نذرها را شنید و به آنها پاسخ داد، و داوود را بر قوم خدا فرمانروایی بخشید (میراث ترسندگانِ نامت).

یک) زیرا تو، خدایا، نذرهایم را شنیده‌ای: «بارها تصمیم گرفته‌ام که کاملاً از آنِ تو باشم، تنها به تو خدمت کنم، تمام عمرم را وقف خدمتت کنم؛ و تو صدایم را شنیدی، کلامم را جدی گرفتی؛ و آن میراث را به من بخشیدی، یعنی افتخار لذت بردن از دستوراتت را عطا کرده‌ای، اینها نصیب کسانی است که از نام تو می‌ترسند.» (کلارک)

ب. بر ایام عمر پادشاه بیفزا: داوود با اطمینان انتظار برکت خداوند را بر سلطنت خود داشت. این انتظار نه به‌خاطر بزرگ‌انگاشتن خود، بلکه به‌خاطر بزرگ‌داشت خداوندی بود که به وعده‌هایش وفادار می‌ماند.

یک) «عبارت زندگی طولانی (که در اصل به معنای ایام است) یک اصطلاح است برای بیان رونق و شکوفایی پادشاه حاکم و همچنین حفظ و تداوم سلسله‌ او؛ مشابه عبارتی است که در بریتانیا می‌گویند: خداوندا ملکه را محافظت بفرما‘.» (ون‌جمرن)

دو) و بر سال‌های او، تا نسل‌های بسیار: «او این‌گونه سخن می‌گوید، بخشی به این دلیل که پادشاهی‌اش مانند سلطنت شائول، محدود به یک دوره و پایان‌یافته با مرگ او نبود، بلکه برای او و نسل‌هایش تا ابد برقرار شده بود؛ و بخشی هم به این خاطر که مسیح، پسر و وارث او، به‌طور واقعی و شخصاً، پادشاهی را تا ابد در اختیار خواهد داشت.» (پول)

ج. تا ابد در حضور خدا بر تخت شاهی نشیند: داوود تنها می‌توانست این سخن را درباره خود به صورت بسیار محدود بیان کند. او می‌توانست این را بدون محدودیت درباره مسیح موعودی که از نسل او قرار بود بیاید (دوم سموئیل11:7-16) بگوید.

یک) تا ابد در حضور خدا بر تخت نشیند: «بطور لغوی، او تا ابد در حضور خدا خواهد نشست. او همیشه به‌خاطر ما در حضور خدا حاضر می‌شود.» (کلارک)

دو) «این مزمور … (آن‌چنان) مسیحایی است که فقط پادشاهی ابدی مسیح، تحقق آن دعاست.» (مک‌لارن)

سه) «وعده‌های خداوند به قومش در مسیح‌عیسی متمرکز شده‌اند، کسی که پادشاهی او توسط وعده و پاداش پدر تثبیت شده است (افسسیان7:4-13).» (ون‌جمرن)

د. محبت و وفاداری خود را به مراقبت او برگمار : شخص داوود به محبت و وفاداری نیاز داشت، اما او همچنین می‌دانست که فرزند ارشدش، مسیح موعود، نیز بر محبت و وفاداری خدا تکیه خواهد کرد.

یک) «بگذار این دو (محبت و وفاداری) تکیه‌گاه تخت او باشند، بگذار نگهبانان جان او باشند، و بگذار سهم شایسته و آماده‌ او باشند.» (ترپ)

دو) «همان‌طور که مردمان فریاد می‌زنند زنده‌باد پادشاه، ما نیز با شور و شوق به مسیح جلوس کرده، یعنی عمانوئیل، درود می‌فرستیم و فریاد می‌زنیم محبت و وفاداری  او را حفظ کنند.» محبت ابدی و وفاداری تغییرناپذیر، محافظان تخت پادشاهی عیسی‌ هستند.» (اسپرجن)

2. آیه (8) ستایش خدا تا ابد.

پس نام تو را پیوسته خواهم سرایید،

و نذرهای خود را هر روزه ادا خواهم کرد

الف. پس نام تو را پیوسته خواهم سرایید: داوود این مزمور را با فریاد ناامیدی به سوی خدا آغاز کرد، دلی که لرزان و پر از فشار بود. اما این سرود در نهایت با ستایش پایان می‌یابد، و به شخصیت خداوند که در نام او جلوه‌گر است، پیوسته احترام می‌گذارد.

ب. و نذرهای خود را هر روزه ادا خواهم کرد: داوود می‌دانست که وظیفه‌ای بی‌پایان برای شکرگزاری و تکریم خدا دارد. این باید هر روزه و پیوسته انجام شود.

یک) «خداوند وعده‌های خود را هر روز به‌جا می‌آورد، پس ما نیز هر روز باید عهدهای خود را به انجام برسانیم؛ او پیمان خود را نگاه می‌دارد، ما نباید پیمان خود را فراموش کنیم.» (اسپرجن)

دو) پیوسته…هر روزه: «اینجا کلمه پیوسته ذهن را بی‌مرز به آینده می‌برد، در حالی‌که هر روزه ابتدا توجه را به آنچه در پیش روی ماست معطوف می‌کند.» ( کیدنر)