فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!
مزمور 22 – خادم خدا: ترکشده، رهایییافته و پیروزمند.
این مزموری دیگر است با عنوان: برای سالار سرایندگان: در مایۀ ’غزال سحرگاهی‘. مزمور داوود. میتوان گفت این مزمور توسط شیرینترین مزمورنویس اسرائیل، با آهنگی ناشناخته، برای بزرگترین موسیقیدان سروده شده است (دوم سموئیل 1:23). در اینجا، داوود فراتر از یک هنرمند میسراید و بهعنوان یکی از بزرگترین انبیایی که تابهحال سخن گفته است بیش از آنکه به خود اشاره داشته باشد به پسر بزرگتر خود، یعنی عیسیمسیح اشاره میکند.
«این مزمور مانند مرواریدی در میان مزامیر است و بهطور خاص باشکوه و قابلتوجه است. این مزمور دربردارندۀ رنجهای عمیق، عظیم و سنگین مسیح است زمانی که در میان وحشت و درد خشم الهی و مرگ در عذاب بود، دردهایی که از درک و فهم بشری فراتر میروند.» (مارتین لوتر، به نقل از اسپرجن)
عذاب شخص واگذاشته شده.
۱. آیات (1-2) فریاد شخص واگذاشته شده.
ای خدای من، ای خدای من، چرا مرا واگذاشتی
و از نجات من و سخنان فغانم دوری؟
ای خدای من، همۀ روز فریاد برمیکشم و اجابت نمیکنی؛
همۀ شب نیز، و مرا خاموشی نیست!
الف. ای خدای من، ای خدای من، چرا مرا واگذاشتی: این مزمور بهطور ناگهانی با صحنهای ناراحتکننده آغاز میشود: شخصی که خدا را میشناسد و به او ایمان دارد، واگذاشته میشود و در خشم نزد خدا فریاد برمیآورد.
یک) این مزمور داوود است و موارد زیادی در زندگی داوود وجود داشت که ممکن بود چنین شعر غمانگیزی بسراید. داوود قبل و بعد از اینکه تخت پادشاهی اسرائیل را بهدست آورد، فصلهای خطر و محرومیتهای عظیمی را تجربه کرد.
دو) در حالی که این مزمور بدون شک در تجربه زندگی داوود صادق بود، اما –مانند بسیاری از مزمورها– این سخنان در مورد عیسی مسیح، حتی بیش از داوود، حقیقت دارد. عیسی عمداً این کلمات را برای توصیف رنج خود بر روی صلیب برگزید. (متی 46:27).
سه) «میتوان بهدرستی یقین داشت که عیسی در زمان تحمل رنجهایش بر عهدعتیق تعمق داشت و بهطور خاص صلیب خود را بهعنوان تحقق مزمور 22 میدید.» (بویس)
چهار) «من شک ندارم که داوود اگرچه در بخشهای مختلف این مزمور نگاهی به شرایط خود داشت، با اینحال از طریق روح نبوت فراتر از خود، و به سوی مسیح که این متن بهطور کامل تنها درمورد او صدق میکند، برده شد.» (پول)
ب. ای خدای من، ای خدای من: آغار این مزمور حداقل در دو سطح قدرتمند است. این «فریاد نزد خدا» نشان میدهد که آن شخص واگذاشته شده، بهدرستی با خدا در ارتباط بود. او قربانی ظلم و خشونت انسان بود، اما فریاد و شکایت او به سوی خدا بود -حتی گفت خدای من– و نه به سوی انسان یا علیه او.
یک) «بعد از آن بود که در روح و بدنش وحشت نارضایتی خدا نسبت به گناه، که بهخاطر آن واگذاشته شده بود را احساس کرد.» (ترپ)
ج. چرا مرا واگذاشتی: در این فریاد و در سطرهای بعدی نشانی از شگفتی دیده میشود. آنکه واگذاشته شده، به نظر میرسد که حیران است؛ «ای خدا، چرا مرا واگذاشتی؟ دیگران ممکن است چنین چیزی را سزاوار باشند، اما من درک نمیکنم که چرا او مرا واگذشت.»
یک) بهراحتی میتوان موقعیتی را در زندگی داوود پادشاه تصور کرد که در آن چنین تجربهای داشته است. او زمانهای بسیاری خود را در شرایطی به ظاهر غیرممکن یافت و متعجب شد که چرا خداوند فوراً او را نجات نداد.
دو) اما فراتر از داوود و زندگی او، این فریاد دردناک و همذاتپنداری عمدی عیسی با این کلمات، از عمیقترین و اسرارآمیزترین توصیفات از آن چیزی است که عیسی بر صلیب تجربه کرد. عیسی در طول زندگی خود، درد و رنجهای فراوانی را (هم از نظر جسمی و هم از نظر عاطفی) متحمل شده بود. اما او هرگز جدایی یا بیگانگی از خدای پدر را تجربه نکرده بود. در این لحظه، او چیزی را تجربه کرد که هرگز پیش از آن تجربه نکرده بود. به معنای عمیقی، عیسی بهدرستی احساس کرد که بر صلیب از سوی خدای پدر ترک شده است.
سه) بر روی صلیب، یک مبادله مقدس صورت گرفت. خدای پدر، خدای پسر را چنان محسوب کرد که گویی او گناهکار است. همانگونه که پولس رسول بعدها در رسالۀ خود نوشت، «او کسی را که گناه را نشناخت، در راه ما گناه ساخت، تا ما در وی پارساییِ خدا شویم.» (دوم قرنتیان 21:5)
چهار) با اینحال، عیسی نه تنها از مشارکت با پدر واگذاشته شد، بلکه ریزش حقیقی غضب خدای پدر بر خود بهعنوان جایگزینی برای بشر گناهکار را متحمل شد. «این تاریکی و سیاهی وحشت او بود. پس از آن بود که به اعماق غارهای رنج نفوذ کرد.» (اسپرجن)
پنج) «واگذاشته شدن به این معناست که نور روی خدا و احساس حضور او پنهان شود، و این دقیقاً همان چیزی بود که برای عیسی اتفاق افتاد، زمانی که او غضب خدا را بهخاطر گناهان ما بر خود حمل کرد.» (بویس)
شش) «ضروری بود که او فقدان لبخند پدر را احساس کند، زیرا محکومان در جهنم باید از آن تلخی چشیده باشند –و بنابراین، پدر چشم محبت خود را بست، دست عدالت را در برابر لبخند چهرهاش قرار داد و پسر خود را واگذاشت تا فریاد برآورد، ‘خدای من، ای خدای من، چرا مرا واگذاشتی؟‘» (اسپرجن)
هفت) این اتفاق هر چقدر که دردناک بود، اما نقشۀ نیکو و محبتآمیز خداوند برای فدیه را به انجام رساند. همانطور که اشعیا توانست بگوید، «اما خواست خداوند این بود که او را لِه کرده، به دردها مبتلا سازد.» (اشعیا 10:53)
هشت) در عینحال، نمیتوان گفت جدایی میان پدر و پسر بر روی صلیب بهطور کامل بود. پولس در دوم قرنتیان 19:5 این امر را روشن کرد که بر روی صلیب، «خدا در مسیح جهان را با خود آشتی میداد.»
د. چرا مرا واگذاشتی: در این کلمات داوود سؤال مشخصی نهفته است، و همانطور که عیسی این کلمات را برای خود بر روی صلیب به کار برد. آنچه عیسی بر صلیب متحمل شد، آنچنان پیچیده، تاریک و اسرارآمیز بود که در آن لحظه فراتر از درک احساسی بود.
یک) اسپرجن این سوال را با تأکید بر کلمه «تو» مورد بررسی قرار داد. «‘تو‘: میتوانم درک کنم که چرا یهودای خائن و پطرس ترسو رفتند، اما تو، خدای من، دوست وفادار من، چطور میتوانی مرا رها کنی؟ این از همه چیز بدتر است، بله بدتر از همۀ آنها باهم. جهنم خود شدیدترین شعلهاش جدایی روح از خداست.» (اسپرجن)
دو) میتوانیم پاسخ به سؤال عیسی را تصور کنیم: چرا؟ «زیرا، پسر من، تو انتخاب کردهای که در جای گناهکاران محکوم بایستی. تو که هرگز گناه را نشناختهای، قربانی ابدی گناه شدهای و غضب عادلانۀ من را نسبت به گناه و گناهکاران بر خود پذیرفتی. تو این کار را به دلیل محبت عظیم خود و به دلیل محبت عظیم من، انجام دادی.»
سه) «سپس ممکن است پدر نگاهی اجمالی از پاداش خود به پسر داده باشد -جمعیت انبوهی از قوم خود که ردای پارسایی بر تن دارند و در خیابانهای طلایی آسمان قدم برمیدارند، ؛همۀ آنها منجی را ستایش میکنند و همۀ آنها نام یهوه و بره را میخوانند؛ واین بخشی از پاسخ به پرسش او بود.» (اسپرجن)
ه. و از نجات من و سخنان فغانم دوری: داوود میدانست که احساس حضور و رهایی خدا چگونه است و بارها پیش از این چنین تجربیاتی داشته است. هر بار که خدا کمک میکرد، این غیبت ناگهانی کمک خداوند شدیدتر و ویرانگرتر میشد. بدتر از آن، به نظر میرسید هیچ توضیحی برای نبودن کمک خدا وجود ندارد؛ بنابراین این سؤال به وجود میآید: «چرا؟»
یک) بدون شک داوود چنین چیزی را تجربه کرد، اما در مقایسه با چیزی که عیسی تجربه کرد، سایهای بیش نبود. عیسی قبل از صلیب، هر لحظه در مشارکت آگاهانه با خدای پدر، همراه با وابستگی مداوم به یاری هر دو، پدر و روحالقدس، زندگی کرد. او در زمان صلیب احساس عدم یاری کرد و بهنظر میرسید خدا از نجات و سخنان فغان وی دور بود.
و. ای خدای من، همۀ روز فریاد برمیکشم و اجابت نمیکنی: بُعد دیگر عذاب داوود این بود که او مکرراً و پیوسته به خدا متوسل میشد، اما احساس میکرد که کاملاً بیپاسخ مانده است. نالههای او بیجواب بود، فریادش نادیده گرفته شده بود.
یک) داوود بیشک این را تجربه کرد؛ اما پسر بزرگتر داوود این را در درجهای بسیار بالاتر تجربه کرد. بر روی صلیب، عیسی احساس کرد که از سوی پدر ترک شده است و احساس میکرد نالهها و فریادهای او بیپاسخ مانده است.
۲. آیات (3-5) یادآوری ذات خدا و یاری پیشین او.
اما تو قدوسی،
ای که بر سرودهای ستایشی اسرائیل جلوس فرمودهای.
بر تو پدران ما توکل کردند
آری، بر تو توکل کردند و ایشان را رهایی بخشیدی.
نزد تو فریاد برآوردند و خلاصی یافتند؛
بر تو توکل کردند و شرمنده نگشتند.
الف. اما تو قدوسی: شخص واگذاشته شده، خدا و عظمت او را بهیاد آورد، حتی وقتی در رنجها فرو رفته، بود. او خدا را لعن نکرد و کفر نگفت و میدانست خشم کنونی او، قدوسیت (اما تو قدوسی) یا عظمت خدا (بر سرودهای ستایشی اسرائیل جلوس فرمودهای) را تغییر نمیداد.
یک) ما این احساس را داریم که بحران کنونی، داوود (و پسر بزرگتر داوود) را از شک و سردرگمی پر کرده کرد، اما او اجازه نداد که در مورد قدوسیت یا عظمت خدا دچار تردید شود. هرچند که در وضعیت کنونیاش چیزهایی را نمیدانست، اما این را میدانست که خدا قدوس است.
دو) «این است پیروزی ایمان –نجاتدهنده همچون صخرهای در میان اقیانوس وسیع وسوسه ایستاد. هرچه امواج بلندتر میشدند، ایمان او نیز مانند صخرههای مرجانی عظیمتر و قویتر میشد، تا جایی که به جزیرهای از نجات برای جانهای کشتیشکستهٔ ما تبدیل شد. گویی او گفته باشد: ‘مهم نیست چه چیزی را تحمل میکنم. توفانها بر من میغرند؛ انسانها مرا خوار میشمارند؛ شیاطین وسوسه میکنند؛ شرایط بر من چیره میشود؛ و حتی اگر خود خدا مرا ترک کند، بااینحال، خدا قدوس است؛ در او هیچ بیعدالتی نیست.“» (استیونسون، به نقل از اسپرجن)
سه) «ما نباید قدوسیت خدا را زیر سؤال ببریم، اما میتوانیم از آن استدلال کنیم و آن را بهعنوان دلیلی در دعاها و درخواستهای خود به کار ببریم.» (اسپرجن)
ب. بر تو پدران ما توکل کردند… نزد تو فریاد برآوردند و خلاصی یافتند: داوود همچنین به یاد آورد که خداوند بارها به دعاها پاسخ داده و او را نجات داده بود. این یادآوری بهطرز عجیبی هم تسلی و هم ناامیدی را به همراه داشت: تسلی، زیرا میدانست که او همان خدایی را صدا میزند که پیشتر نجات داده بود و باز هم میتواند نجات دهد؛ و ناامیدی، زیرا همان خدایی که پیشتر رهایی بخشیده بود، اکنون بسیار دور و خاموش به نظر میرسید.
یک) ما تقریباً میتوانیم عذاب شخص واگذاشته شده را بشنویم: «نزد تو فریاد برآوردند و خلاصی یافتند؛ اما من به تو فریاد میزنم و نادیده گرفته میشوم.»
دو) پدران ما: «استفاده از ضمیر جمع ‘ما‘ نشان میدهد که عیسی حتی بر روی صلیب نیز با قوم خود یکی بود.» (اسپرجن)
۳. آیات (6-8) تمسخر شخصِ واگذاشته شده.
اما من کِرمی بیش نیستم و انسان نِی!
عار آدمیانم و تحقیرشدۀ قوم!
هر که بر من مینگرد ریشخندم میکند؛
دهان کج میکنند و سر جنبانیده، میگویند:
«بر خداوند توکل دارد!
پس بگذار او خلاصیاش دهد!
اگر به او رغبت دارد،
رهاییاش بخشد!»
الف. اما من کِرمی بیش نیستم و انسان نِی: شدت این درگیری سبب شد داوود احساس کند نه تنها نادیده گرفته شده، بلکه بیاهمیت است. بهنظر میرسد خداوند به انسانهای دیگر کمک میکند، اما بهنظر نمیرسد هیچ کمکی به کرمها بکند. جایگاه پایینی که او در چشم خود و دیگران داشت، بهسادگی بر عذاب او افزود.
یک) این امر بهطور قابل توجهی در پسر بزرگتر داوود تحقق یافت که بر روی صلیب، عار آدمیان و تحقیرشدۀ قوم خود گشت. افراد ظالم، عیسی را در بزرگترین عذاب او تمسخر کردند (متی 39:27-44).
دو) «این آیه معجزهای در زبان است. چگونه ممکن است که خداوند جلال به چنان خواری کشیده شود که نهتنها پایینتر از فرشتگان، بلکه حتی پایینتر از انسانها باشد؟ چه تقابلی شگفتانگیز است میان ‘من هستم‘ و ‘من کرمی بیش نیستم‘!» (اسپرجن)
ب. دهان کج میکنند و سر جنبانیده، میگویند: بر خداوند توکل دارد! پس بگذار او خلاصیاش دهد!: درد داوود با تمسخر و درک نشدن عذابش از سوی دیگران، فزونی مییافت. آنها از عذاب او برای زیر سؤال بردن رابطۀ او با خدا استفاده کردند، حتی دوستان ایوب هم با رنجهای او چنین کاری کردند.
یک) گویی میگفتند، «بهنظر میرسید او بر خداوند توکل داشت، اما همۀ ما میدانیم خداوند آنانی را که بر او توکل دارند نجات میبخشد. به نظر میرسید او در خداوند خشنود بود، اما اشتباه است زیرا نجات نیافت.»
دو) بر خداوند توکل دارد! پس بگذار او خلاصیاش دهد: اگر کلمات آغازین مزمور 22 با فریاد عیسی برروی صلیب (متی 46:27) یکی باشد، پس پس دشمنانش نیز ناآگاهانه با دشمنان تمسخرکنندۀ خدا و مسحشدۀ او که عیسی را بر صلیب استهزا میکردند، یکی بودند (متی 43:27: او به خدا توکل دارد… اکنون او را نجات دهد).
سه) اسپرجن، موعظهای (ایمان در میان تمسخرکنندگان) وعظ کرد که در آن معنای کلمۀ واگذاشته شده و جملۀ «بر خداوند توکل دارد! پس بگذار او خلاصیاش دهد!» مورد توجه قرار گرفت.
· در کسی که بهدرستی از فیض خدا لبریز است، توکل به خدا آشکار است.
· این توکلی که شخص ایماندار نشان میدهد، برای جهان قابل درک نیست.
· این ایمان حقیقی تقریباً به یقین در برخی موارد مورد تمسخر قرار میگیرد.
· زمانی فراخواهد رسید که شخص با ایمانی که بر خدا توکل دارد، بسیار پارسا خواهد بود.
ج) پس بگذار او خلاصیاش دهد! اگر به او رغبت دارد: این عبارت، شدت نادانی و ظلم کسانی را آشکار میسازد که با خدا و قوم او مخالفت میکنند. آنها ادعا کردند که هیچ رهایی و نجاتی وجود ندارد، در حالیکه بهزودی این نجات خواهد آمد. همچنین، خشنودی خدا از شخص واگذاشته را زیرسؤال بردند، درحالیکه خدا واقعاً از او خشنود بود و هست.
یک) «یک طنز بسیار زهرآگین، که در آن تلاش میکردند تا او را از اعتماد به خود دور کنند و بدینوسیله او را به سوی یأس و نابودی کامل برانند.» (ترپ)
۴. آیات (9-11) یک تقاضا: «تو از زمانهای پیشین خدای من بودی»
اما تو مرا از شکم مادر بیرون آوردی،
و از شیرخوارگی اطمینانم بخشیدی!
از تولد بر تو افکنده شدم؛
از شکم مادرم، خدای من تویی.
از من دور مباش،
زیرا که تنگی نزدیک است
و کسی نیست که یاری کند.
الف. اما تو مرا از شکم مادر بیرون آوردی: داوود -هم برای خود و هم بهطور نبوتی، برای مسیحی که در آینده میآمد- دریافت که در عمق عذاب و احساس طرد شدن، هنوز میتوانست به یاد روزهای بهتر، به خدا متوسل شود.
یک) شخص مطرود نگفت، «از آنجایی که حس میکنم خدا مرا واگذاشته است، من نیز او را رها خواهم کرد.» او در شب تاریک جان، استوار ایستاد و همچنان به خدایی متوسل شد که از زمان تولدش مراقب او بود.
دو) «آن کودک که اکنون در حال مبارزه بزرگ زندگیاش است، از رحمت تولد خود بهعنوان دلیلی در برابر خدا استفاده میکند. ایمان در هر جا سلاحهایی پیدا میکند. کسی که بخواهد ایمان داشته باشد، هیچگاه دلیلی برای ایمان نداشتن نخواهد یافت.» (اسپرجن)
ب. از شکم مادر… از شیرخوارگی… از تولد… خدای من تویی: آن ترکشده از دلایل خوب و منطقی استفاده کرد. او خدا را به یاد مراقبتی انداخت که از نخستین روزهای تولدش به او داده شده بود. آن فیض پیشین ممکن بود بیهوده به نظر برسد اگر رنجکشیده در بحران کنونیاش نجات نمییافت.
ج. از من دور مباش، زیرا که تنگی نزدیک است و کسی نیست که یاری کند: این تقاضای برای کمک دوباره به طرز مؤثر و فصیحی بیان میشود. خدا دور به نظر میآید؛ اما تنگی نزدیک است -و (کسی نیست که یاری کند، پس تو باید مرا یاری کنی، ای خداوند!
5. آیات (12-18) عذاب مطرود.
گاوان نرِ بسیار دور مرا گرفتهاند،
گاوان تنومندِ باشان احاطهام کردهاند.
دهان خود به فراخی بر من گشودهاند،
چون شیران درّندۀ غرّان.
همچون آبْ ریخته میشوم،
و استخوانهایم جملگی از هم گسیخته است.
دل من چون موم
در اندرونم گداخته شده است.
قوّتم چون تکه سفالی، خشکیده است؛
و زبانم به کامم چسبیده!
مرا به خاک مرگ نشاندهای.
سگان مرا احاطه کردهاند؛
دستۀ اوباش گِردَم حلقه زدهاند؛
دستها و پاهایم را سوراخ کردهاند!
میتوانم همۀ استخوانهایم را بشمارم.
آنان خیره بر من چشم دوختهاند.
جامههایم را میان خود تقسیم کردهاند
و بر تنپوش من قرعه افکندهاند.
الف. گاوان نرِ بسیار دور مرا گرفتهاند: شخص مطرود یکبار دیگر بحران خود را توصیف میکند. او اشخاصی که او را شکنجه میکردند را بهعنوان گاوان تنومند باشان توصیف کرد، حیوانات بزرگی که بهخاطر قدرتشان معروف بودند. آنها، دور داوود را گرفته و او را تهدید میکنند.
یک) «گاو نر نماد قدرت وحشیانه است که همهچیز را زیر پا میگذارد و خرد میکند.» (کلارک)
دو) «کاهنان، مشایخ، علمای دین، فریسیان، حاکمان و فرماندهها مانند گاوهای وحشی که در مراتع فربه و خلوت باشان چرا میکردند و پر از قدرت و خشم بودند، دور صلیب فریاد میزدند؛ آنها دور آن بیگناه را گرفتند، او را کوبیدند و امید داشتند او را با بیرحمیهای خود تا سر حد مرگ بکشانند.» (اسپرجن)
ب. همچون آبْ ریخته میشوم: آن مطرود، کاملاً احساس خالی بودن کرد. او هیچ منبعی در خود نیافت تا بتواند با بحران موجود مقابله کند. هر قدرت یا مقاومتی که داشت هم همچون آبْ بر زمین ریخته میشد.
یک) « دل من از کار افتاده است، روح من همچون آب از دست رفته و دیگر بازنمیگردد؛ گوشت و تنم از درون گداخته شده است و همچون آب، ناتوان گشتهام.» (پول)
ج. و استخوانهایم جملگی از هم گسیخته است: این جمله، شدت درد جسمانی داوود در آن زمان را توصیف میکند، اما بهطور شگفتانگیزی نبوت خاصی از دردهای آیندۀ پسر داوود بر صلیب است.
یک) وضعیت ناخوشایند و پرتنش آن مصلوب، باعث میشد که عیسی بر صلیب بگوید: «استخوانهایم جملگی از هم گسیخته است.» داوود در زمان خود از روش مصلوب شدن آگاهی نداشت، اما درد و رنج جسمانی آن را با دقتی شایستهٔ یک نبی خدا توصیف کرد.
دو) همچنین برخی دلایل وجود دارد (بهطور اساسی مطابق یوحنا 34:19) که باور داشته باشیم عیسی برروی صلیب از فشار بر روی قلبش رنج میبرد و سبب شد این کلمات را به زبان آورد، «دلم چون موم در اندرونم گداخته شده است» که بهطور شگفتانگیزی دقیق بودند.
سه) و زبانم به کامم چسبیده: برای عیسی بهعنوان شخصی که تحت عذاب بود، عادی بود که از تشنگی بسیار شدید برروی صلیب رنج ببرد (یوحنا 28:19).
د. مرا به خاک مرگ نشاندهای: داوود از این عبارت شعری برای توصیف شدت عذاب خود استفاده کرد. شاید او لعنتی که خدا بعد از گناه بر آدم اعلام کرد را در نظر داشت (پیدایش 19:3). چون تمام بشریت در آدم قرار داشت، این لعنت بر کل نسل انسان گسترده شد، و داوود خود را به خاک مرگ نزدیک احساس میکرد.
یک) بدیهی است که داوود در بحرانی که این مزمور توصیف میکند، نمرد؛ او زنده ماند تا این مزمور و مزمورهای دیگر را بنویسد. او تا لبۀ مرگ پیش رفت، آنگاه که خدا او را به به خاک مرگ رساند. اما عیسی، پسر داوود، نهتنها به آستانۀ مرگ رسید، بلکه به خاک مرگ فرو رفت و تمامی لعنتی را که در آن نهفته بود، متحمل شد. عیسی نیش لعنت آدم را برای ما بر دوش کشید (غلاطیان ۱۳:۳) تا ما خود آن را متحمل نشویم.
ه. سگان مرا احاطه کردهاند، دستۀ اوباش گِردَم حلقه زدهاند: حتی اگر دوستانی دلسوز، داوود را احاطه کرده بودند، باز هم بحران او بهقدر کافی بد بود؛ بااینحال، چون افرادی شریر و خشن از هر طرف او را احاطه کرده بودند، این بحران برای او چندین برابر سختتر بود.
یک) در مرگ خود، پسر داوود دلسوزان اندکی داشت. نفرتورزان، تمسخرکنندگان و استهزاکنندگان، عیسی را بر صلیب احاطه کرده بودند و در تلاش بودند تا رنج او را بیشتر کنند (متی 39:27-44؛ مرقس 29:15-32).
و. دستها و پاهایم را سوراخ کردهاند: شاید داوود در اینجا به زخمهایی اشاره کرده باشد که در نبرد با این دشمنان سرسخت متحمل شد؛ یا شاید کاملاً بهصورت نبوتی سخن گفته باشد. در هر صورت، صدها سال پیش از آنکه رومیان روش مصلوبکردن را از ایرانیان اقتباس کنند، داوود نبی زخمهای مصلوب شدن را که پسر بزرگتر او متحمل میشد، توصیف کرد.
یک) نسخۀ عبری مازورتیک (Masoretic) در مزمور 16:22 واژه «سوراخ کردند» را به کار نمیبرد، بلکه میگوید «مانند شیر». اما، در ترجمۀ یونانی عهدعتیق (هفتادتنان) -که مدتها پیش از مسیحیت نوشته شده بود- متن عبری را به «سوراخ کردند» ترجمه میکند. اگرچه متن مازورتیک را نباید بهسادگی نادیده گرفت، اما دلایل محکمی برای موافقت با هفتادتنان و تقریباً همه ترجمههای دیگر وجود دارد. «حتی ممکن است این موضوع نشان دهد که متن مازورتیک عمداً توسط علمای یهودیِ بعدی به این شکل نوشته شده است تا از پیشگوییای که تقریباً غیرقابل انکار درباره مصلوب شدن عیسی است، جلوگیری کنند.» (بویس)
ز. میتوانم همۀ استخوانهایم را بشمارم: داوود زخمهای خود را بررسی میکند و درمییابد هیچیک از استخوانهایش نشکسته است. پسر داوود نیز، با وجود رنج عظیمی که بر صلیب متحمل شد، هیچیک از استخوانهایش شکسته نشد. یوحنا با دقت به این موضوع اشاره کرد (یوحنا 31:19-37). این واقعیت، این پیشگویی را به تحقق رساند، همچنین مزمور 20:34 و الگوی برۀ پسخ را که در خروج 46:12 و اعداد 12:9 توصیف شده است، تکمیل کرد.
ح. آنان خیره بر من چشم دوختهاند: در بحران خود، داوود مورد توجه ناخواسته قرار گرفت. شکنجهگرانش به او اجازه ندادند که با وقار و در خلوت رنج بکشد، بلکه همه چیز را در معرض نگاههایشان قرار دادند. پسر بزرگ داوود نیز بر صلیب جایی برای پنهان شدن از نگاههای ناخواسته و تمسخرآمیز مردان سنگدل نیافت.
یک) بر صلیب عیسی نه تنها مرکز تمسخر و تحقیر بود (متی 39:27-44، مرقس ۳۲-۲۹:۱۵)، بلکه بهسادگی موجب شگفتی نیز شد، همانطور که فرماندۀ رومی گفت، «بهراستی او پسر خدا بود» (متی 54:27). لوقا نیز به این موضوع اشاره کرده است، «مردمی نیز که به تماشا گرد آمده بودند، چون آنچه رخ داد دیدند، در حالیکه بر سینۀ خود میکوفتند، آنجا را ترک کردند.» (لوقا 48:23).
دو) «‘مرا نگاه کرده، به من خیره میشوند.‘ آه، چه اندازه متفاوت است آن نگاهی که گناهکار بیدارشده به سوی جلجتا میاندازد، هنگامی که ایمان، چشمان خود را به سوی او که در رنج بود، مجروح شد و برای گناهکاران جان سپرد، بلند میکند!» (موریسن، به نقل از اسپرجن)
ط. جامههایم را میان خود تقسیم کردهاند و بر تنپوش من قرعه افکندهاند: داوود در برابر دشمنان خود چنان متواضع و چنان بیقدرت بود که آنها حتی لباسهای او را برداشته و بر تن خود کردند.
یک) همانند دیگر جنبههای مزمور ۲۲، این بخش نیز در تجربهٔ عیسی به معنای واقعی کلمه تحقق یافت، حتی بیش از زندگی داوود. طبق رسم آن زمان، عیسی برای صلیب برهنه یا نیمه برهنه شد، و سربازان در پای صلیب برای لباسهای او قرعه انداختند. یوحنا 23:19-24 و متی 35:27 این آیه از مزمور 22 را نقل کردهاند و آن را بهعنوان تحقق این پیشگویی اعلام کردهاند.
دو) «چشمان ناپاک با بیاحترامی به برهنگی نجاتدهنده خیره شدند و لطافت مقدس روح پاک او را آزردند. منظرهٔ بدنِ در حال عذاب او میبایست شفقت و همدردی جمعیت را برمیانگیخت، اما تنها باعث شد شادی وحشیانهشان افزایش یابد، در حالی که با لذت بیرحمانهای بر مصیبتهای او چشم دوخته بودند.» (اسپرجن)
6. آیات (19-21 قسمت الف) تقاضای یاری و رهایی.
اما تو ای خداوند، دور مباش!
ای قوّت من، به یاریام بشتاب!
جان مرا از شمشیر برهان
و زندگی مرا از چنگ سگان!
مرا از دهان شیر نجات بخش،
الف. اما تو ای خداوند، دور مباش: در اینجا درخواست مزمور ۱۱:۲۲ تکرار میشود. به نظر میرسد که داوود معتقد بود اگر از حضور آگاهانهٔ خدا برخوردار باشد، میتواند هر سختیای را تحمل کند. دعای او بر تغییر شرایطش متمرکز نیست، بلکه بر حضور خدا در میان بحران تأکید دارد.
ب. به یاریام بشتاب… برهان… نجات بخش: داوود با به تصویر کشیدن دشمنانش همچون حیوانات وحشی و شریر (سگان… دهان شیر… شاخهای گاوان وحشی)، تقاضای یاری و نجاتی را کرد که حضور خداوند آن را سبب میشود.
یک) این خطوط نه تنها بیانگر خطر عظیم و شرایط سخت داوود و همچنین پسر بزرگتر او بود، بلکه بهطور خاص توکل آنها با خدا بهعنوان منجی را نشان میدهد. امید ایشان فقط به او بود.
دو) جان مرا از شمشیر برهان: خشم خدا شمشیری بود که از همۀ بشر انتقام میگرفت… این شمشیر، آتشین بود که انسان را از بهشت خارج نگه داشت.» (هورن)
پاسخی به آن شخص مطرود.
۱. آیات (21 قسمت دوم–۲۳) شخص مطرود خدا را درمیان قوم ستایش میکند.
ای که از میان شاخهای گاوان وحشی مرا اجابت کردهای!
نام تو را به برادرانم اعلام خواهم کرد
و در میان جماعت، تو را خواهم ستود.
ای ترسندگان خداوند، او را بستایید!
ای همۀ نسل یعقوب، او را جلال دهید!
ای همۀ نسل اسرائیل، از هیبت او بترسید!
الف. مرا اجابت کردهای: آن شخص مطرود پس از اینکه روح خود را در عذابی که در آن به سر میبرد، بیرون ریخت، احساس شکوهمندی داشت از اینکه خدا او را اجابت کرده است. بحران در دانستن اینکه خدا از رنج او دور نیست و در آن سکوت نکرده است، قابل تحمل شد.
یک) پاسخ خدا به شخص واگذاشته فوراً به این معنا بود که او دیگر احساس ترکشدگی نمیکرد. رهایی از خودِ بحران ممکن است هنوز نرسیده باشد، اما رهایی از احساس ترکشدگی توسط خدا در وسط بحران، به او داده شده بود. در این کلمات، آرامش، شادی و راحتی عظیمی نهفته است: «مرا اجابت کردهای».
دو) «وقتی او چنین فریاد میزند، اطمینان از شنیده شدن دعایش روحش را پر میکند… این همچون آخرین پرتوی خورشید است که پس از روزی توفانی در افق پدیدار میشود.» (مکلارن)
سه) دیدن تحقق این کلمات در تجربه داوود آسان است؛ اما این پیشگویی بهطور کامل در عیسی تحقق یافت. این همان تصمیمی بود که ترکشده دیگری –ایوب– برای آن تلاش بسیاری کرد. حتی بدون رهایی فوری از سختیها، آرامش عظیمی در این است که بدانیم خدا حضور دارد و در میان بحرانهای ما سکوت نکرده است.
چهار) با دانستن اینکه عیسی این مزمور نبوتی را به انجام رسانید، منطقی است که بپرسیم او چه زمانی توانست مرا اجابت کردهای را بگوید یا تحقق آن را زندگی کند. شاید –هرچند نمیتوان با قطعیت گفت– هنگامی که هنوز برروی صلیب بود، و پس از آن معاملۀ مرموز و پرجلال تحمل بار گناهان بشر انجام شد. شاید هم بعد از اعلام پیروزی با بیان جملۀ «تمام شد!» (یوحنا 30:19)، یا قبل از (یا حتی در همان حین) بیان این کلمات پرمهر، «پدر، روح خود را به دستان تو میسپارم» (لوقا 46:23) بود. این کلمات به بازسازی احساس مشارکت بهجای احساس واگذاشته شدن اشاره دارد.
ب. نام تو را به برادرانم اعلام خواهم کرد: پس از رهایی -اگر نه از خود بحران، بلکه قطعاً از احساس ترکشدگی در بحران- اکنون وعده داده میشود که خدای نجات را تمجید و ستایش کند. دیگران نیز باید در چنین اوج مصیبتی از عظمت خدا آگاه شوند.
یک) عبرانیان 12:2 بخش دوم مزمور 22 (مخصوصاً مزمور 22:22) را نقلقول میکند و بیان میدارد کل این مزمور و نه فقط رنج قسمت اول، به عیسی اشاره دارد.
دو) عیسی در آن شب قبل از مصلوب شدن، دعایی پرجلال کرد و یک خط آن دعا این است، «من نام تو را به آنها شناساندم و خواهم شناساند.» (یوحنا 26:17) آن کلماتی که در سایۀ صلیب دعا شدند، میتوانند بهعنوان یک اشتیاق برای تحقق این عبارت در مزمور 22 نام تو را به برادرانم اعلام خواهم کرد، درک شوند. عیسی میدانست که کار مطیعانهاش بر صلیب، جلال عظیمی برای خدای خود و پدرش به ارمغان خواهد آورد و بزرگی نام او را اعلام خواهد کرد.
سه) ممکن است بگوییم این بخش مزمور 22 بازتاب دلیل اصلی عیسی برای مصلوب شدن است: جلال و اطاعت از خدا و پدرش.
ج. ای ترسندگان خداوند، او را بستایید: دستور داده شده است که خداوند را ستایش کنند، او را تمجید نمایند و از او بترسند. خدای چنین نجات عظیمی شایستۀ هر سه مورد از سوی تمامی بشریت است.
یک) ما بهطور نبوتی در این بخش میبینیم عیسی پس از انجام کار عظیم خود برروی صلیب، دو کار عظیم دیگر نیز به انجام رسانید.
· عیسی نام خدا را اعلام کرد (نام تو را به برادرانم اعلام خواهم کرد).
· عیسی نجاتیافتگان را در پرستش هدایت میکند (و در میان جماعت، تو را خواهم ستود).
دو) در مورد این نکته دوم اسپرجن چنین مشاهده کرد: «دوست دارم فکر کنم وقتی برروی زمین دعا میکنیم، دعاهای ما فقط دعا نیستند، بلکه کاهن اعظم ما آنجاست تا درخواستهای ما را با درخواست خود ارائه دهد. وقتی سرود میخوانیم نیز همینطور است. آیا عیسی در میان جماعت نیست که دعاهایی که از لبان بیریا بیرون میآید را برگیرد و بر مذبح طلایی بگذارد و آنها را بهعنوان بخوری گرانبها در حضور تخت عظمت بیپایان خدا برپا دارد؟» (اسپرجن)
۲. آیات (24-25) ستایش خدایی که شخص مطرود را اجابت میکند.
زیرا او مظلومیت مظلوم را حقیر و خوار نشمرده،
و روی خود را از او نپوشانیده است؛
بلکه فریاد کمک او را شنیده است.
ستایش من در جماعت بزرگ از توست.
نذرهای خود را در حضور ترسندگانت ادا خواهم کرد.
الف. زیرا او مظلومیت مظلوم را حقیر و خوار نشمرده: سخنان پیروزمندانۀ داوود -یکبار دیگر در پسر بزرگترش عیسیمسیح بهطور کامل محقق شد- عمق و حکمت روحانی را منعکس میکند. خدایی که شخص مطرود را اجابت میکند، اجازۀ مظلومیت مظلوم را داد؛ بااینحال، آن را حقیر و خوار نشمرده. خدا مظلومیت را به جهت اهداف عظیم و نیکو بهکار برده و میبرد.
یک) برخی افراد در قوم خدا بهطور خودکار همۀ مظلومیتها را با نارضایتی خدا مرتبط میکنند. درست است که گاهی اوقات ممکن است مظلومیت بهعنوان مجازات (برای شخص بیایمان و یا تربیت و اصلاح (برای ایماندار) باشد. بااینحال، مظلومیت چیزی است که خدا آن را حقیر نمیشمارد و در زندگی قوم خود از آن برای نیکویی استفاده میکند.
دو) این مفهوم وجود دارد که اشعیا ۱۰:۵۳ تحقق یافت. «اما خواست خداوند این بود که او را لِه کرده به دردها مبتلا سازد.» این مظلومیت، حقیر شمرده نشد.
ب. و روی خود را از او نپوشانیده است: به یقین داوود (پسر بزرگتر داوود) احساس کرد پدر روی خود را از او پنهان کرده است (چرا مرا واگذاشتی؟… از نجات من و سخنان فغانم دوری؟… اجابت نمیکنی، مزمور 1:22-2). با این وجود، اکنون که اجابت خدا فرارسیده است (مزمور 21:22) آشکار شد که او هرگز مظلوم را ترک نکرده بود، حتی در میان مظلومیت.
ج. بلکه فریاد کمک او را شنیده است: به نظر میرسد زمان زیاد و غیرقابل تحملی طول کشید که این اجابت انجام شود، اما به سرانجام رسید. داوود و پسر داوود گفتند، «خداوند فریاد کمک مرا شنیده است.»
د. ستایش من در جماعت بزرگ از توست: در واکنش درست به چنین رهایی شگفتانگیزی، دو جنبه وجود دارد. نخست، ستایش علنی و دوم، انجام وعده.
3. آیات (26-27) اشخاص دیگری که شادی میکنند در خداوندی که اجابت میکند.
مسکینان غذا خورده سیر خواهند شد؛
و جویندگان خداوند او را خواهند ستود.
دلهای شما تا ابد زنده بماند!
همۀ کرانهای زمین به یاد آورده،
نزد خداوند بازگشت خواهند کرد.
همۀ طوایف قومها در حضور او پرستش خواهند نمود.
الف. مسکینان غذا خورده سیر خواهند شد: اگر خدا به شخص مظلوم چنین امانتداری نشان میدهد، برای مسکینان هم امید وجود دارد. خدای نیکو از مسکینانی که به او توکل دارند و جویندگان او مراقبت خواهد کرد. آنها نیز در حضور او پرستش خواهند نمود.
یک) امانت خداوند به شخص مظلوم، در حقیقت اساسی برای امانت وی نسبت به دیگران از جمله مسکینان میشود. رضایت او از کار پسر داوود به معنی فیض، برکت و شادی (دلهای شما تا ابد زنده بماند) برای دیگران است.
ب. و جویندگان خداوند او را خواهند ستود: در این متن، چنین وعدهای وجود دارد که جویندگان خداوند در حقیقت او را خواهند یافت و او را خواهند ستود.
یک) «جانهایی وجود دارد که اکنون برای گناه و برای منجیای که بهزودی آنها را خواهد یافت، ناله و فغان سرمیدهند و سپس سرایندگانی خواهند شد با تمام قلب سرودهای تازه میسرایند. آنها میآیند، حتی اکنون هزاران تن میآیند. موسیقی ستایش تا زمانی که خورشید وجود دارد، ادامه خواهد یافت و جلال خدا تمامی زمین را خواهد پوشانید همانطور که آبها، دریاها را پوشاندهاند. نام خداوند از نسلی به نسل دیگر ستایش خواهد شد.» (اسپرجن)
ج. همۀ کرانهای زمین به یاد آورده، نزد خداوند بازگشت خواهند کرد: امانت خدا به شخص مطرود، حتی اساسی برای آوردن همۀ کرانهای زمین نزد خداوند میشود. نه تنها درست است که خداوند مظلومیت مظلوم را حقیر نمیشمارد و از آن بیزار نیست (مزمور 24:22)، بلکه از آن مظلومیت استفاده میکند تا شناخت او و توبه و پرستش او به همۀ کرانهای زمین برسد. (همۀ طوایف قومها در حضور او پرستش خواهند نمود).
یک) ممکن است بگوییم این بخش از مزمور 22 دومین دلیلی که عیسی روی صلیب رفت را نشان میدهد: بهخاطر محبت به آنانی که به او و کار نجاتبخش او ایمان میآورند و بنابراین به یاد آورده، نزد خداوند بازگشت خواهند کرد. این یک اغراق بیش از حد احساسی نیست که بگوییم عیسی به نجاتیافتگان خود میاندیشید و آنها را تا صلیب و روی صلیب محبت کرد.
دو) عبرانیان 2:12 درمورد عیسی میگوید، «که بهخاطر آن خوشی که پیشِ رو داشت، صلیب را تحمل کرد و ننگ آن را ناچیز شمرد.» مزمور 22 آن خوشی که هم در اطاعت و هم در جلال خدای او و پدرش است را به قدرت نشان میدهد و شادی نجات و محبت به آنانی که بر خدا توکل دارند را نمایان میسازد و آشکار میسازد برادرانی وجود خواهند داشت که نام خداوند را اعلام میکنند (مزمور 22:22).
سه) «در آن لحظهی شادمانهی آخر، پیش از آنکه روح خود را به دستان پدر بسپارد، افکارش به پیش شتافت و در این چشمانداز مبارک آرام گرفت که، در نتیجهی مرگ او، تمامی طوایفِ قومها در برابر خداوند عبادت خواهند کرد و خدای متعال بهواسطۀ نسلی برگزیده مورد تکریم قرار خواهد گرفت.» (اسپرجن)
چهار) به نظر من این فکری کاملاً شگفتانگیز است و باید ما را به سوی بیشترین محبت و صمیمیت نسبت به عیسیمسیح سوق دهد. عیسی در لحظۀ مرگ خود به فکر من و شما بود. او برای من و شما و برای نجات ما از گناه، در حال مرگ بود.» (بویس)
4. آیات (28-31) ستایش خدای امین و وفادار.
زیرا که پادشاهی از آن خداوند است؛
اوست که بر قومها فرمان میراند.
همۀ قویبُنیِگانِ زمین غذا خورده، سَجده خواهند کرد؛
و آنان که به خاک فرو میروند، جملگی در حضورش زانو خواهند زد،
حتی آن که نمیتواند خودتن را زنده نگاه دارد.
آیندگان در خدمت او خواهند بود؛
و به نسلهای بعدی دربارۀ خداوندگار خبر خواهند داد.
و آنان به قومی که در آستانۀ تولدند
عدالت او را اعلام خواهند کرد،
و خواهند گفت که او این را کرده است.
الف. زیرا که پادشاهی از آن خداوند است؛ اوست که بر قومها فرمان میراند: تجربۀ مصیبت و بحران سبب نشد که شخص مطرود، احساس اطمینان به قدرت و اقتدار خدا را از دست بدهد. حاکمیت خدا بر قومها هم بحران قبلی او و هم دعوت همۀ قومها به پرستش در حضور خدا را معنا میبخشد (مزمور 27:22).
یک) این امر خاطرنشان میکند که روزی عیسی بر همۀ قومها سلطنت خواهد کرد. چیزی غیر از این غیرقابل تصور خواهد بود. «آیا مسیح، پادشاه عظیم، راضی میشود که در گوشهای از جهان بهعنوان حاکم استانی کوچک ساکن شود؟» (اسپرجن)
دو) «ذاتِ تولد تازۀیافتۀ ما، اشتیاقی برای گسترش پادشاهی منجی دارد و بهطور غریزی برای آن دعا میکند.» (اسپرجن)
ب. همۀ قویبُنیِگانِ زمین غذا خورده، سَجده خواهند کرد؛ و آنان که به خاک فرو میروند، جملگی در حضورش زانو خواهند زد: خداوند خدا بهقدری متعال است که شایستۀ تکریم همگان است هم همۀ قویبُنیِگانِ زمین و هم آنان که به خاک فرو میروند.
یک) این تفکر قابل توجه است که همگان خدا را تکریم میکنند، آنها او را به روشهای مختلف تکریم میکنند. همۀ قویبُنیِگانِ زمین از مشارکت در خوراک و پرستش لذت میبرند. در حالیکه آنان که به خاک فرو میروند بهسادگی با احترامی فروتنانه از زانو زدن در حضور خداوند لذت میبرند.
دو) این همان ایدهای را دربردارد که بعدها پولس رسول درمورد آن نوشت، «تا به نام عیسی هر زانویی خم شود، در آسمان، بر زمین و در زیر زمین، و هر زبانی اقرار کند که عیسی مسیحْ ’خداوند‘ است، برای جلال خدای پدر.» (فیلیپیان 10:2-11)
سه) جملۀ آنان که به خاک فرو میروند کسانی را بیان میدارد که بهراستی فروتن هستند، اما میتوان آن را بهمعنای وسیعتری درک کرد. کمی قبلتر در این مزمور، خاک به فانی بودن انسان و زیر لعنت بودن او اشاره دارد (15:22). ممکن است داوود در اینجا از جملۀ آنان که به خاک فرو میروند بهعنوان نمایشی ساده از همۀ بشریت استفاده کرده باشد.
چهار) اگر این درست باشد، آنگاه جملۀ حتی آن که نمیتواند خودتن را زنده نگاه دارد همان تفکر را پیروی میکند. این یک عبارت پیشنهادی است و بهطور خاص ارتباط این مزمور با عیسیمسیح، پسر بزرگتر داوود را در نظر دارد. در میان همۀ بشر، عیسی تنها کسی بود که توانست خودتن را زنده نگاه دارد. عیسی درمورد زندگی خود گفت «هیچکس آن را از من نمیگیرد، بلکه من به میل خود آن را میدهم. اختیار دارم آن را بدهم و اختیار دارم آن را بازستانم.» (یوحنا 18:10)
ج. آیندگان در خدمت او خواهند بود؛ و به نسلهای بعدی دربارۀ خداوندگار خبر خواهند داد: امانت خدا به شخص مطرود سابق به همۀ قومها گفته میشود و باعث جلال عظیم خدا میشود. آنها بر هر آنچه که در شخص مطرود سابق -و از طریق آن شخص- به انجام رسیده است نگاه خواهند کرد و میشنوند که «او این را کرده است».
· این امر سبب خدمت در میان نسلها میشود (آیندگان در خدمت او خواهند بود).
· این امر سبب شناخته شدن خدا در میان نسلها میشود (به نسلهای بعدی دربارۀ خداوندگار خبر خواهند داد).
· این امر سبب گسترش پیغام پارسایی خدا در میان نسلها میشود (و آنان به قومی که در آستانۀ تولدند، عدالت او را اعلام خواهند کرد).
یک) میتوان گفت عیسی برروی صلیب به فکر برادران یهودی خود بود (برادرانم، مزمور 22:22). او به فکر غیریهودیانی بود که وارد جماعت نجاتیافتگان میشدند (در جماعت بزرگ، مزمور 25:22). او حتی به فکر نسلهای آیندهای بود که نجات مییافتند و به او توکل میکردند (به نسلهای بعدی… به قومی که در آستانۀ تولدند، مزمور 30:22-31).
دو) «در نهایت، این دیدگاه به نسلهای آینده (آیه ۳۰ به بعد) گسترش مییابد، با عباراتی که موعظۀ صلیب را پیشبینی میکند و عدالت خدا (یا نجات، معنای فرعی این کلمه) را که در عمل انجامشده از سوی او آشکار شده، بازگو میکند.» (کیدنر)
سه) همۀ اینها به این حقیقت شگفتانگیز میافزاید -اگرچه درمورد داوود پادشاه صدق میکند، اما در عیسیمسیح پر جلالتر تحقق یافت- که هیچیک از رنجهای شخص مطرود هدر نرفت. هر قطرهای از آن جام عذاب برای جلال عظیم خدا استفاده شد و میشود.
چهار) در نهایت، عیسی در کاملترین اندازه، پیروزی نیمه دوم این مزمور را به اندازه درد و رنج نیمۀ اول آن به خود اختصاص داد. «عیسی قبل از اینکه جان خود را از دست دهد، فریاد سر داد، ‘تمام شد‘ (یوحنا 30:19). این نقلقولی از آخرین آیۀ مزمور 22 میباشد. در متن ما از آن آیه اینطور آمده است، ‘او آن را انجام داده است‘، که خدا را بهعنوان فاعل نشان میدهد. اما در عبری برای فعل، مفعولی وجود ندارد و میتواند بهدرستی اینطور ترجمه شود، ‘تمام شد.‘» (بویس)
پنج) «مزموری که با فریاد ترکشدگی آغاز شد، با این کلام که ‘او آن را انجام داد‘ به پایان میرسد، که اعلامی است نزدیک به فریاد بلند خداوندمان، ‘تمام شد.‘» (کیدنر)