فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!
مزمور 51 – بازسازیِ پادشاهِ شکستهدل و توبهکار
نام این مزمور برای سالار سرایندگان. مزمور داوود، آنگاه که ناتانِ نبی پس از همبستر شدن داوود با بَتشِبَع، نزد او رفت. رخدادها به صورت آشکار و دردآلود در دوم سموئیل فصلهای 11 و 12 توصیف شده است.
جیمز مونتگومری بویس (James Montgomery Boice) اشاره کرده است که این مزمور مدتهاست نزد ایمانداران محبوب بوده است: «سر توماس مور و بانو جین گِرِی، در روزهای خونین هنری هشتم و ملکه مری، هنگامی که بر چوبهٔ دار بودند، آن را بهطور کامل قرائت کردند. ویلیام کری، پیشگام بزرگ میسیونری در هند، درخواست کرد که این مزمور متن موعظهٔ مراسم خاکسپاریاش باشد.»
«این سرودِ عظیم، که با درد جانِ گناهآلود میتپد، ما را یاری میدهد تا شگفتی عظیم رحمت جاودان خدایمان را درک کنیم.» (جی. کمپبل مورگان)
اعتراف به گناه و درخواست بخشش.
1. آیات (1-2) درخواست مستقیم برای رحمت.
خدایا، بر حسب محبت خود
مرا فیض عطا فرما!
بر حسب رحمت بیکران خود
نافرمانیهایم را محو ساز.
مرا از تقصیرم به تمامی شستشو ده،
و از گناهم مرا طاهر کن!
الف. خدایا، بر حسب محبت خود مرا فیض عطا فرما: عنوان این مزمور زمینهٔ تراژیک دعای داوود را نشان میدهد. او در قتل، زنا، پنهانکاریِ گناه، و سنگدلی نسبت به توبه مرتکب گناه شده بود. این رویارویی شجاعانهٔ ناتان نبی بود که او را از این حالت بیرون آورد (دوم سموئیل 12)؛ اما وقتی که چشمانش باز شد، با صداقتی عظیم و دلی شکسته به حضور خدا آمد.
یک) خدایا، مرا فیض عطا فرما دعای مردی است که آگاه است مرتکب معصیت شده است و از هر توجیهی اجتناب میکند. داوود خطاب به ناتان گفت: «من نسبت به خدا مرتکب گناه شدهام» (دوم سموئیل 13:12) – اعترافی نیکو و مستقیم، بدون توجیه و بهروشنی.
دو) داوود درخواست رحمت کرد، و آن هم بر حسب محبت خدا. این همان «حِسِد» (hesed) خداست -محبت وفادارانه و رحمت عهدی او. این درخواستی بود بیانشده با کلامی سنجیده و پر از فصاحتِ ناشی از دلی حقیقتاً شکسته.
ب. بر حسب رحمت بیکران خود: داوود با کلماتی متفاوت درخواست پیشین خود را تکرار کرد. او پیشتر رحمت بیکران خدا را تجربه کرده بود؛ او دگربار خواهان بارشِ آن رحمت بود.
یک) رحمت بیکران خود: «انسانها از کثرت گناهان خود بهشدت میهراسند، اما در اینجا تسلیای هست -خدای ما دارای رحمت بیکران است. اگر گناهان ما به شمارهٔ موهای سرمان باشد، رحمتهای خدا چون ستارگان آسمان بیشمارند.» (سیمسون، به نقل از اسپرجن)
دو) داوود از واژههای مختلفی برای بیان مهربانیای که از خدا میطلبید، استفاده کرد. «‘رحمت‘ به یاری محبتآمیز خدا نسبت به درماندگان اشاره دارد. ‘محبت بیقیدوشرط‘ (محبت) بر تداوم عمل این رحمت تأکید میکند. رأفت (رحمت) نشان میدهد که خدا نسبت به ضعفها و ناتوانیهای ما احساس همدردی دارد.» (بویس)
ج. نافرمانیهایم را محو ساز: داوود احساس میکرد که فهرستی از گناهان بیشمارش او را محکوم میکند، و آرزو داشت که این حساب پاک شود. عبارت «محو کردن» ممکن است به وجدان خود داوود اشاره داشته باشد، یا به حسابرسی خدا از گناه -و شاید هم به هر دوی آنها.
یک) نافرمانیهایم را محو ساز: «درخواست «محو کن» به معنی «پاک کن» است، همانند پاک کردن نوشتهای از یک کتاب (رجوع کنید به خروج 32:32؛ اعداد 23:5).» (کیدنر)
دو) نافرمانیهایم را محو ساز: «از دفتر حساب تو؛ خطوط سیاه گناهانم را با خطوط سرخ خون مسیح خط بزن؛ آن سند را باطل کن، حتی اگر با حروفی سیاه و خونین نوشته شده باشد.» (ترپ)
د. مرا از تقصیرم به تمامی شستشو ده: کلام خدا از طریق ناتان نبی همچون آینهای عمل کرد که به داوود نشان داد چقدر آلوده و ناپاک شده است. او مدتی (شاید حدود یک سال) در آن وضعیت زندگی کرده بود، بیآنکه آگاهی عمیقی از گناه و تقصیر خود داشته باشد. اما اکنون احساس این ناپاکی، او را واداشت تا با التماس خواستار پاک شدن گردد.
یک) «من را به تمامی شستشو ده، در عبری به مفهوم شستشوی چندین مرتبه میباشد؛ عبارتی که به بزرگی گناه داوود اشاره دارد، و نشان میدهد که شستوشوهای شریعت (قوانین مذهبی) برای پاک ساختن او کافی نیستند، و او به چیزی فراتر و بهتر برای شستن و پاک شدن نیاز دارد.» (پول)
دو) مرا به تمامی شستشو ده: «واژهای که به کار رفته معنادار است، زیرا احتمالاً به شستوشویی با مالیدن یا کوبیدن اشاره دارد، نه صرفاً آب کشیدن ساده.» (مکلارن)
سه) مرا به تمامی شستشو ده: «پاک شدن نه فقط از آلودگیهای ظاهری، بلکه از طبیعت ناپاک و خوکصفت خود؛ زیرا حتی اگر خوکی را هرچقدر هم تمیز بشویند، تا زمانی که طبیعتش عوض نشده باشد، باز هم آماده است تا در اولین فرصت دوباره خود را در گل و لای بغلتاند.» (ترپ)
چهار) داوود از واژههای گوناگونی برای بیان خطای خود در برابر خدا استفاده کرد.
· نافرمانی مفهوم عبور از یک مرز را دارد.
· تقصیر مفهوم کجی یا انحراف را دارد.
· گناه مفهوم کوتاهی یا از دست دادن هدف را دارد.
2. آیات (3-4) اعتراف به گناه.
زیرا من از نافرمانیهای خود آگاهم،
و گناهم همیشه در نظر من است.
به تو، آری تنها به تو، گناه ورزیدهام،
و آنچه را که در نظرت بد است به عمل آوردهام.
از این رو چون سخن میگویی، بر حقی،
و چون داوری میکنی، بیعیبی!
الف. من از نافرمانیهای خود آگاهم: داوود دریافت که این نه فقط یک نافرمانی، بلکه نافرمانیهای متعدد بوده است. او بدون هیچ بهانه و یا سرزنش دیگران و یا توجیه به چنین حقیقتی پی برد.
یک) «مزمورنویس کاملاً از شرایط خود در نزد خدا مطلع است. او با تأکید بر ‘من‘ اعتراف میکند ‘من میدانم‘. او خود را میشناسد و میبیند که به چه اندازه طغیانگر بوده است.» (ونجمرن)
ب. گناهم همیشه در نظر من است: در ماههای زیادی که بین زمان ارتکاب این گناهان توسط داوود و این اعتراف گذشت، او از احساس گناه فرار نکرده بود -این احساس همیشه در نظرش بود. او بهترین تلاش خود را کرد که آن را نادیده بگیرد و انکار کند، اما بهعنوان یک فرزند واقعی خدا، نمیتوانست از آن فرار کند. او در گناهی که اعتراف نکرده بود، گرفتار بود، اما در آن ناتوان و رنجور بود، همانطور که یک فرزند خدا باید باشد.
یک) داوود نگفت: «مجازات من همواره مقابل من است» یا «پیامد اعمال من همواره مقابل من است». چیزی که او را اذیت میکرد گناهش بود. افراد زیادی بهخاطر پیامدهای گناه سوگوار میکنند، اما اندک افرادی بهخاطر خود گناه سوگوار میشوند.
دو) همیشه در نظر من است: «با اندوه و پشیمانی عظیم، وجدانم مرا بهخاطر آن ملامت میکند، و شیطان آن را مدام به رویم میآورد.» (ترپ)
سه) بهخاطر میآوریم که داوود بهعنوان یک پادشاه از این درد جانکاه در عذاب بود. «ثروت، قدرت و شکوه یک سلطنت، نه میتواند از عذاب معصیت جلوگیری کند و نه میتواند آن را از میان بردارد، که شاه و گِدا را در یک سطح قرار میدهد.» (هورن)
چهار) گناهم: «ما همچنین میبینیم که مزمورنویس چگونه مسئولیت شخصی خود را درک میکند. او بارها واژه ‘من‘ را تکرار میکند -‘نافرمانیهای من، تقصیرات من، گناه من.‘ او تقصیر را به گردن شرایط، خلقوخوی شخصی، باورهای جامعه یا ساختار جسمانی نمیاندازد. گرچه همه اینها ممکن است سهمی در کشاندن او به گناه داشته باشند، اما در نهایت، مسئولیت عمل بهعهدۀ فاعل آن است، و او باید بار آن را بر دوش بکشد.» (مکلارن)
ج. به تو، آری تنها به تو، گناه ورزیدهام: از نظر عینی، این گفته درست نبود. داوود به بَتشبع، اوریا، خانوادههای آنها، خانواده خود، پادشاهیاش، و حتی به نوعی به بدن خود (اول قرنتیان ۱۸:۶) گناه کرده بود. با اینحال، هنگامی که به بزرگی گناهش در برابر خدا فکر کرد، همه اینها در پسزمینه قرار گرفتند. او بهدرستی چنین احساس میکرد که، آری تنها به تو، گناه ورزیدهام.
د. و آنچه را که در نظرت بد است به عمل آوردهام: داوود فهمید که خدا آنجا بود و نظاره میکرد زمانی که او شرارت خود را انجام داد. خدا از اتاق زنا یا مکانی که فرمان قتل اوریا داده شد، غایب نبود.
یک) «داوود احساس میکرد که گناهش را در تمام پلیدیاش، در برابر چشمان یهوه مرتکب شده است. هیچکس جز فرزند خدا، نگران نگاه خدا نیست.» (اسپرجن)
ه. از این رو چون سخن میگویی، بر حقی، و چون داوری میکنی، بیعیبی: اعتراف داوود به گناه تنها برای رهایی از بار سنگین گناه و تقصیرش نبود. بلکه بیش از آن، برای جلال دادنِ خدا بود. او با اعتراف به گناهش امید داشت عدالت و قدوسیت خدا را تأیید کند و نشان دهد که احکام خدا نیکو و عادلانهاند، حتی زمانی که داوود آنها را زیر پا گذاشت.
3. آیات (5-6) عمق احتیاج داوود.
براستی که تقصیرکار زاده شدهام،
و گناهکار، از زمانی که مادرم به من آبستن شد!
اینک به راستی در قلب مشتاقی،
و در باطنم، مرا حکمت میآموزی.
الف. براستی که تقصیرکار زاده شدهام، و گناهکار، از زمانی که مادرم به من آبستن شد: داوود از رابطهای گناهآلود زاده نشده بود؛ منظور او این نیست. همچنین قصد ندارد گناهش را با این حرف توجیه کند که: «ببین از کجا شروع کردم -چه انتظاری میشد داشت؟» هدف او این بود که عمق گناهش را نشان دهد، گناهی که فراتر از اعمال مشخص و نادرست بود و به طبیعت گناهآلود و سرسختی بازمیگشت که از همان بدو تولد در او وجود داشت.
یک) «رد گناه را باید از علت آن، یعنی آلودگی طبیعت انسان، گرفت.» (مورگان)
دو) از این و آیات مشابه، ما ایدۀ کتابمقدس دربارۀ نخستین گناه را درمییابیم. ایدهای که بر اساس آن همه انسانها گناهکار به دنیا میآیند و طبیعت گناهآلودی را بهعنوان پسران آدم و دختران حوا دریافت میکنند. «این آیه هم توسط مفسران یهودی و مسیحی، هم توسط مفسران باستانی و هم جدیدتر، عموماً و بهدرستی به گناه اصلی تعبیر شده است.» (پول)
سه) «انکار اینکه در اینجا گناه نخستین و فساد ذاتی تعلیم داده شدهاند، تحریف شرورانهای از کتابمقدس است. بیتردید، کسانی که به این آموزه خرده میگیرند، نیاز دارند که روحالقدس اصول اولیه ایمان را به آنان بیاموزد.» (اسپرجن)
ب. اینک به راستی در قلب مشتاقی: با آنکه ذات گناهکار در اعماق وجود داوود بود، خدا در نظر داشت که عمیقاً در او عمل کند. خدا خواهان دگرگونی از درون قلب داوود بود، تا حکمت را دریابد. داوود برای اصلاحی سطحی فریاد نزد، بلکه چیزی بسیار عمیقتر را طلب کرد.
یک) «ای وای! خود را با این فکر فریب ندهید که آرزوهای مقدس دارید، مگر آنکه واقعاً چنین باشد. گمان نکنید که خواستههایتان نسبت به خدا صادقاند، مگر آنکه حقیقتاً چنین باشند؛ زیرا او خواهان راستی در قلبهای ماست.» (اسپرجن)
دعا برای احیا.
1. آیات (7-9) احیا از طریق خون قربانی.
با زوفا پاکم کن که طاهر خواهم شد،
شستشویم کن که از برف سفیدتر خواهم شد.
شادی و سرور را به من بشنوان،
بگذار استخوانهایی که کوبیدهای به وجد آید.
روی خود را از گناهانم بپوشان،
و تقصیرهایم را به تمامی محو ساز.
الف. با زوفا پاکم کن که طاهر خواهم شد: داوود انتظار داشت که خدا کاری در جهت پاکسازی روحانی و اخلاقی انجام دهد، و این کار را در ارتباط با قربانی جبران به انجام رساند. زوفا برای آغشته کردن خون بره پِسَخ به کار میرفت. (خروج 22:12). همچنین زوفا برای پاشیدن آب تطهیرِ کاهن نیز استفاده میشد (اعداد 18:19).
یک) در شریعت لاویان، این کاهنان بودند که با استفاده از زوفا، آب تطهیر را میپاشیدند. «اینجا مزمورنویس از خدا درخواست میکند که کاهن او باشد؛ زوفا را به دست گیرد و او را از تمام گناهان پاک اعلام کند.» (ونجمرن)
دو) داوود حتی لحظهای هم فکر نکرد که میتواند خود را پاک سازد. او نیاز داشت که خدا او را پاک کند، و این پاکسازی از طریق خون قربانی کامل انجام گیرد؛ همان قربانیای که قربانیهای حیوانی آن را پیشاپیش نشان میدادند.
سه) پاک: «این عبارت بر واژه گناه (chattath) بنا شده و بهصورت لغوی به معنی ‘بیگناهم کن‘ یا ‘گناه را از من دور ساز‘ است. داوود میخواست گناهش بهطور کامل زدوده و پاک شود.» (بویس)
ب. شستشویم کن که از برف سفیدتر خواهم شد: داوود میدانست که پاکسازی خدا مؤثر است. گناه او لکهای عمیق بود، اما پاکی میتوانست بازگردد. احساس میکنیم که داوود با صدای ایمان سخن میگوید؛ چرا که برای گناهکاری که محکوم شده، باور کردن چنین پاکسازی کاملی دشوار است. ایمان لازم است تا با وجود شک و سختی، سخن خدا را باور کرد.
یک) «خدا میتوانست او را چنان بسازد که گویی هرگز گناه نکرده است. چنین است قدرت کار پاککنندۀ خدا بر دل انسان، که میتواند بیگناهی را به ما بازگرداند و ما را چنان بسازد که گویی هرگز به گناه آلوده نشدهایم.» (اسپرجن)
ج. شادی و سرور را به من بشنوان، بگذار استخوانهایی که کوبیدهای به وجد آید: داوود شکستگیای را احساس میکرد که برای گناهکاری تحت الزام روحالقدس شایسته است؛ این شکستگی بهقدری شدید بود که گویی استخوانهایش در هم شکستهاند. اما چون اطمینان داشت که این کارِ روحالقدس است، دعا کرد که این شکستگی به شادی و سرور بینجامد، و از دل این درد، داوود دوباره شادمان شود.
یک) مواجهه مستقیم با سیاهی گناهمان، امری هولناک است؛ با اینحال، خدا حتی این را نیز مقدمهای برای شادی و سرور در نظر دارد. هدف نهایی او، بازگرداندن شادی است.
دو) «او درخواستی عظیم دارد؛ شادی برای دلی گناهآلود میطلبد، نغمه برای استخوانهای درهمشکسته. دعایی غیرمعقول در هر جایی جز تخت فیض خد!!» (اسپرجن)
د. روی خود را از گناهانم بپوشان، و تقصیرهایم را به تمامی محو ساز: داوود بارها و بارها طلب بخشش و احیا کرد. در این تکرار میبینیم که این موضوع برای داوود چیزی سبک و ساده نبود. نه بهراحتی بیان میشد و نه بهآسانی با ایمان پذیرفته میشد. در واقع، او باید هم با خدا و هم با خود دستوپنجه نرم میکرد تا به جایگاهی برسد که باید میرسید.
2. آیات (10-11) احیای قلب.
خدایا، دلی طاهر در من بیافرین،
و روحی استوار در من تازه بساز.
مرا از حضور خود به دور مَیَفکن،
و روح قدوس خود را از من مگیر.
الف. خدایا، دلی طاهر در من بیافرین: داوود احساس میکرد که اگر خدا فقط دل او را پاک کند، کافی نخواهد بود. درخواست بیافرین نشان میدهد که او به دلی جدید از سوی خدا نیاز داشت، دلی طاهر. در اینجا داوود یکی از بزرگترین وعدهها را برای همه کسانی که تحت عهد جدید ایمان میآورند پیشبینی میکند: «و دلی تازه به شما خواهم بخشید و روحی تازه در اندرونتان خواهم نهاد و دل سنگی را از پیکر شما به در آورده، دلی گوشتین به شما خواهم داد» (حزقیال 26:36).
یک) « واژهای که این بخش با آن آغاز میشود، فعل عبری bara است؛ همان واژهای که در پیدایش فصل اول برای آفرینش آسمانها و زمین توسط خدا به کار رفته است. این واژه بهصورت دقیق، فقط برای کاری به کار میرود که تنها خدا قادر به انجام آن است: آفرینش از نیستی، خلق از هیچ (ex nihilo).» (بویس)
دو) «با واژۀ ‘خلق کن‘، او چیزی کمتر از یک معجزه نمیطلبد. این اصطلاح مخصوص کاری است که تنها خدا قادر به انجام آن است.» (کیدنر)
ب. و روحی استوار در من تازه بساز: همراه با دلی جدید و طاهر، داوود به روحی استوار محتاج بود تا در مسیر خدا گام بردارد. این ابراز توکلی فروتنانه به خداوند بود.
یک) روحی استوار در من تازه بساز: «یا روحی استوار؛ استوار برای خدا، توانمند به ایستادگی در برابر شیطان، ثابتقدم در ایمان، و پایدار در راهی که مقدس خوانده میشود.» (ترپ)
دو) «‘روحی استوار‘ برای پاک ماندن دلی که پاک شده ضروری است؛ و از سوی دیگر، هنگامی که انسان بهواسطۀ پاکی دل از آشفتگیهای امیال سرکش و تأثیرات تضعیفکنندۀ گناه آزاد میشود، روح او نیز استوار خواهد بود.» (مکلارن)
ج. مرا از حضور خود به دور مَیَفکن، و روح قدوس خود را از من مگیر: این شیوۀ دیگری بود که داوود توکل دائمی خود را به خدا ابراز کرد. برای او، هدف از طهارت و احیا، تجدید رابطهاش با خدا بود. داوود خدایی را نمیخواست که او را تطهیر کند، اما در دوردست باشد.
یک) مرا از حضور خود به دور مَیَفکن: «امکان دارد در این قسمت مجازات قائن بهعنوان متهم به قتل، مدنظر داوود باشد.» (ترپ)
دو) روح قدوس خود را از من مگیر: «زمینۀ احتمالی این ترس از طرد شدن، نمونۀ شائول بود که روح خداوند او را ترک کرده بود (اول سموئیل 14:16).» (کیدنر)
سه) «جانِ واقعاً توبهکار، از هیچچیز به اندازۀ اندیشۀ طرد شدن از ‘حضور‘ خدا و ترک شدن از سوی ‘روح‘ او نمیهراسد. این، تأسفبارترین و جبرانناپذیرترین پیامد گناه است؛ اما شاید در میان همۀ پیامدها، کمترین توجه و اهمیت به آن داده میشود.» (هورن)
چهار) بر این نکته تأکید شده که چندین مورد از این درخواستها با وضعیت ایماندار تحت عهد جدید سازگار نیستند (ارمیا 31:31-34، کتاب حزقیال 25:36-27). در عهد جدید، ایماندار صاحب دلی تازه است و حضور دائمی روحالقدس به او وعده داده شده است. این نکته از نظر فنی درست است، اما چیزی از احساس عمیق نیاز به بازگشت و احیا و رجوع به «اولین چیزها» که ممکن است فرزند خطاکار خدا حتی تحت عهد جدید تجربه کند، کم نمیکند.
3. آیات (12-13) احیای شادی نجات.
شادی نجات خود را به من بازده،
و به روحی راغب حمایتم فرما.
آنگاه راههای تو را به عاصیان خواهم آموخت،
و گناهکاران نزد تو باز خواهند گشت.
الف. شادی نجات خود را به من بازده: در ماههای طولانیِ گناهِ اعترافنشدهاش، داوود اندوه شکست روحانی را بهوضوح احساس میکرد. او بار دیگر مشتاقِ شادیای بود که درخورِ نجات است -شادیای که نصیب کسانی میشود که خداوند آنان را رهایی میبخشد.
ب. به روحی راغب حمایتم فرما: این نشاندهنده اعتمادِ داوود به خدا در رابطه با آینده خود است. او هرگز در خیال خود نیز به اتکا بر نفس نمیاندیشید. این همان چیزی است که اغلب حتی انسانهای نیک را به سوی گناه سوق میدهد.
ج. آنگاه راههای تو را به عاصیان خواهم آموخت، و گناهکاران نزد تو باز خواهند گشت: در روزهای تاریک پیش از این اعتراف به گناه، داوود نمیتوانست گمراهان را تعلیم دهد و شاهد بازگشت کسی به سوی خدا نبود. نمیدانیم که آیا بهسبب احساس گناه هرگز تلاش نکرد، یا اینکه تلاش کرد اما بر کارش برکتی نبود. بههرحال، در هر صورت، در میان آوردن این مسئله نزد خدا، کلید اثربخشی در خدمت روحانی او بود.
یک) گناهکاران نزد تو باز خواهند گشت: اشاره میکند که داوود در اینجا از همان واژهای استفاده کرده (باز خواهند گشت) که پیشتر به صورت «بازگردان» ترجمه شده بود (مزمور 12:51). «مزمورنویسی که دعا کرد: شادی نجاتت را ‘به من بازگردان‘، همچنین دعا میکند که خود وسیلهای باشد برای بازگرداندن گناهکاران به ‘راههای‘ خداوند.» (ونجمرن)
4. آیات (14-17) احیای ستایش.
خدایا، لکۀ خون را از وجود من پاک کن
ای خدایی که خدای نجات من هستی،
و زبانم عدالت نجاتبخش تو را شادمانه خواهد سرایید.
خداوندگارا، لبانم بگشا،
تا دهانم ستایش تو را بیان کند.
تو به قربانی رغبت نداری، وگرنه میآوردم؛
تو از قربانی تمامسوز خرسند نمیشوی.
قربانیهای پسندیدۀ خدا روح شکسته است؛
خدایا، دل شکسته و توبهکار را خوار نخواهی شمرد.
الف. خدایا، لکۀ خون را از وجود من پاک کن: داوود از عمق گناهش نسبت به قتل اوریا مطلع بود (دوم سموئیل 11). با آنکه او در این مزمور اشاره ویژهای به زِنایش نمیکند، اما حِس کرد که باید بهطور خاص به این گناه عظیم اشاره کند. چنین درخواستی که به خدای نجات من تقدیم شود، بیشک پاسخ خواهد یافت.
یک) «مجرم غمگین در این آیه، برای یاری و رهایی الهی التماس میکند، گویی نه تنها فریاد خون بیگناهی را از زمین شنیده باشد، بلکه گویا اوریای مقتول را میبیند که که چون مردی مسلح برای انتقام به سوی او میآید.» (هورن)
ب. و زبانم عدالت نجاتبخش تو را شادمانه خواهد سرایید: داوود میدانست که با توبه از گناهش در حضور خدا، دگربار قادر خواهد بود تا شادمانه بسراید؛ تا دهانش ستایش خدا را بیان کند. ما بر این باوریم که ماههای گناه اعترافنشده از روح ستایش حقیقی خاموش بود.
ج. تو به قربانی رغبت نداری، وگرنه میآوردم: داوود همان اصلی را که در مزمور قبلی (مزمور 50) مطرح شده بود، بیان کرد. او درک کرده بود که با آنکه قربانی حیوانات جایگاه خود را داشت، اما چیزی که خدا بهراستی به آن رغبت دارد، در دلِ انسان است.
یک) وگرنه میآوردم: «او بهقدر کافی خرسند میشد تا دهها هزار قربانی تقدیم کند، اما اگر آن قربانیها مشکل را حل میکردند. آری، هر آنچه را که خداوند درخواست میکرد، با خرسندی انجام میداد.» (اسپرجن)
د. قربانیهای پسندیدۀ خدا روح شکسته است؛ دل شکسته و توبهکار: داوود عشق عظیمی به خانهٔ خداوند داشت و قربانیهای بزرگ بسیاری به پیشگاه خدا تقدیم کرده بود (دوم سموئیل 13:6، 17:6-18). با اینحال، میدانست که انسان میتواند حیوانی یا حتی حیوانات زیادی را به خدا قربانی کند، اما اگر دل شکسته و پشیمان نداشته باشد، این قربانیها ارزشی ندارد. شاید داوود در ماههای گناه اعترافنشدهاش قربانیهای فراوانی بر مذبح خدا عرضه کرده بود، اما او پوچی همهٔ آنها را دریافته بود و ارزش روح شکسته و دل شکسته و توبهکار را میشناخت.
یک) روح شکسته: «اگر تو و من روحی شکسته داشته باشیم، همهٔ تصورات دربارهٔ اهمیت خودمان از بین میرود. خب، دل شکسته چه فایدهای دارد؟ دقیقاً مثل فایدهٔ کوزهٔ شکسته، یا پارچ شکسته، یا بطری شکسته است!» (اسپرجن)
دو) دل شکسته و توبهکار: «این در مقابل دل سخت یا دل سنگی است که بارها در نوشتهها میخوانیم؛ دلی که نسبت به سنگینی گناه بیحس است، سرسخت و طغیانگر علیه خدا، و آماده برای سقوط و اصلاحناپذیر است.» (پول)
سه) «دلِ طاهر باید همواره توبهکار باشد، اگر نمیخواهد طهارت خود را از دست دهد.» (مکلارن)
ه. خدایا، دل شکسته و توبهکار را خوار نخواهی شمرد: بهراحتی میتوان تصور کرد که بسیاری در روزگار داوود دل شکسته و توبهکار او را تحقیر میکردند. آنچه داوود انجام میداد -گرفتن هر زنی که میخواست و کشتن هر کسی که سد راهش میشد- رفتاری بود که از پادشاهان جهان انتظار میرفت. شاید پادشاهان همسایهاش شگفتزده بودند که چرا چنین چیزهایی برای داوود اهمیت داشت. اما برای داوود مهم نبود دیگران چه میاندیشند؛ خدا دل شکسته و توبهکار را خوار نمیشمرد، و این برایش کافی بود.
یک) خوار نخواهی شمرد: «این تسلی بزرگی است برای کسانی که زیر سنگینی گناه و ترس از خشم خدا خمیدهاند و در آستانهٔ ناامیدی قرار دارند.» (ترپ)
5. آیات (18-19) بازگرداندن نیکویی به پادشاهی.
خدایا، به خشنودی خود بر صَهیون احسان فرما؛
دیوارهای اورشلیم را بنا کن.
آنگاه از قربانیهای شایسته خشنود خواهی شد؛
از قربانیهای تمامسوز و قربانیهای کامل.
آنگاه بر مذبح تو گوسالهها تقدیم خواهند کرد.
الف. به خشنودی خود بر صَهیون احسان فرما؛ دیوارهای اورشلیم را بنا کن: داوود دریافت که در معصیتش فقط در جایگاه یک انسان، یک شوهر و یک پدر ناکام نبوده است. او همچنین در جایگاه یک پادشاه بر قوم خدا ناکام بود. او با فروتنی از خدا تقاضا کرد تا فیض خود را به پادشاهی برگرداند.
یک) نمیدانیم آیا در دورهٔ گناه اعترافنشدهٔ داوود، نشانهٔ آشکاری از خشم خداوند نسبت به پادشاهی اسرائیل ظاهر شده بود یا نه. چه چنین نشانهای بوده باشد و چه نبوده باشد، داوود درک میکرد که جنبهای از بازسازی در رابطه با پادشاهی وجود دارد که باید به آن پرداخته شود.
ب. آنگاه از قربانیهای شایسته خشنود خواهی شد: تحت عهد قدیم، داوود میدانست که خدا هنوز از قربانیهای حیوانی دست نکشیده است. آنها هنوز بر مذبح گوسالهها را تقدیم میکردند. اما زمانی که مسائل دل اصلاح شود، آن قربانیها میتوانند پر از معنا و برکت باشند.
یک) اینگونه هم ممکن است که داوود به قربانیهایی فکر میکرد که بهطور منظم به جای اسرائیل عرضه میشدند، و این قربانیها میتوانستند دوباره به معنای واقعی و منفعت برای قوم بازگردند.