فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!
مزمور 89 – خدای بیهمتا و عهدش با داوود
عنوان این مزمور چنین است: قصیدۀ ایتانِ اِزراحی. در کتابهای عبری چندین نفر به نام ایتان آمدهاند، اما این شخص بهطور خاص در اول پادشاهان 31:4 ذکر شده است، بهعنوان کسی که به حکمت شهرت داشت، هرچند حکمتش از حکمت سلیمان بزرگتر نبود. این نشان میدهد که احتمالاً معاصر سلیمان بوده و در دوران سلطنت داوود نیز زنده بوده است.
« ایتان احتمالاً همان یدوتون است، کسی که یکی از سه گروه سرایندگان را بنیان نهاد (مقایسه شود با اول تواریخ 19:15؛ دوم تواریخ 12:5). ایتان همانند هیمان، بهخاطر حکمتش شهرت داشت.» (درک کیدنر)
خدای بیهمتا و عهدش با داوود.
1. آیات (1-2) رحمت و وفای جاودانه.
محبتهای خداوند را تا به ابد خواهم سرایید؛
به دهان خویش امانت تو را به جمیع نسلها خواهم شناسانید.
زیرا گفتم که محبت تا به ابد بنا خواهد شد،
و وفاداریِ خود را در آسمانها استوار خواهی ساخت!
الف. محبتهای خداوند را خواهم سرایید: ایتان این مزمور را با اعلام ستایش در قالب سرود آغاز کرد، که تمرکز آن بر محبتهای یَهُوَه بود (از واژهٔ حسِد که گاهی به معنای «محبت عهدی» یا «محبت وفادارانه» فهمیده میشود). محبت عظیم و همیشگی خداوند جاودانه است، پس ستایش او نیز تا به ابد سروده شود.
یک) این مزمور سرشار از رنج و مشکلات است، اما حضور درد و اندوه، ستایش مزمورنویس را خاموش نکرد؛ او از محبتهای خدا سرود. «ما تنها یک محبت نداریم، بلکه محبتهای فراوانی برای شادی داریم، و بنابراین باید ابراز سپاسگزاری خود را چند برابر کنیم.» (اسپرجن)
دو) «وقتی در سختی هستیم، فکر میکنیم با شکایت به آرامش میرسیم؛ اما در واقع هر چه بیشتر ستایش کنیم، شادی بیشتری مییابیم. پس شکایتهای خود را به شکرگزاری بدل کنیم.» (متیو هنری، به نقل از اسپرجن)
ب. امانت تو را خواهم شناسانید: ایتان تنها محبتها و وفاداری خدا را تجربه نکرد، بلکه میخواست آنها را به دیگران نیز بشناساند. این کار برای سود آنها بود، تا آنها نیز بتوانند وفاداری و محبت خدا را تجربه کنند. مهمتر از همه، او میخواست جلال و شهرت خدا را تا حد امکان گستردهتر کند.
یک) ایتان میدانست که خدا چقدر نیکوست، شایسته بود که دیگران نیز بدانند و او مصمم بود که این را به آنها بگوید.
ج. محبت تا به ابد بنا خواهد شد و وفاداریِ خود را در آسمانها استوار خواهی ساخت: ایتان این را گفت تا نیکوییِ خدا را اعلان کند. او به ماهیت پایدار و ابدی محبت و وفاداری خدا اشاره کرد، و اینکه چگونه خدا این امور را استوار ساخته است.
یک) محبت تا به ابد بنا خواهد شد: واژۀ محبت «… یکی دیگر از کلیدواژههای دوم سموئیل 7 است، که با بازی معنایی حول موضوع خانهای که داوود میخواست برای خدا بسازد و خانهٔ زندهای که خدا به جای آن برای داوود خواهد ساخت، همراه است.» (کیدنر)
دو) «یک ساختمان، علاوه بر اینکه ثابت است، منظّم نیز هست. دربارهٔ آن نقشه و طرحی وجود دارد. رحمت ساخته خواهد شد. خداوند با نقشههایی ما را برکت داده است که تنها با کمالات بینهایت خودش میتوانست آنها را کامل کند.» (اسپرجن)
2. آیات (3-4) عهد خداوند با داوود.
گفتی که «با برگزیدۀ خود عهد بستهام،
و برای خدمتگزار خویش داوود سوگند خوردهام که:
«نسل تو را تا به ابد استوار خواهم ساخت
و تخت تو را در تمامی نسلها بنا خواهم کرد.»» سِلاه
الف. عهد بستهام: بهعنوان تجلی محبتها و وفاداریهای ذکر شده در آیات پیشین، ایتان به عهدی که خدا با داوود بسته بود، اشاره کرد؛ عهدی که در دوم سموئیل 7 توصیف شده است. در آنجا خداوند وعده داد که خانهٔ داوود را بنا و استوار خواهد ساخت.
یک) ذکر عهد توسط ایتان نشان میدهد که این عهد در روزگار داوود و سلیمان بهطور عمومی شناخته شده بود. قوم میدانستند که خداوند به داوود چه وعدهای داده بود و دریافته بودند که سلیمان تنها بخشی از آن را محقق کرده است.
ب. نسل تو را تا به ابد استوار خواهم ساخت: خدا به داوود وعده داد، «کسی را که از نسل تو و پارۀ تنت باشد، پس از تو برخواهم افراشت و سلطنتش را استوار خواهم ساخت.» (دوم سموئیل 12:7). این وعده تا حدی در سلیمان، پسر مستقیم داوود و وارث فوری تخت او، به انجام رسید. اما کاملترین تحقق آن در کسی خواهد بود که بهعنوان «پسر داوود» شناخته میشود –ماشیح، عیسی مسیح (متی 23:12).
یک) «ما شاهدی غیرقابل انکار داریم که عهد با داوود به مسیح اشاره دارد؛ اینکه سلیمان تصویری از او بود؛ و اینکه گاه کتابمقدس دارای دو معنای مختلف است.» (هورن)
ج. و تخت تو را در تمامی نسلها بنا خواهم کرد: خداوند به داوود وعده داد: «تخت پادشاهی او را تا به ابد استوار خواهم ساخت» (دوم سموئیل 13:7). این وعده بار دیگر بهطرزی فوری و جزئی در سلیمان محقق گردید، اما بهطور کامل و بینقص در عیسی مسیح به انجام رسید.
یک) «این پیمان به داوود محدود نماند، بلکه به نسلهای او نیز گسترش یافت (آیۀ 4) و به این ترتیب شامل نسلهای آیندهٔ فرمانروایان شد. خود خداوند سلطنت خاندان داوود را حفظ و تضمین خواهد کرد.» (ونجمرن)
د. سِلاه: ایتان بر این باور بود که بخشندگی و وفاداری شگفتانگیز خدا در چنین وعدهای شایسته تأکید و تأمل است، بنابراین نشانهٔ مکث موسیقایی سِلاه را قرار داد.
3. آیات (5-10) خدا برای وفاداری و اقتدارش ستایش میشود.
خداوندا، باشد که آسمانها شگفتیهای تو را بستایند،
و امانت تو را در جمع قُدْسیان.
زیرا کیست در آسمانها که با خداوند برابری تواند کرد؟
و کیست در میان موجودات آسمانی که مانند خداوند باشد؟
خدا در شورای قُدْسیان بینهایت مَهیب است؛
از او میباید ترسید، بیش از همۀ آنان که گرداگرد اویند.
ای یهوه، خدای لشکرها، کیست مانند تو؟
خداوندا، تو نیرومندی و امانت تو احاطهات کرده است.
بر خروش دریا فرمان میرانی،
و چون امواجش برخیزند، آنها را فرو مینشانی.
رَهَب را چون لاشهای فرو کوفتی،
و به بازوی نیرومند خویش دشمنانت را پراکنده ساختی.
الف. باشد آسمانها شگفتیهای تو را بستایند: ایتان احتمالاً با سخنان داوود در مزمور ۱۹ آشنا بود: «آسمانها شکوه خدا را اعلان میکنند.» خدا نه تنها بهخاطر امانتش در جمع قُدْسیان ستایش میشد، بهخاطر کار شگفتانگیز آفرینش نیز مورد ستایش قرار میگرفت.
یک) چندین مفسر بر این باورند که اشاره به شورای قُدْسیان و موجودات آسمانی و جمع قُدْسیان به فرشتگان دلالت دارد. اگر چنین باشد، ایتان، مزمورنویس، همۀ آفرینش را گرد هم آورده تا بزرگی و شکوه خدا را به رسمیت بشناسند.
دو) «زمین و آسمان در تحسین و پرستش خدای عهد یکی هستند: قدیسان در آسمان، ژرفا و بلندی محبت الهی را بهوضوح میبینند، بنابراین شگفتیهای آن را میستایند؛ و قدیسان بر روی زمین، با آگاهی از گناهان بسیار و سرکشیهای مکرر خود در برابر خداوند، از امانتداری او در شگفتاند.» (اسپرجن)
سه) «آیا آسمانها شگفتیهای یهوه را نستودند، وقتی که گروهی از فرشتگان از بالا فرود آمدند تا هنگام تولد مسیح سرودی آسمانی بخوانند؟ و بیشک صحنهای آسمانی چگونه از هلهلهی هللویاهای آن ارواح مبارک طنینانداز شد، هنگامی که بار دیگر پادشاه خود را، بازگشته در پیروزی از فتح دشمنانش، پذیرا شدند؟» (هورن)
چهار) شگفتیهای تو… امانت تو: «آنها خدا را برای ‘شگفتیهایش‘ میستایند (که در اینجا بیشتر از اعمال عجیبش، به شگفتی وجود او اشاره دارد؛ به عظمت و قدرت بیهمتای او). همچنین، امانت او را میستایند؛ این دو (شگفتی و وفاداری) تضمینهای تحقق وعدههای او هستند.» (مکلارن).
ب. کیست در آسمانها که با خداوند برابری تواند کرد: عظمت خدا به این معناست که او بیهمتاست. او را نمیتوان با مقیاسی سنجید که برای سنجش بزرگی انسانها یا حتی فرشتگان (اگر موجودات آسمانی به فرشتگان اشاره داشته باشد) استفاده میشود).
یک) بیهمتایی خدا جنبهای از قدوسیت اوست. «قدوس» یعنی جدا و متمایز؛ یعنی خدا بهطور بینظیری از همهٔ مخلوقات عظیمتر است.
ج. خدا در شورای قُدْسیان بینهایت مَهیب است: درک بیهمتایی و قدوسیت خدا باید در دل قومش احساسی از شگفتی و ستایش پدید آورد، بهویژه هنگامی که در کنار هم جمع میشوند، از او میباید ترسید، بیش از همۀ آنان که گرداگرد اویند.
یک) «بیحرمتی، نوعی سرکشی است. افکار مربوط به عهد فیض تمایل دارند ترس و احترامی عمیقتر نسبت به خدا ایجاد کنند.» (اسپرجن)
د. ای یهوه، خدای لشکرها، کیست مانند تو: ایتان تأمل خود را دربارۀ بیهمتایی خدا با تمرکز بر قدرت او ادامه میدهد؛ قدرتی که در تواناییاش برای مهار آفرینشِ نافرمان آشکار میشود. این آفرینشِ نافرمان به شکل خروش دریا و شکست «رَهَب» توصیف شده است.
یک) «وسعت اقیانوس، کثرت موجها، و خشم آنها هنگام طوفان، آن را در چنین وضعیتی به ترسناکترین پدیده در طبیعت تبدیل میکند.» (هورن)
دو) «مهار خروش دریا، آرامکردن موجهای طوفانی، و شکستن و پراکندن قدرت مصر، توسط مزمورنویس برای نشان دادن قدرت مطلق یهوه به کار رفته است؛ قدرتی که در برابر آن بزرگترین سلطنتهای زمین هیچ قدرتی نداشتند، گویی که جسدی بیجان بودند.» (اسپرجن)
ه. رَهَب را چون لاشهای فرو کوفتی: رَهَب اغلب بهعنوان نمادی از مصرِ مغرور و قدرتمند در نظر گرفته میشود. این دیدگاه ممکن است در این زمینه درست باشد، اما ارتباط جالبی نیز با اساطیر کنعانی آن زمان وجود دارد که از این ارتباط برای بزرگداشت خدا بهعنوان «بیهمتا» بهره میبرد.
یک) نام «رَهَب» به معنای «مغرور» است، و در اساطیر کنعانی، خدای دریا «یم» رام شده و مار دریا «رَهَب» هنگام آفرینش کشته شده است. اینجا، همانند کتاب ایوب ۱۳-۱۲:۲۶ (که شاید ایتان به آن توجه داشته)، این اساطیر کنعانی دگرگون شده و برای آموزش به کار رفته است.
دو) بعدها اشعیای نبی اشعیا همان تصویرها و لحن را در بیان پیروزی عظیم یهوه بر رَهَب به کار برد: «آیا تو همان نیستی که رَهَب را قطعه قطعه کردی و اژدها را مجروح ساختی؟» (اشعیا 9:51)
سه) در دنیای باستانی خاورمیانه، افسانههای زیادی وجود داشت دربارهٔ خدایانی که برای آفرینش زمین با دیگر خدایان میجنگیدند. اِیتان، آساف، ایوب و اشعیا احتمالاً این داستانها را میشناختند و از آنها استفاده میکردند تا توجه مردم را به خدای حقیقی، یعنی یهوه، جلب کنند. این یهوه است که بر خروش دریا فرمانروایی میکند، نه مانند افسانههای باستانی که میگفتند تیامات (ژرفا) الههی آشوب بود که توسط خدای قهرمان مردوک (بِل) شکست خورد، یا اینکه یَم (دریا) توسط بَعَل مغلوب شد. این یهوه است که رَهب را تکهتکه میکند، نه مردوک و نه بَعَل.
چهار) این امکان وجود دارد که ریشهای تاریخی در دل این اسطورهها و افسانههای باستانی نهفته باشد. اسطورههای باستانی رابیها گاهی به این نکته اشاره دارند که ماری شرور در دریاهای ازلی حضور داشت و با آفرینش جهان مخالفت میکرد. اما خدا آن مار را نابود کرد و نظم را در جهان برقرار ساخت، همانگونه که در پیدایش فصل ۱ آیات ۱ تا ۲ توصیف شده است.
پنج) شیطان اغلب بهصورت اژدها یا مار تصویر میشود (پیدایش ۳؛ مکاشفه ۱۲ و ۱۳)، و در ذهن یهودیان، دریا معمولاً نمادی از خطر یا تهدید بهشمار میرفته است (اشعیا 20:57؛ مرقس 39:4؛ مکاشفه 1:21). ین احتمال وجود دارد که رَهَب نیز تجلّی دیگری از شیطان بهشکل ماری عظیم باشد –همان موجود متکبر اولیه (رَهَب). همچنین ممکن است لویاتان نیز به همین موجود اشاره داشته باشد، همانطور که در ایوب 8:3، ایوب 1:41، مزمور 14:74، و اشعیا 1:27 آمده است.
شش) نکتۀ مهم این است که متون عبری کتابمقدّس نه تنها این اسطورهشناسی کنعانی را باور ندارند یا آن را بهطور ساده نمیپذیرند، بلکه آن را تغییر میدهند و از آن بهره میگیرند تا یهوه را به شکلی جلال دهند که هرگز در اسطورههای کنعانی دیده نمیشود. المِر بی. اسمیک (Elmer B. Smick) در تفسیر کتاب ایوب از مجموعه تفسیر کتابمقدس (Expositor’s Bible Commentary) به این نکته اشاره میکند: در اینجا دریایی که خدا آن را فرو مینشاند، ایزد یَم (Yam) نیست. ایوب با افزودن حرف تعریف به واژۀ دریا (the sea) شخصیت اسطورهای یم را از آن زدوده و از این طریق، الهیات وحدانی درونی خود را ابراز میکند… همچنین، خدا با حکمت، مهارت و قدرت خود «رَهَب را درهم کوبید» و «مار مأیوس را به زیر آورد»، برخلاف مردوک که برای پیروزی، به کمک و قدرت خدایان پدر نیاز داشت.
هفت) «بررسی نامهای موجود در عهدعتیق برای هیولاهای دریایی اسطورهایِ شناختهشدۀ کنعانی مانند رَهَب نشان میدهد که نویسندگان عهدعتیق با چه هدفمندی و دقّتی از این زبان بهره گرفتند تا مفاهیم شاعرانه خود را دربارۀ برتری مطلق خدای یگانه و حقیقی، غنا بخشند.» (اِسمیک)
4. آیات (11-14) جلال و قدرت خدا در آسمان و بر زمین.
آسمان از آن توست و زمین نیز از آن تو.
جهان را، و هر چه را که در آن است، تو بنیان نهادی.
شمال و جنوب را تو آفریدی؛
تابور و حِرمون به نام تو بانگ شادی برمیآورند.
بازوی تو نیرومند است،
دست تو تواناست،
و دست راستت برافراشته.
عدل و انصاف اساس تخت توست،
محبت و وفاداری پیش رویت میخرامند.
الف. آسمان از آن توست و زمین نیز از آن تو. جهان را، و هر چه را که در آن است: در آیات پیشین، مزمورنویس، اِیتان، یک اسطوره کنعانی را تغییر داد تا نشان دهد که یهوه، خدای عهد اسرائیل، همان کسی است که همه چیز را به انجام میرساند، و هیچ خدای دیگری چنین قدرتی ندارد. در این آیات نیز، او همان اصل را با واژگانی متفاوت بیان میکند و اعلام میدارد که نه آسمان و نه زمین را هیچ خدای دیگری نیافریده یا نگاه نمیدارد. تمام جهان با هر آنچه در آن است، از شمال تا جنوب، همه از آنِ خدا هستند.
یک) «به هر سویی که بنگری –چهار سوی جهان– خداوند را خواهی دید. سرزمینهای پوشیده از برف و باغهای آفتابخیز، هر دو قلمروهای اویند. هم سرزمینِ طلوع و هم زادگاهِ غروب، با شادی فرمانروایی او را به رسمیت میشناسند.» (اسپرجن)
ب. دست تو تواناست، و دست راستت برافراشته: توانایی و قدرت انسانها اغلب با بازو و دست، بهویژه دست راست، نشان داده میشود. اِیتان نیز همین اصل را بهصورت استعارهای در مورد خدا به کار میبرد تا مهارت و قدرت بیهمتای او را بیان کند.
یک) بازوی تو نیرومند است: مزمورنویس این حقیقت را میدانست؛ و ما دلیلی بزرگتر برای دانستن آن داریم. او قدرت خدا را در آفرینش و در رهایی قوم اسرائیل از مصر دیده بود. ما نیز همان اعمال عظیم را میشناسیم، اما فراتر از آن، بازوی نیرومند خدا را در کاری بسیار بزرگتر میبینیم –در زندگی، تعلیم، قربانی کردن جان و رستاخیز پیروزمندانۀ عیسی مسیح.
ج. عدل و انصاف اساس تخت توست: مزمورنویس قدرت بیهمتای خدا را ستود، اما عظمت اخلاقی او را نیز نادیده نگرفت. یهوه بهخاطر قادر مطلق بودنش، حق پادشاهی دارد، اما ذات او ایجاب میکند که عدل و انصاف، اساس تخت او باشند؛ این دو پایههای تخت اویند، و محبت و وفاداری پیش روی او میخرامند.
یک) محبت و وفاداری پیش رویت میخرامند: «اینها همان قاصِدانی خواهند بود که آمدن قاضی را اعلام میکنند. راستی او، او را ملزم میسازد تا همۀ گفتههایش را به انجام برساند؛ و محبتش به همۀ کسانی که به امیدی که در انجیل پیش رویشان نهاده شده، پناه آوردهاند، آشکار خواهد شد.» (کلارک)
5. آیات (15-18) خوشا به حال آنان که خدای بیهمتا را میشناسند.
خوشا به حال آنان که آواز شادمانی را میشناسند،
و در نور روی تو، ای خداوند، گام برمیدارند.
تمامی روز در نام تو وجد میکنند،
و در عدالت تو سرافرازند.
زیرا که تو جلال و قوّت ایشانی،
و به لطف خویش شاخ ما را برمیافرازی.
زیرا سپر ما از آنِ خداوند است،
و پادشاه ما از آنِ قدوس اسرائیل.
الف. خوشا به حال آنان که آواز شادمانی را میشناسند: کسانی که صدای شادمانه این حقیقت را میشناسند –یعنی خدا را در قدرت بیهمتایش، عدل و انصافش، محبت و وفاداریاش- قومی خوشبختاند و در جنبههای فراوانی برکت یافتهاند.
· آنها از رحمت و مشارکت با خدا بهره میبرند: در نور روی تو، ای خداوند، گام برمیدارند.
· تمامی روز در نام تو -یعنی در شخصیت و ذات- خدای بیهمتا وجد میکنند.
· قوت خویش را در خدا مییابند، بهویژه در لطف او: تو جلال و قوّت ایشانی.
· آنها از حفاظت خدا بهره میبرند: سپر ما از آنِ خداوند است.
یک) تو جلال و قوّت ایشانی: «این وظیفۀ مسیحیان است، همانطور که وظیفۀ قوم اسرائیل بود، که همۀ قوّت، کامیابی، و جلال خویش را، چه در مسائل دنیوی چه روحانی، فقط به یهوه نسبت دهند.» (هورن)
ب. پادشاه ما از آنِ قدوس اسرائیل: برکت دیگری که بر ایشان جاری است، این است که خداوند توجهی خاص به پادشاه ایشان دارد. سطرهای بعدی این مزمور نشان میدهند که منظور از این پادشاه، داوود است.
رؤیایی که به قدوس خدا دربارۀ عهد با داوود داده شد.
1. آیات (19-24) یاری خدا به پادشاه.
زمانی در عالم رؤیا سخن گفتی،
و به سرسپردگان خویش چنین فرمودی:
«دلاوری را یاری رساندهام،
و برگزیدهای از قوم را سرافراز ساختهام.
خدمتگزار خویش داوود را یافتهام،
و او را به روغن مقدسِ خویش مسح کردهام.
دست من با او خواهد بود،
و بازوی من او را نیرومند خواهد ساخت.
دشمن از او بهره نخواهد کشید،
و ظالم بر او ستم نخواهد کرد.
خصمانش را از برابر او تار و مار خواهم کرد،
و نفرتکنندگانش را از پا در خواهم آورد.
امانت و محبتِ من همراه او خواهد بود،
و در نام من، شاخ او برافراشته خواهد شد.
الف. دلاوری را یاری رساندهام: آیات پیشین (مزمور ۱۸:۸۹) از توجه ویژۀ خدا به فرمانروای قومش سخن میگفتند. در اینجا بخشی از نتیجۀ آن توجه شرح داده میشود. خداوند در عالم رویا با پادشاه خود (سرسپردگان خویش) سخن گفت و وعده داد که او را تقویت کند و یاری دهد
یک) اسپرجن معتقد بود که سرسپردگان در این بخش نه داوود، بلکه ناتان نبی است. او مینویسد: «منظور از سرسپردگان در اینجا ممکن است داوود یا ناتان نبی باشد، اما بهاحتمال زیاد منظور ناتان است، زیرا کلام خداوند در شب بر او نازل شد (دوم سموئیل 4:7-5).» (اسپرجن)
ب. برگزیدهای از قوم را سرافراز ساختهام: پسر یَسا –یعنی داوود– از خانوادهای اشرافی یا پرنفوذ نبود، بلکه از میان قوم برخاسته بود. با اینحال، خدا او را یافت و او را بهعنوان خادم خود برگزید و محترم شمرد.
یک) «در اینجا با پادشاهی روبهرو نیستیم که با تکیه بر توان خود، تاج و تختی برای خود ساخته و امپراتوریای بنا کرده باشد.» (کیدنر)
دو) اسپرجن از عبارت برگزیدهای از قوم را سرافراز ساختهام سه شباهت میان داوود و عیسی را برمیشمرد:
· عیسی از میان قوم برخاسته بود.
· عیسی از میان قوم توسط خداوند برگزیده شد.
· عیسی برتر از قوم و سرافراز شد.
ج. خدمتگزار خویش داوود را یافتهام: در این بخش از مزمور، خداوند برکات فراوانی را که بر داوود -مردی موافق دل او (اول سموئیل 14:13)- نثار کرده بود، توصیف میکند.
· برکت یاریرسانی (یاری رساندهام).
· برکت سرافرازی (سرافراز ساختهام).
· برکت برگزیده شدن (برگزیدهای از قوم).
· برکت مسح (او را مسح کردهام).
· برکت امنیت (دست من با او خواهد بود).
· برکت قدرت خودِ خدا (بازوی من او را نیرومند خواهد ساخت).
· برکت محافظت (دشمن از او بهره نخواهد کشید، و ظالم بر او ستم نخواهد کرد).
· برکت اثبات بیگناهی (خصمانش را از برابر او تارومار خواهم کرد، و نفرتکنندگانش را از پا در خواهم آورد).
· برکت امانت و محبت مداوم (امانت و محبتِ من همراه او خواهد بود).
· برکت قدرت والا (در نام من، شاخ او برافراشته خواهد شد).
یک) مسح کردهام: «بسیار مهمتر از هر تاج و تختی، حقیقت مسح شدن بود که فرد را برای خدمت مقدس جدا و مقدس میکرد؛ این همان چیزی بود که به مرور زمان منجر به عنوان مسحشده یا مسیح شد.» (کیدنر)
دو) خصمانش را از برابر او تار و مار خواهم کرد: «این آیات مکمل مزمور ۲ هستند، جایی که مسحشدۀ خداوند اختیار کامل برای سرکوب تمامی مقاومتهای دشمنان خدا در زمین دریافت میکند. منبع واقعی قدرت و اقتدار داوود در حضور و هدف خداوند نهفته است.» (ونجمرن)
سه) «هیچیک از دشمنان داوود قادر به غلبه بر او نخواهند بود. شایان ذکر است که داوود هرگز سرنگون نشد؛ او سرانجام بر همۀ دشمنانی که علیهاش قیام کردند، پیروز گشت. آزارهای شائول، شورش اَبشالوم، توطئۀ صبا، و مقاومت طرفداران خاندان شائول پس از مرگ او، تنها باعث بروز مهارت، شجاعت و دلاوری داوود شدند و پایههای سلطنتش را استوارتر ساختند.» (کلارک)
2. آیات (25-29) برکاتی افزون بر پادشاه.
دست او را بر دریا مسلط خواهم ساخت،
دست راست او را بر نهرها.
او مرا ندا در داده، خواهد گفت: «تو پدر من هستی،
خدای من و صخرۀ نجاتم»!
من نیز او را فرزندِ ارشدِ خویش خواهم ساخت،
رفیعترین در میان پادشاهان جهان.
محبت خود را به او تا به ابد پاس خواهم داشت،
و عهد من با او پایدار خواهد بود.
سلسلۀ او را تا به ابد استوار خواهم ساخت،
و تخت او را همچون روزهای آسمان.
الف. دست او را بر دریا مسلط خواهم ساخت، دست راست او را بر نهرها: این وعده به سلطنتی اشاره داشت که داوود هرگز بهطور کامل آن را تحقق نبخشید. همانطور که بخش قبلی دربارۀ برکات وعده دادهشده به داوود صحبت میکرد، این وعدهها بهتدریج ماهیتی یافتند که تحقق کامل آنها تنها در پسر ارشد داوود، یعنی نسل داوود، میسر بود (آیات 4، 29، 36).
ب. تو پدر من هستی: این حقیقت برای داوود صدق میکرد، اما برای عیسی مسیح، که همه چیز را با نگاه به خداوند پدر و در وابستگی به او انجام داد، حتی بیشتر صدق میکند (یوحنا 19:5، 28:8).
ج. او را فرزندِ ارشدِ خویش خواهم ساخت: این موضوع دربارۀ داوود نیز صادق بود، زیرا اگرچه او کوچکترین برادر از میان برادرانش بود (اول سموئیل 11:16)، خداوند به او امتیاز و برکت فرزندِ ارشد را عطا کرد. این امتیاز و لطف دربارۀ عیسی، پسر داوود که رفیعترین در میان پادشاهان جهان بود، حتی بیشتر صدق میکند. (اول تیموتائوس 15:6، مکاشفه 16:19).
یک) «فرزندِ ارشد همیشه در کتابمقدس بهصورت لفظی بهکار نمیرود. این واژه اغلب به معنای پسری بسیار محبوب یا عزیزترین پسر است؛ پسری که نسبت به دیگران ترجیح داده شده و با امتیازی برجسته متمایز میشود. به همین ترتیب، خداوند اسرائیل را فرزندِ خود و فرزند ارشد خود مینامد، خروج 22:4.» (کلارک)
د. محبت خود را به او تا به ابد پاس خواهم داشت: این محبت نسبت به خاندان داوود، در عهدی بود که خدا با او بسته بود. (دوم سموئیل 15:7).
یک) عهد من پایدار خواهد بود: «با عیسی، عهد هم با خون قربانی و هم با سوگند خدا تثبیت میشود؛ این عهد قابل لغو یا تغییر نیست، بلکه حقیقتی ابدی است که بر راستی کسی استوار است که قادر به دروغ گفتن نیست.» (اسپرجن)
دو) «هرگز فراموش نکن که وقتی خداوند یکبار با جانی عهدی ببندد، تا وقتی که آسمانها دیگر استوار نباشند، به آن عهد وفادار خواهد ماند.» (مایر)
ه. سلسلۀ او را تا به ابد استوار خواهم ساخت، و تخت او را همچون روزهای آسمان: این وعده از عهد داوودی (دوم سموئیل 16:7) تنها در سلطنت ابدی ماشیح، عیسیمسیح، بهطور کامل تحقق مییابد.
3. آیات (30-37) وعدههای عهد داوودی تکرار شدند.
اگر فرزندانش شریعت مرا ترک کنند،
و مطابق قوانین من سلوک ننمایند؛
اگر فرایض مرا زیر پا گذارند،
و فرامین مرا نگاه ندارند،
آنگاه عِصیان ایشان را به چوبْ تنبیه خواهم کرد،
و تقصیرشان را به تازیانه؛
ولی محبتم را از او دریغ نخواهم داشت،
و در وفاداری خویش خیانت نخواهم ورزید.
عهد خود را بیحرمت نخواهم ساخت
و آنچه را از دهانم صادر شد، تغییر نخواهم داد.
یک بار برای همیشه به قدوسیت خود سوگند خوردم،
و به داوود دروغ نخواهم گفت،
که سلسلۀ او تا به ابد پابرجا خواهد ماند
و تخت او در حضور من همچو خورشید؛
همچون ماه جاودانه استوار خواهد بود،
چون شاهدی امین در آسمان.» سِلاه
الف. اگر فرزندانش شریعت مرا ترک کنند: تمام کسانی که در نسل سلطنتی داوود بودند، سهمی از این عهد داوودی داشتند. برخی از این پادشاهان نافرمان بودند و خداوند اصلاحات قابلتوجهی را هم بر پادشاهان و هم بر پادشاهی اعمال کرد.
یک) عِصیان ایشان را به چوبْ تنبیه خواهم کرد: «نه با شمشیر، نه با مرگ و ویرانی؛ بلکه با چوبی که نیشدار، سوزاننده و دردناک است.» (اسپرجن)
ب. ولی محبتم را از او دریغ نخواهم داشت: چنانکه در عهد داوودی توصیف شده، یهوه هرگز محبت وفادارانهاش (حسِد)، یعنی محبت عهدیاش را از خاندان داوود بهطور کامل برنخواهد داشت (دوم سموئیل 14:7-16). یهوه تا به انتها به عهد و کلام خود وفادار خواهد ماند.
یک) به قدوسیت خود سوگند خوردم: «در اینجا خداوند تاج سلطنت خود، شکوه بینظیر ذاتش، و جوهرۀ طبیعت قدوس خود را وثیقه قرار میدهد. او در واقع میفرماید که اگر نسبت به عهد خود وفادار نماند، قدوسیت خود را از دست خواهد داد. او دیگر چه میتواند بگوید؟ با چه زبانی محکمتر میتواند پایبندی تغییرناپذیر خود را به راستی وعدهاش بیان کند؟» (اسپرجن)
ج. تخت او در حضور من همچو خورشید؛ همچون ماه جاودانه استوار خواهد بود: وعدههای خدا به داوود دربارۀ خاندان سلطنتیاش و مسیح پادشاهی که از آن خاندان خواهد آمد، همیشگی و استوارند، همچون خورشید و ماه، شاهدانی امین که در آسمان گواهی میدهند.
یک) تخت او در حضور من همچو خورشید: «باشکوه و پرجلال! بخشندۀ نور، گرما، حیات و نجات به تمام بشر.» (کلارک)
عهد و بحران.
1. آیات (38-45) آن حِس وجود داشت که خدا عهد خویش به داوود را فراموش کرده است.
اما اکنون تو روی گردانیده، او را طرد کردهای
و بهغایت بر مسیح خود غضبناک گشتهای!
عهد خود را با خدمتگزارت باطل کردهای،
و تاج او را بر زمین افکنده، بیحرمت ساختهای.
همۀ حصارهایش را در هم شکستهای
و استحکاماتش را یکسره ویران کردهای.
رهگذران جملگی او را چپاول میکنند،
و مایۀ ریشخند همسایگان گردیده است.
دست راستِ خصمان وی را برافراشتهای،
و همۀ دشمنانش را شادمان ساختهای.
دم شمشیرش را برگردانیدهای
و او را در نبرد بر پا نداشتهای.
جلال او را منقطع ساختهای
و تخت سلطنتش را به خاک نشاندهای.
روزهای جوانیاش را کوتاه کردهای،
و او را به ردای خجالت پوشانیدهای. سِلاه
الف. اما اکنون تو روی گردانیده، او را طرد کردهای: ۳۷ آیۀ نخست این مزمور با اطمینان از عظمت بیمانند خدا و عهد او با داوود اوج میگیرند. اما در اینجا، لحن ناگهان تغییر میکند، زیرا ایتان بحرانی کنونی را در نظر میگیرد که در مقایسه با درک او از عظمت و وفاداری خدا به عهدش با داوود، حتی وخیمتر به نظر میرسد.
یک) از آنجا که زمان دقیق نگارش این مزمور توسط ایتان را نمیدانیم، از بحرانی که باعث این فریاد از روی درماندگی شد نیز بیخبر هستیم.
· امکان دارد طغیان اَبشالوم بوده باشد (دوم سموئیل ۱۵-۱۸).
· امکان دارد تنزل روحانی سلیمان بوده باشد (اول پادشاهان 11).
· امکان دارد سقوط سریع پادشاهی بعد از مرگ سلیمان بوده باشد (اول پادشاهان 12).
· امکان دارد فاجعهای بوده باشد که در کتابمقدس گزارش نشده است.
دو) «با صداقتی که همواره در مزامیر دیده میشود ولی اغلب در خود ما یافت نمیشود، این بخش وضعیتی را توصیف میکند که در آن، وفاداری خدا آشکار نیست و با پرسشی جسورانه میگوید: ‘وفاداری تو کجاست؟‘ (بویس)
سه) «اما این وعدههای پرشکوه در تضادی آشکار با وضعیت غمانگیز کنونی قرار دارند، وضعیتی که گویی این وعدهها را نقض میکند.» (مکلارن)
چهار) «اگر این مزمور را بهطور کلی در نظر بگیریم، یکی از برجستهترین مزمورها در این مجموعه است، زیرا نشان میدهد که چگونه یک انسان باایمان ناگزیر است بلا و مصیبت ببیند.» (مورگان)
ب. عهد خود را با خدمتگزارت باطل کردهای، و تاج او را بر زمین افکنده، بیحرمت ساختهای: سخنان ایتان در این بخش، در تضادی شگفتانگیز با آن چیزی است که پیشتر در همین مزمور نوشت؛ جایی که ایمان کامل و احساسات راستین خود را با اطمینان بیان کرده بود. ایتان میدانست که خدا عهد خود را باطل نکرده است، اما در بحران کنونی، چنین احساسی به او دست داده بود.
یک) «‘باطل کرده‘ شاید واژهای بیشازحد قاطع برای این فعل نادر باشد، فعلی که معنای آن را باید از واژگان هممعنا در متون موازی حدس زد، مانند ‘بیحرمت شده‘ (مزمور 39:89 قسمت دوم) و ‘رد شده‘ (مراثی ارمیا 7:2 قسمت اول). شاید ترجمههایی چون ‘تحقیر شده‘ یا ‘بیاهمیت در نظر گرفته شده‘ دقیقتر باشند. در هر صورت، این زبان تجربه است، نه اتهامی به بیوفایی خدا.» (کیدنر)
دو) کردهای: «با اینحال، تمام این وقایع بهعنوان کارهای یهوه توصیف میشوند. عبارت کلیدی در این بخش این است: ‘تو کردهای.‘» (مورگان)
سه) این اندیشه که خدا چنین مصیبتی را اجازه داده، دردناک است. اما حتی دردناکتر از آن، این است که فکر کنیم خدا هیچ دخالتی نداشته و ما تنها در دست رویدادهای تصادفی، سرنوشت و شانس رها شدهایم.
ج. روزهای جوانیاش را کوتاه کردهای، و او را به ردای خجالت پوشانیدهای: خودِ پادشاه –چه داوود، چه سلیمان، یا یکی از پادشاهان پس از ایشان– بهطور شخصی از این بحران آسیب دیده و تضعیف شده بود. در آن زمان، وعدههای خدا از طریق عهد داوودی تهی و بیاثر به نظر میرسیدند.
یک) «سلاه. شاعر میان مرثیهاش نفسی تازه میکند و سپس از توصیف اندوههای پادشاهی دست میکشد و به دعا نزد خداوند روی میآورد». (اسپرجن)
2. آیات (46-48) استدعایی به جهت نجاتی سریع.
ای خداوند تا به کِی؟ آیا تا به ابد خود را پنهان خواهی کرد؟
تا به کی آتش خشم تو افروخته خواهد بود؟
به یاد دار که ایام حیاتم چه کوتاه است!
تو جملۀ بنی آدم را برای چه بطالتی آفریدهای!
کدام انسان است که زیست کند و مرگ را نبیند،
کیست که جان خویش از دست هاویه خلاصی تواند داد؟ سِلاه
الف. ای خداوند تا به کِی: ایتان تاب تحمل این فکر را نداشت که بحران مدت زیادی ادامه یابد. او زاریاش را به سوی خداوند روانه کرد، خدایی که به نظر میرسید پنهان شده و از اسرائیل و پادشاهش خشمگین است.
ب. تا به کی آتش خشم تو افروخته خواهد بود: شاید ایتان این دعا را به نیابت از پادشاه خسته به جا آورده باشد، یا شاید آرزو داشت که پادشاه و پادشاهی در حیات او، شاید در دوران پیریاش، تبرئه شوند. اشاره به کوتاهی زمان و بیثمری زندگی، حس فوریت و حتی ناامیدی را به این درخواست میافزاید.
ج. کیست که جان خویش از دست هاویه خلاصی تواند داد: پاسخ به این پرسش بلاغی البته «نه» است. هیچ انسان معمولیای نمیتواند جان خود را از مرگ و قدرت آن نجات دهد. انسانها اغلب دوست دارند وابستگی کامل خود به خدا در زندگی پس از مرگ را فراموش کنند، اما مزمورنویس ما را به یادآوری مکرر این واقعیت تشویق میکند و آن را با سِلاه تأکید میکند.
یک) تنها یک نفر بوده است که جان خویش از دست هاویه خلاصی تواند داد –عیسیمسیح. عیسی وعده داد که پس از سه روز در قبر، بدن خود را زنده خواهد کرد (یوحنا 19:2).
دو) «همه انسانها، حتی در بهترین وضعیت خود، فانی و درماندهاند؛ پادشاهان و مردم بهناچار باید بر اساس طبیعت خود بمیرند؛ پس ای خداوند، رنج ما را بیشتر مکن، زیرا همین حالا هم بیش از حد کافی است.» (پول)
سه) «مشکلات مطرح شده در آیات ۴۷ و بعد از آن، فریاد میزنند که نیاز به پاسخ انجیل دارند.» (کیدنر)
3. آیات (49-51) دعا برای بازگرداندن محبتهای پیشین.
خداوندگارا، کجاست آن محبت نخستین تو،
که به امانت خویش برای داوود سوگند خوردی؟
خداوندگارا، طعنههایی را که بر خدمتگزارت میزنند به یاد آر،
که آنها را در سینۀ خود از قومهای بسیار متحمل میگردم،
که دشمنانت بدانها ریشخندم میکنند،
و هر قدمی را که مسیح تو برمیدارد، به مسخره میگیرند.
الف. خداوندگارا، کجاست آن محبت نخستین تو: ایتان بار دیگر با صداقت و از عمق جان در میانۀ فصل بحرانی پرسشی صادقانه مطرح کرد. این درخواست نشان میدهد که او اجازه نمیداد خود را در باور اینکه خداوند آنها را رها کرده یا عهد خود را شکسته، گرفتار کند. او همچنان میتوانست بر اساس وعدههایی که خدا به داوود داده بود و سوگندی که به امانت خود برای داوود خورده بود، به خداوند پناه ببرد.
ب. خداوندگارا، طعنههایی را که بر خدمتگزارت میزنند به یاد آر: ایتان از خدا خواست تا به وضعیت پست و تحقیرآمیز آنان توجه کند و با در نظرگرفتن پیروزی ظاهری دشمنان خدا –که همزمان دشمنان پادشاه مسیح خدا نیز بودند– با فیض عمل نماید.
یک) هر قدمی را که مسیح تو برمیدارد، به مسخره میگیرند: «در نهایت، این دعا… چشمهای ما را بهتدریج به ترکیب خادم (مزمور 50:89) و مسیح (مسحشده، مزمور 51:89) -دریافتکنندۀ وعدههای خدا و توهینهای انسان- عادت میدهد.» (کیدنر)
4. آیات (52) نتیجۀ ستایش.
خداوند تا به ابد متبارک باد!
آمین و آمین!
الف. خداوند تا به ابد متبارک باد: مزمورنویس این سرود را با اعلام ستایش سختکوشانه به پایان میرساند. این سخن از مردی برمیخاست که وعدههای خدا را میدانست و به آنها اعتماد داشت، در حالیکه صادقانه درد و رنج خود را در مصیبت کنونی پیش خدا بازگو میکرد.
یک) «او سرانجام به همان جایی بازمیگردد که آغاز کرده بود؛ گویی دور دنیا را گشته و دوباره به بندر رسیده است. بیایید پیش از دعا، در حین دعا و پس از پایان دعا خدا را ستایش کنیم، زیرا او همیشه شایستۀ این ستایش از جانب ماست. اگر نتوانیم او را درک کنیم، هیچگاه اعتمادمان به او خدشهدار نخواهد شد.» (اسپرجن)
ب. آمین و آمین: ایتان ازراحی قوم خدا را فراخواند تا در اعلامِ ستایشآمیزی که با اطمینان و مجاهدت به دست آمده، با او همراه شوند.
یک) این پایان خاص بسیاری را بر آن داشته است که باور کنند مزمور ۵۲:۸۹ بهعنوان فریادی سرشار از ستایش در پایان کتاب سوم مزامیر افزوده شده است. «این ستایشنامهای است که با آن، کتاب سوم مزامیر به پایان میرسد.» (مورگان)
دو) «این سرود نیایش متعلق به سومین کتاب مزامیر است و نباید طوری در نظر گرفته شود که گویی صرفاً آخرین آیه از این مزمور است که به آن اضافه شده است.» (بینی، به نقل از اسپرجن)