فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!
مزمور ۱۸ – ستایش عظیم از مکان پیروزی عظیم.
این مزمور طولانی است. در کل کتاب مزامیر تنها سه مزور طولانیتر وجود دارد (۷۸، ۸۹ و ۱۱۹). طول این مزمور با موضوعش بسیار متناسب است، همانطور که در عنوان آن توصیف شده است. حتی عنوان این مزمور نیز طولانی است و فقط یک مزمور دیگر چنین عنوان طولانیای دارد (مزمور ۶۰): برای سالار سرایندگان. مزمور داوود، خدمتگزار خداوند. داوود این سرود را هنگامی سرایید که خداوند او را از چنگ تمام دشمنان و از چنگ شائول رهانید. داوود چنین سرود:
در این مزمور داوود به ما میگوید این مزمور خطاب به چه کسی نوشته شده است: خود خدا که سالار سرایندگان میباشد. او کمی بیشتر درمورد خودش میگوید که باید او را بهعنوان، خدمتگزار خداوند در نظر بگیریم. او در مورد موقعیتی که این مزمور را نوشته میگوید -احتمالاً نه فقط بلافاصله بعد از مرگ شائول (که در اول سموئیل ۳۱ و دوم سموئیل ۱ توصیف شده است)، بلکه در دورهای که به سلطنت داوود منتهی میشد (دوم سموئیل ۲-۵). او همچنین چیزهایی درمورد شائول به ما میگوید، به دلیل محبت بسیار داوود نسبت به او، شائول در میان دشمنان داوود به حساب نمیآمد (خداوند او را از چنگ تمام دشمنان و از چنگ شائول رهانید).
این مزمور تقریباً همان مزموری است که داوود در پایان زندگی خود سرایید همانطور که در دوم سموئیل ۲۲ ثبت شده است. به احتمال زیاد داوود وقتی جوانتر بود این مزمور را سروده بود؛ با این وجود او توانست در سنین پیری با سپاس و شکرگزاری فراوان به گذشته و تمام زندگی خود نگاه کند و این سرود را یکبار دیگر بسراید.
نجات گذشتۀ خدا برای داوود.
۱. آیات (۱-۳) داوود خدای نجات را ستایش میکند.
ای خداوند، ای قوّت من، تو را دوست میدارم.
خداوند صخرۀ من است، دژ من و رهانندۀ من؛
خدایم صخرۀ من است که در او پناه میجویم؛
او سپر من است، شاخ نجات و قلعۀ بلندم.
خداوند را که شایان ستایش است میخوانم،
و از دشمنانم نجات مییابم.
الف. تو را دوست میدارم: این اعلامی پیروزمندانه بود که در فصلی از پیروزی عظیم انجام شد. درست است که داوود تصمیم گرفت خدا را دوست بدارد، اما حتی بیش از آن، حقیقت این است که داوود بهطور طبیعی احساس کرد مجبور است خدایی را دوست داشته باشد که او را بهطور شگفتانگیزی رهایی بخشید.
یک) از آنجایی که داوود وقتی گوسفندان را شبانی میکرد و درمیان گوسفندان بود، انتخاب شد و بهعنوان پادشاه اسرائیل مسح شد، او حدود بیست سال و یا بیشتر بهعنوان یک فراری و بهعنوان کسی که همهچیز خود را از دست داده بود، زندگی کرد، او امنیت خود را از دست داد، جوانی خود را از دست داد، خانوادۀ خود را از دست داد، شغل خود را از دست داد، حقوق خود را از دست داد، ارتباط خود را با قوم عهدی خدا از دست داد، آرامش خود را از دست داد، و حتی بارها رابطۀ نزدیک خود با خدا را از دست داد. علیرغم همۀ اینها او نسبت به خداوند ثابتقدم و متعهد باقی ماند، خدا نیز -در زمان خود- او را نجات داد و وعدۀ دیرین خود مبنی بر مسح او را تحقق بخشید.
دو) داوود در گفتن تو را دوست میدارم، از یک کلمۀ غیرمعمول استفاده کرد. «این کلمه برای دوست داشتن، یک کلمۀ غیرمعمول، احساسی و برانگیزاننده است. این کلمه در جاهای دیگر فقط به صورت شدیدتر به کار رفته است و اغلب به محبت دلسوزانۀ شخص قویتر نسبت به شخص ضعیفتر است.» (بویس)
سه) «در عبری اینگونه است: تو را عاشقانه و تماماً… از صمیم قلب دوست خواهم داشت.» (ترپ)
چهار) «دعای پیشین در مزمور ۱:۱۸-۳ به یکباره به اوج دعاها و شهادات عهدعتیق میرسد و در میان شریفترین بیانات آن برجسته است. در هیچ جای دیگر در کتابمقدس، شکلی از کلمه که در اینجا برای ‘محبت‘ بهکار رفته است، استفاده نشده است. این کلمه عمق و لطافت ویژهای دارد.» (مکلارن)
پنج) داوود به خدایی که او را نجات داد، گفت: «تو را دوست میدارم»، نه فقط به دلیل رهایی از آزمایشهایش، بلکه برای همۀ کارهایی که خدا در طول آزمایشها در او و از طریق آنها انجام داد تا او را به آنچه بود، تبدیل کند. داوود نسبت به خدا تلخ نبود، گویی که بگوید: «خب، بالاخره زمان آن رسیده که مرا نجات دهی.» بلکه او سپاسگزار بود که سالهای سختی در زندگی او کاری نیکو و ضروی انجام داده بودند.
ب. خداوند صخرۀ من است، دژ من و رهانندۀ من: داوود قبلاً میدانست این امر حقیقت دارد، اما اکنون از طریق ایمان آن را درک کرد. داوود این سرود را از دیدگاهی سرایید که آن را از طریق تجربه در راهی بس عظیمتر از قبل درک کرده بود.
یک) وقتی داوود گفت، «خداوند صخرۀ من است»، احتمالاً منظورش چیزی بیش از یک مفهوم بود. یک صخره به شیوههای مختلف به یهودیان کمک میکرد.
· میتوانست سایهای ضروری که همیشه در برابر خورشید سوزان و گرمای بیابان نیاز بود را فراهم کند (همانطور که در اشعیا ۲:۳۲ ذکر شده است).
· میتوانست در شکافهای خود پناهگاه و حفاظت ایجاد کند (همانطور که در خروج ۲۲:۳۳ و امثال ۲۶:۳۰ ذکر شده است).
· میتوانست مکانی پایدار برای ایستادن و جنگیدن ایجاد کند برخلاف شنهای روان (همانطور که در مزمور ۲:۴۰ ذکر شده است).
ج. خدایم صخرۀ من است که در او پناه میجویم: داوود قدرت پیروزی خداوند بر آزمایشهای طولانی خود را میدانست. بسیاری از افراد در فصل طولانی و طاقتفرسای آزمایش، سقوط میکنند و از داوود هم چنین چیزی دور نبود (اول سموئیل ۲۷؛ ۲۹-۳۰).
یک) این حقیقت که داوود خدای خود را همچون قوت خود دید، به ما وعدهای را خاطرنشان میکند که بعدها پولس آن را بیان کرد: «باری، در خداوند، و به پشتوانۀ قدرت مقتدر او، نیرومند باشید.» (افسسیان ۱۰:۶).
د. او سپر من است، شاخ نجات و قلعۀ بلندم: وقتی داوود نامهای تکریم خداوند را در پی هم بیان میکرد (میتوانیم تنها در این چند آیه اول، ۹ نام را برشماریم)، سیلی از احساس ستایش و عواطف را از جانب داوود دریافت میکنیم. او نمیتوانست بهقدر کافی درمورد اینکه خدا کیست و چه کارهای عظیمی برای او انجام داده است، سخن بگوید.
یک) این قابل توجه است که داوود میتواند اینچنین با فصاحت دربارۀ خدا و آنچه خدا برای او انجام داده صحبت کند. همانطور که مکلارن میگوید: «تمام این عبارتها یک انباشت طولانی و محبتآمیز از نامهای عزیز هستند.» این بدان معناست که داوود هم خدا را میشناخت و هم او را تجربه کرده بود.
دو) در این نُه عنوان، میبینیم خدا برای داوود چه بوده است:
· قوت او، همان کسی که به او نیرو بخشید تا در برابر دشمنانش بایستد و آنها را شکست دهد.
· صخرۀ او، که مکانی امن، مطمئن و مستحکم بود.
· دژ او، مکان قدرت و امنیت.
· رهانندۀ او، همان کسی که راه رهایی برای او مهیا کرد.
· خدای او، «خدای قدرتمند من، نه تنها موضوع ستایش و جلال من است، بلکه جان مرا قوت میبخشد.» (کلارک)
· قوت او، اما در عبری کلمهای متفاوت از مزمور ۱:۱۸ به کار رفته است. طبق گفتۀ کلارک، ایدهای که در این کلمه است، چشمه، منبع و ریشه میباشد.
· سپر او، همان کسی که از سر و قلب او حفاظت میکرد.
· شاخ او، به مفهوم قدرت و دفاع است.
· قلعۀ او، برج بلند نگهبانی که میتوانست دشمن را از فاصلۀ بسیار دور ببیند و از او در برابر حملۀ حریف حفاظت میکرد.
سه) وقتی آگاه بود موضوع پرستش او این چنین است که در نُه مورد فوق به آن اشاره کرده است، جای تعجب نیست که بخواهد او را بستاید و همچنین جای تعجب نیست که انتظار داشته باشد در نتیجه از دشمنانش رهایی یابد؛ زیرا چه کسی میتوانست او را نابود کند، او را که چنین خدایی داشت که متعهد به نجات او بود؟ (کلارک)
ه. خداوند را که شایان ستایش است میخوانم، و از دشمنانم نجات مییابم: در مزمور قبلی داوود در زمانهای سخت بحران نزد خدا فریاد برآورد؛ اکنون با همان قوت فریاد برمیآورد تا خدا را برای رهاییاش ستایش کند. غمانگیز است که بگوییم بسیاری افراد در تقاضای کمک بسیار بیشتر از شکرگزاری و ستایش مشتاق هستند.
یک) این تفکر که «از دشمنانم نجات مییابم» همیشه برای داوود آسان نبود. در زمانی نه چندان دور از این فصل پیروزی، داوود به خود گفت: «عاقبت روزی به دست شائول هلاک خواهم شد. پس برایم چیزی بهتر از این نیست که به سرزمین فلسطینیان بگریزم.» (اول سموئیل ۱:۲۷). این امر نشان میدهد زمانهایی بود که داوود عمیقاً شک داشت نسبت به پیروزی نهایی که اکنون از آن بهرهمند بود. این امر همچنین نشان میدهد که در پایان، ایمان او -و مهمتر اینکه قوت خدا- از ضعف او عظیمتر بود.
دو) بنابراین، در این مرحله، همه چیز برای داوود یک سرود ستایش است. «رهایی یافتن در حالی که سرود میخوانی، درحقیقت خود رهایی است. بسیاری با اندوه و تردید نجات مییابند؛ اما داوود چنین ایمانی داشت که میتوانست در حالی که میخواند بجنگد و جنگ را با سرودی که هنوز بر لبانش بود، پیروز شود.» (اسپرجن)
۲. آیات (۴-۶) خطری که داوود را مجبور ساخت نزد خدا فریاد برآورد.
بندهای مرگ مرا فرو پیچیده بود،
و سیلابهای نابودی بر من هجوم آورده بود؛
بندهای هاویه به دورم تنیده بود،
و دامهای مرگ رویارویم بود.
در تنگی خود، خداوند را خواندم،
و نزد خدایم فریاد کمک بلند کردم.
او از معبد خود صدایم را شنید،
و فریاد کمکم به درگاه وی، به گوشش رسید.
الف. بندهای مرگ مرا فرو پیچیده بود و سیلابهای نابودی بر من هجوم آورده بود: داوود دو خطر را توصیف میکند: اول، خطر مرگ و دوم، سیلابهای نابودی. حضور گستردۀ شرارت برای داوود آزمایش مهمی بود.
یک) این امر به ما خاطرنشان میکند که علیرغم این حقیقت که داوود یک جنگجوی حقیقی بود، روحی بسیار حساس داشت که از رفتار و سخنان شریران آزرده میشد.
ب. بندهای هاویه به دورم تنیده بود: این روش دیگری بود برای بیان اینکه داوود در خطر مرگ بود. هاویه نام دیگر قبر یا مرگ بود.
ج. او از معبد خود صدایم را شنید: این مدتها پیش از ساخت معبد در ایام سلیمان بود. هنگامی که داوود این مزمور را نوشت، شهر اورشلیم حتی در اختیار اسرائیل نبود (تا زمان دوم سموئیل ۶:۵-۱۰). با اینحال، داوود میدانست خدا معبدی دارد، معبدی آسمانی که خیمه و یا معبدی که بعداً ساخته شد (خروج ۹:۲۵، ۴۰:۴۰) نمونۀ کوچک آن بود، و اینکه خدا از آسمان دعاها را میشنود.
یک) خدا از معبد خود چه چیزی را شنید؟ خدا فریاد داوود را شنید (نزد خدایم فریاد کمک بلند کردم). «این همان مرد بیچارهای بود که فریاد برآورد و این فریاد، یهوه را به حرکت درآورد. نجات یک جان ممکن است چیز کوچکی به نظر آید، اما اگر همین جان دعا کرده باشد، دیگر کوچک نیست، زیرا نام نیکوی خداوند در میان است.» (مکلارن)
۳. آیات (۷-۱۵) رهایی عظیم خداوند بر داوود.
آنگاه زمین متزلزل شد و به جنبش درآمد،
بنیان کوهها بلرزید و مرتعش گشت؛
زیرا او به خشم آمده بود.
از بینیاش دود برآمد؛
از دهانش آتشِ سوزنده برجَهید،
و اخگرهای سوزان از او شعله برکشید.
آسمان را خم کرد و فرود آمد؛
تاریکی غلیظ زیر پاهایش بود.
سوار بر کروبی پرواز کرد؛
و بر بالهای باد اوج گرفت.
تاریکی را پوشش خود ساخت،
و ابرهای غبار و آبهای سیاه را
سایبان بر گِرداگِرد خود.
از میان درخشش حضور وی
و از خلال ابرهایش
سنگهای گداخته و اخگرهای آتشین برون آمد!
خداوند از آسمان رعد کرد،
و آن متعال آواز خود را داد،
و سنگهای گداخته بود و اخگرهای افروخته.
او تیرهای خود را فرستاد و آنان را پراکنده ساخت؛
برقها افکند و ایشان را پریشان کرد.
آنگاه مجراهای دریا نمایان شد
و بنیان جهان آشکار گردید،
از نهیب تو، خداوندا،
و از وزش باد بینی تو!
الف. آنگاه زمین متزلزل شد و به جنبش درآمد: داوود نجات عظیمی که خدا بر او آورد را توصیف کرد. این نجات با زمین لرزه و خشم خدا (او به خشم آمده بود)، دود و آتش و مداخلۀ شخصی خدا (سوار بر کروبی پرواز کرد) همراه بود.
یک) «وقتی پادشاه خشمگین شود و برای جنگ آماده شود، همۀ پادشاهی او در واقع در هیاهو قرار میگیرد. وقایع طبیعی نیز در اینجا تأثیرات نارضایتی حاکم خود را نشان میدهند و همۀ عناصر قابل مشاهده در بهمریختگی هستند.» (هورن)
دو) از بینیاش دود برآمد: «این روشی خشن [خاورمیانهای] برای ابراز خشم است. در این روش نَفَس با شدت از سوراخهای بینی با احساسات شدید و گرما خارج میشود، این تصویر نجاتدهندۀ متعال را به گونهای نشان میدهد که از آتش تند خشم و شدت غیرتش دود برمیخیزد.» (اسپرجن)
سه) سوار بر کروبی پرواز کرد: داوود در اینجا بر سرعت نجات خدا تأکید میکند. «او به سرعت باد برای نجات من میشتابد.» (پول) ممکن است تعجب کنیم که در آن زمان چطور برای داوود سریع به نظر میرسید.
چهار) «این اصطلاح داوود بر قضاوت خداوند تأکید دارد؛ اما از آنجایی که این قضاوت بر ضد دشمنان داوود است پس به معنای رهایی اوست. خداوند بر دشمنان قدرتمند داوود که از او متنفر بودند، پیروز شد (مزمور ۱۶:۱۸-۱۷).
پنج) در اینجا اصلی بزرگتر وجود دارد: درک این امر که رهایی شخص پارسا و یا قوم پارسا اغلب به معنای قضاوت دشمنان آنان است.
ب. خداوند از آسمان رعد کرد: داوود جملهها را در پی هم قرار داد تا کار عظیم خدا برای خود را توصیف کند. مطابق توصیف داوود خدا آسمان، هوا، زمین و دریا را به حرکت درآورد تا او را رهایی بخشد.
یک) وقتی داوود توصیف کرد که یاری او از میان زمین لرزه، رعد، توفان و اخگرها آمد، بهطور آشکارا از تصویر شعری استفاده کرد که خدا از آن طریق اسرائیل را از مصر، در کوه سینا و در زمان غلبه بر کنعان تحت رهبری یوشع نجات داده بود. با این وجود، ممکن است (غیرممکن نیست) که او دقیقاً این پدیدهها را دیده باشد که از جانب خدا برای حفاظت و جنگیدن برای او، نازل شده باشد. اگرچه این وقایع در اول و دوم سموئیل ثبت نشده است، اما میتوان به یاد داشت که دورههای طولانی از زندگی داوود وجود دارد (مانند هنگامی که شائول او را همچون فراری تحت تعقیب قرار داده بود) که ما شرح کمی از آن وقایع را داریم. او باید بارها و بارها نجات خدا را به طریقهای مختلف تجربه کرده باشد.
دو) روشی که داوود اینها را توصیف میکند، دو تصویر را در ذهن ما ایجاد میکند، اول اینکه او در حقیقت باور داشت آن وقایع همانطور که در کتابمقدس ثبت شده، اتفاق افتاده است. دوم، او همان خدایی را دید که در زمان خود، کارهای مشابهی برای او انجام داد.
سه) بهطور قابل توجهی ممکن است گفته شود داوود درحقیقت فقط زمانی میتوانست اینها را ببیند که رهاییاش انجام شده باشد. داوود در میان آزمایشهایش دلایل و موقعیتهای بسیاری داشت که متعجب شود از اینکه دست رهایی خدا کجاست. رهایی خدا همیشه با نگاه به گذشته بهطور آشکار دیده میشود و در نگاه به آینده فقط با ایمان دیده میشود.
۴. آیات (۱۶-۱۹) داوود در امنیت قرار میگیرد.
از اعلی دست فرود آورده، مرا برگرفت،
و از آبهای بسیار بیرونم کشید.
مرا از دشمن زورآورم رهانید،
و از نفرتکنندگانم،
زیرا که از من نیرومندتر بودند.
در روز بلای من، به مقابله با من برآمدند،
ولی خداوند تکیهگاه من بود.
او مرا به مکانی فراخ بیرون آورد،
و مرا رهانید، زیرا که به من رغبت داشت.
الف. مرا برگرفت، و از آبهای بسیار بیرونم کشید. مرا از دشمن زورآورم رهانید: داوود احساس کرد وقتی دستان قدرتمند خدا او را از آبهای بسیار بیرون کشید، برگرفته شده است. داوود مانند شخصی که از میان توفان رهانیده شده باشد، میدانست دشمنانش بسیار نیرومندتر بودند، اما خدا میتوانست او را نجات بخشد.
یک) «برخی افراد دستان خدا را نمیبینند، اما ای برادران، به شما تضمین میدهم آنانی که از میان آبهای سنگین رهایی یافته باشند، دستان او را خواهند دید. تجربه به آنها یاد میدهد که خدا هنوز در میان ماست.» (اسپرجن)
ب. او مرا به مکانی فراخ بیرون آورد: دستان قدرتمند خدا فقط داوود را از میان توفان برنگرفت، بلکه او را در مکانی امن قرار داد.
ج. و مرا رهانید، زیرا که به من رغبت داشت: میتوانیم بگوییم که داوود این را به دو روش بیان کرده است. اول، خدا به داوود رغبت داشت به این معنا که او را برگزید، مسح کرد، و شگفتی محبت خود را بر او برقرار کرد (مزمور ۷:۱۷). دوم، خدا به داوود رغبت داشت زیرا در پارسایی زندگی میکرد، همانطور که در آیات بعدی توضیح داده شده است.
یک) «رهایی از گناه، رهایی از تمایلات شریرانه، رهایی از دشمنان روحانی -هریک از این رهاییها، گواه محبت خدا نسبت به ماست… او آنقدر به شما رغبت دارد که قابل گفتن نیست. پدر به شما رغبت دارد و با محبت به شما نگاه میکند؛ مانند پدری که از فرزند خود لذت میبرد، او نیز برای شما شادی میکند.» (اسپرجن)
۵. آیات (۲۰-۲۴) خدا، داوود را رهایی بخشید به دلیل پارسایی او.
خداوند فراخور پارساییام مرا پاداش داده است؛
فراخور پاکیِ دستانم، سزایم بخشیده است.
زیرا که راههای خداوند را نگاه داشتهام،
و شریرانه از خدایم روی نگردانیدهام.
قوانین او جملگی پیش رویم بوده است؛
و فرایض او را از خود دور نکردهام.
در حضورش بَری از هر عیب بودهام
و خودتن را از تقصیر خود نگاه داشتهام.
خداوند فراخور پارساییام مرا پاداش داده است،
فراخور پاکی دستهایم در نظر وی.
الف. خداوند فراخور پارساییام مرا پاداش داده است: در طول دوره طولانی رنج خود تحت سلطنت شاؤل، داوود به چالش کشیده شد تا به روشهای نادرست پاسخ دهد. او فرصتهای بسیاری داشت که برای دفاع از خود، علیه شائول اقداماتی انجام دهد. با اینحال، داوود همواره با پارسایی عمل مینمود و میدانست خدا بهخاطر این پارسایی او را پاداش میدهد.
ب. زیرا که راههای خداوند را نگاه داشتهام، و شریرانه از خدایم روی نگردانیدهام… در حضورش بَری از هر عیب بودهام و خودتن را از تقصیر خود نگاه داشتهام: این ادعا به معنای کمال بیگناهی از سوی داوود نبود. در واقع، یک سال یا بیشتر قبل از مرگ شائول پادشاه، داوود در مقداری قابل توجه از انحرافات روحی و اخلاقی گذراند (اول سموئیل ۲۹:۲۷-۳۰). با اینحال، در تمام این مدت، داوود هستهای از یکپارچگی نسبت به خدا را حفظ کرد، علیرغم شکستهایش قابل اصلاح بود و از همه مهمتر، در بزرگترین آزمون شکست نخورد: تسلیم نشدن در برابر وسوسهای که او را به کشتن یا تضعیف شائول برای به دست آوردن تخت سلطنت میکشاند.
یک) ما بر این باوریم که این مزمور -که دو بار در کتابمقدس ثبت شده است، با تفاوتهای جزئی، هم در اینجا و هم در دوم سموئیل ۲۲- در واقع از دو زمینه مختلف سخن میگوید. اینجا، بر اساس عنوان، این مزمور ابتدا پس از پیروزی داوود بر شائول و دریافت تخت پادشاهی اسرائیل سروده شد. در دوم سموئیل ۲۲ داوود این مزمور را با نگاهی همراه با شکرگزاری به کل زندگی خود سرایید. او میتواند در هر دو زمینه، اما با معنایی کمی متفاوت، بگوید: «زیرا که راههای خداوند را نگاه داشتهام، و شریرانه از خدایم روی نگردانیدهام». گفتن این جمله پیش از گناه او با بَتشبع و علیه اوریا یک معنا داشت؛ و گفتن آن پس از آن گناه معنای دیگری داشت.
دو) اسپرجن توضیح میدهد که چطور این عبارت میتوانست هم قبل و هم بعد از رسوایی با بتشبع درست باشد. «در برابر خدا، مردی که مطابق دل خدا بود، یک گناهکار فروتن بود، اما در برابر تهمتزنندگان خود، میتوانست با چهرهای بدون شرم از ‘پاکی دستانش‘ و پارسایی زندگیاش سخن بگوید.»
سه) با اینحال، تا حد زیادی میتوان با آدام کلارک همنظر بود: « زمانهایی که داوود بیشترین رنج را میبرد، همان زمانهایی بود که در اوج درستی و پارسایی قرار داشت. سختیها همیشه برای او دورانی از شکوفایی روحانی بود.»
ج. خودتن را از تقصیر خود نگاه داشتهام: برخی تصور میکنند این عبارت بیانگر غرور و یا تکبر داوود است. اسپرجن از یک مفسر که در این مورد اعتراض داشت، نقلقول میکند «خودتن را نگاه داشت! چه کسی انسان را نگهبان خود ساخت؟» با اینحال، میدانیم که به یقین باید خود را از گناه دور نگاه داریم، همانطور که پولس درمورد شخصی صحبت کرد که برای جلال خدا و خدمت عظیمتر، خود را پاک نگاه میدارد (دوم تیموتائوس ۲۱:۲).
یک) ممکن است در این کلمات یک خطر شخصی ببینیم، تقصیر خود. این نشان میدهد که در هر انسانی شرارت وجود دارد و ما باید بهطور ویژه در برابر تمایلات خود به گناه و عمل به شرارت هوشیار باشیم. درست است که همه ما مانند گوسفندان گمراه شدهایم؛ اما همچنین هر یک به راه خود برگشتهایم. شرارت ما ممکن است از بدو تولد در ما باشد؛ ممکن است بهخاطر خانواده بد یا همنشینی با افراد نادرست در ما پرورش یافته باشد. شرارت ما ممکن است از طریق وسوسهها، سختیها، یا حتی از طریق کامیابیها -حتی بهواسطه برکاتمان- به ما برسد.
دو) این سخنان داوود درمورد حفاظتی خاص سخن میگوید. داوود مصمم بود که خود را از شرارتش حفظ کند. «با قدرت روحالقدس مصمم باش که این گناه خاص باید مغلوب شود. هیچچیز مانند آویزان کردن آن به گردن -منظورم همان گناه خاص است- نیست. بهطور بیهدف به سوی گناه شلیک نکن؛ اما اگر گناهی داری که برایت مهمتر از بقیه است، آن را از میان جمع بیرون بکش و بگو: ‘تو باید بمیری، حتی اگر هیچ گناه دیگری نمیرد. من تو را در برابر نور خورشید آویزان خواهم کرد.‘» (اسپرجن)
سه) ممکن است کسی اعتراض کند: «اما داوود خود را از شرارتش حفظ نکرد، و چند سال پس از این، با بتشبع گناه کرد و بهطرزی فاجعهبار علیه اوریا گناه ورزید.» این درست است و داوود برای آن گناه بهشدت تأدیب شد. با این حال، هرگز نمیشنویم که او پس از توبه از آن خطای وحشتناک، بهطور مشابهی گناه کرده باشد. بهواقع، به معنای حقیقی کلمه، پس از توبهاش، داوود خود را از شرارتش حفظ کرد. همانطور که بنجامین فرانکلین نوشت: «بسیاری از شاهزادگان مانند داوود گناه میکنند، اما اندکی مانند او توبه میکنند.»
د. خداوند فراخور پارساییام مرا پاداش داده است: داوود در برابر وسوسهای بسیار قوی برای برکنار کردن شائول و تصاحب تختی که به او وعده داده شده بود، از طریق خشونت یا نیرنگ مقاومت کرد. این پایداری در درستی و پارسایی همان چیزی بود که خداوند بهخاطر آن به داوود پاداش داد و تختی به او بخشید که هیچکس نمیتوانست آن را از او بگیرد.
یک) داوود در اینجا بهسادگی وجدان پاک خود را میآزماید که چیزی نیکو و شگفتانگیز است. «شخص پارسا وجدانی پاک دارد و خود را درستکار میداند؛ آیا او وجدان خود را انکار میکند و کار روحاالقدس را تحقیر میکند و با ریاکاری خود را بدتر از آنچه هست نشان میدهد؟» (اسپرجن)
۶. آیات (۲۵-۲۷) اصلی ثابت در برخورد خداوند با انسان
با وفادار، خود را وفادار مینمایی؛
با بیعیب، خود را بیعیب مینمایی؛
با پاک، خود را پاک مینمایی،
ولی با حیلهگر، به زیرکی رفتار میکنی.
زیرا تو قوم افتاده را نجات میبخشی،
ولی چشمان متکبر را پست میگردانی.
الف. با وفادار، خود را وفادار مینمایی: داوود اصل اساسی رفتار خدا با انسان را درک کرد. خدا اغلب با اشخاص همانطور رفتار میکند که آنها خودشان با دیگران رفتار میکنند.
یک) عیسی این اصل را درموعظۀ سرکوه توضیح میدهد: «زیرا به همانگونه که بر دیگران داوری کنید، بر شما نیز داوری خواهد شد و با همان پیمانه که وزن کنید، برای شما وزن خواهد شد.» ذات انسان میخواهد از پیمانۀ کوچک فیض برای دیگران استفاده کند، اما پیمانۀ بزرگ فیض خدا را میخواهد. عیسی به ما گفت از خدا همان پیمانهای را انتظار داشته باشیم که به دیگران میدهیم.
دو) «توجه داشته باشید که حتی رحیمان نیز نیازمند رحمت هستند. هیچ میزان از سخاوت به فقیران، یا بخشش دشمنان نمیتواند ما را فراتر از نیاز به رحمت قرار دهد.» (اسپرجن)
سه) «نگرش خدا به انسانها، با نگرش آنها به او شکل میگیرد.» (مورگان) این اصل بهطور مثبت عمل میکند؛ به آنانی که رحمت عظیم نشان میدهند، رحمت عظیم میشود. همچنین بهطور منفی عمل میکند: ولی با حیلهگر، به زیرکی رفتار میکنی. یکی از نمونههای آن، این بود که خدا چطور از لابان زیرک برای آموزش یعقوب حیلهگر استفاده کرد (پیدایش ۲۷-۲۸).
چهار) شایان توجه است که این موضوع در چنین مزموری که داوود پیروزی خدا را بر شائول جشن میگیرد، ذکر شده است. هر دو جنبۀ این اصل (رفتار خدا با زیرکی و وفاداری) در زندگی داوود و شائول از طریق درگیری مداوم آنها بهخوبی نشان داده شد.
پنج) مترجمان در ترجمۀ نیمۀ دوم مزمور ۲۶:۱۸ مشکل داشتهاند، زیرا مفهومی دشوار را منتقل میکند. گفتن اینکه اگر کسی نسبت به خدا خالص باشد، خدا نیز به او خالص خواهد بود، آسان است. اما نمیتوان گفت که اگر کسی نسبت به خدا شرور باشد، خدا نیز به او شرارت خواهد کرد، زیرا خدا نمیتواند شرارت کند. پس، «داوود نیمه دوم این معادله را با واژهای نسبتاً مبهم بیان میکند، ریشه معنای آن ‘پیچیده’ است. آیه در واقع میگوید: ‘به پیچیده (یا منحرف) خود را پیچیده (یا منحرف) خواهی نشان داد’…. ایده به نظر میرسد این باشد که اگر فردی بر رفتن در راههای منحرف در روابطش با خدا پافشاری کند، خدا او را فریب خواهد داد، همانطور که آن شخص سزاوار آن است.» (بویس)
شش) لاویان ۲۳:۲۶-۲۴ چنین چیزی را وعده میدهد: «و اگر با این همه از من تأدیب نپذیرید، بلکه به خلاف من گام بردارید؛ آنگاه من نیز به خلاف شما گام برخواهم داشت، و من خودْ شما را به سبب گناهانتان هفت چندان خواهم زد.»
ب. زیرا تو قوم افتاده را نجات میبخشی، ولی چشمان متکبر را پست میگردانی: خدا دوست دارد فروتنان را فیض ببخشد و به همین ترتیب در برابر مغروران خواهد ایستاد (یعقوب ۶:۴؛ اول پطرس ۵:۵).
یک) قوم افتاده: ایدهای که در کلمۀ عبری ani وجود دارد اشاره دارد به اشخاص نیازمند، درمانده و فقیر. توجه خدا به این قوم افتاده در مزامیر متعددی یافت میشود (مزمور ۲:۱۰، ۲۴:۲۲، ۱۰:۳۵، ۱۰:۶۸)، البته ممکن است در جاهای مختلف کلمۀ عبری ani بهطور متفاوتی ترجمه شده باشد.
حضور خدا و قدرت آیندۀ داوود.
۱. آیات (۲۸-۳۰) خدا با کلام و نور خود، داوود را قوت میبخشد.
تویی که چراغ مرا فروزان میداری؛
یهوه، خدای من تاریکی مرا روشن میگرداند.
به یاری تو بر سپاهیان یورش میبرم؛
و با خدایم از دیوارها برمیجهم.
و اما خدا، راه او کامل است؛
کلام خداوند خالص است.
او کسانی را که بدو پناه میبرند
جملگی سپر است.
الف. تویی که چراغ مرا فروزان میداری: داوود اکنون از شکرگزاری شادمانه برای گذشته به اعتماد به آینده حرکت میکند. همان خدایی که او را به تخت پادشاهی رساند، نوری که او برای حکومت و روشن ساختن تاریکیهایش به آن نیاز داشت را به او میبخشید.
ب. به یاری تو بر سپاهیان یورش میبرم؛ و با خدایم از دیوارها برمیجهم: این متن شکرگزاری برای پیروزیهای گذشته است و شکرگزاری از خدا برای قوت کنونی است. ممکن است تصور شود داوود بعد از اینکه حدود ۲۰ سال از دست شائول همچون فراری زندگی کرد، بهسادگی خسته شده باشد. البته که اینطور نبود. خدا او را قوت بخشیده بود؛ او به اندازۀ کافی قوی بود که بتواند شاهکارهای فوق انسانی انجام دهد.
یک) «با تو، من نیروهای مسلح دشمنانم را درهم شکستهام. از دیوارهای مستحکمترین شهرها و قلعههایشان بالا رفتهام و آنها را گرفتهام.» (پول)
دو) «با ایمان، چه آسان میشود همه کارها را به انجام رساند! اما وقتی ایمانی نیست، جنگیدن با دشمنان و غلبه بر مشکلات واقعاً کار سختی است؛ اما زمانی که ایمان داریم، آه، چه آسان میشوند پیروزیهای ما! ایماندار چه میکند؟ لشکری در برابرش است -خوب، او با ایمان میدود؛ سپس برای جنگیدن با دشمنان و غلبه بر مشکلات، دیواری سخت در پیش دارد، چه باید کرد؟ او از روی آن میپرد. شگفتآور است که زندگی چقدر آسان میشود وقتی انسان ایمان دارد. آیا ایمان مشکلات را کمتر میکند؟ آه، نه، بلکه آنها را بیشتر میکند؛ اما قوت او را برای غلبه بر آنها نیز افزایش میدهد. اگر ایمان داشته باشی، آزمایشها خواهی داشت؛ اما کارهای بزرگ خواهی کرد، مشقتهای عظیم را تحمل خواهی کرد و پیروزیهای باشکوه به دست خواهی آورد.» (اسپرجن)
ج. و اما خدا، راه او کامل است؛ کلام خداوند خالص است: داوود از کارهای بزرگی که میتوانست با قدرت خدا انجام دهد سخن گفت، اما دوباره به اندیشه عظمت خدا بازگشت. او به راه کامل خدا و شخصیت خالص کلام او اندیشید.
یک) کلام خداوند خالص است: «بهطور لغوی یعنی ‘در آتش آزموده شده‘ است. همۀ آزمایشها را پشت سر گذاشته است و هرگز کسانی که از نویسندۀ آن تقاضایی کردند را رد نکرده است.» (کلارک)
دو) داوود توانست از طریق تجربۀ شخصی خود بگوید، «کلام خداوند خالص است». این کلام که به داوود داده شد -اینکه او پادشاه بعدی اسرائیل میشود، علاوه بر صدها وعدۀ کوچکتر- ثابت شد که حقیقی و خالص بوده است.
سه) بسیاری از افراد چنین چیزی را از تجربیاتشان درنمییابند زیرا آنها هرگز به خودشان اجازه نمیدهند در شرایطی قرار بگیرند که خدا حقیقت کلام خودش را به آنها ثابت کند. داوود این حقیقت را از شرایط سخت زندگیاش دریافت.
۲. آیات (۳۱-۳۶) خدا به داوود قوت و مهارت میدهد.
زیرا کیست خدا جز یهوه؟
و کیست صخره، مگر خدای ما؟
خداست که کمر مرا به قوّت میبندد
و راهم را کامل میگرداند.
پاهایم را همچون پاهای آهو میسازد،
و مرا بر بلندیهایم بر پا میدارد.
دستانم را به جهت نبرد تعلیم میدهد؛
تا بازوانم کمان برنجین را خم کند.
تو سپر پیروزی خود را به من بخشیدهای،
و دست راستت پشتیبان من بوده؛
فروتنی تو مرا بزرگ ساخته است.
تو راهِ زیر پایم را فراخ میسازی،
تا پاهایم نلغزد.
الف. زیرا کیست خدا جز یهوه: داوود در اینجا حقیقت خدای اسرائیل را بر ضد توهمات خدایان قومها جشن میگیرد. فلسطینیها، موآبیان، اَدومیان و همۀ قومها برای خودشان خدایانی داشتند. اما فقط یهوه، خداست.
یک) «بتهای جهان باستان، بعل و ژوپیتر بیهوده بودند؛ همانقدر که بتهای جهان مدرن -لذت، افتخار، منفعت- بیهوده هستند. آنها نمیتوانند حقیقت را ارائه دهند و طرفداران خود را با آن خوشحال کنند؛ چه اندک میتوانند از مرگ رهایی دهند و یا درهای ابدیت را در بالا باز کنند.» (هورن)
ب. خداست که کمر مرا به قوّت… پاهایم را همچون پاهای آهو میسازد: داوود از طریق تجربه دریافته بود قوت خداوند به او داده شده است و همچنین به او مهارت استفاده از چنین قوتی نیز بخشیده شده است. این مهارت مانند مهارتی بود که آهو داشت و توسط آن میتوانست بدون هیچ تلاشی از روی بلندیها بپرد.
یک) داوود درمورد طریقی که خداوند به او کمک میکرد تا در جنگ پیروز شود، سرایید (همانطور که در دوم سموئیل ۸ اشاره شده است). خدا به او قوت بخشید و او را یاری کرد تا از بلندیها بگذرد و به مسیر امن قدم بگذارد (و راهم را کامل میگرداند. پاهایم را همچون پاهای آهو میسازد)، و آنقدر به او قوت بخشید که توانست کمان برنجین را خم کند و سپر پیروزی را به او بخشید. داوود بهعنوان یک جنگجو میدانست به چه چیزی نیاز دارد (قوت جسمانی و مهارت)، خدا به ما نیز آنچه نیاز داریم را میبخشد.
دو) کیدنر (Kidner) توضیح میدهد که کمان برنجین در حقیقت یک کمان چوبی بود که با فلز مقاومسازی شده بود.
ج. و دست راستت پشتیبان من بوده؛ فروتنی تو مرا بزرگ ساخته است: قوت و مهارت دست راست خدا، داوود را پشتیبانی کرد و فروتنی خدا، او را بزرگ ساخت.
یک) ما اغلب فکر نمیکنیم فروتنی خدا، شخصی را بزرگ کند. بهآسانی میتوان قدرت فروتنی خدا را دستکم گرفت و ما اغلب خواهان کار بهوضوح دیدنیتری از جانب خدا هستیم. با اینحال، داوود -این جنگجوی بزرگ- بزرگی را از فروتنی خدا دریافت کرد و به آن پاسخ داد.
دو) میتوان گفت فروتنی خدا دستکم در دو جنبه بود. این فروتنیای بود که خدا به داوود نشان داد و فروتنیای که داوود از خدا آموخت و به دیگران نشان داد. «از آنجایی که فروتنی خدا بود که به داوود اجازۀ موفقیت داد، این همان فروتنی بود که خدا به او آموخت و همین بزرگی حقیقی داوود بود.» (کیدنر)
سه) خدا فروتنی خود را در راههای مختلف به داوود نشان داد و حتی پس از پیروزی او بر شائول و گرفتن تخت پادشاهی، راههای بیشتری وجود داشت.
· فروتنی خدا برای داوود بزرگی محسوب شد آن هنگام که عضو منفور، حقیر و مطرود خانوادۀ خودش بود و نادیده گرفته میشد و در انزوا به مراقبت از گوسفندان میپرداخت.
· فروتنی خدا برای داوود بزرگی محسوب شد آن هنگام که شائول شروع به حسادت و نفرت نسبت به داوود کرد، و خدا او را تسلی داد.
· فروتنی خدا برای داوود بزرگی محسوب شد آن هنگام که دوستی همچون یوناتان به او داد.
· فروتنی خدا برای داوود بزرگی محسوب شد آن هنگام که از شائول فرار میکرد و خدا به او اجازه داد در خیمه از نان مقدس بخورد.
· فروتنی خدا برای داوود بزرگی محسوب شد آن هنگام که به ابیجایل درمورد نابال گفت و بدین وسیله داوود را از کشتار یک مرد خودخواه و خانوادهاش حفظ کرد.
· فروتنی خدا برای داوود بزرگی محسوب شد آن هنگام که دو بار به او این قدرت خودداری و اختیار را داد که جان شائول را نجات بخشد.
· فروتنی خدا برای داوود بزرگی محسوب شد آن هنگام که از او محافظت کرد آن هم وقتی که هنوز خودخواه بود مانند زمانی که در دادگاه در حضور حاکم فلسطینی مانند شخصی دیوانه رفتار کرد.
· فروتنی خدا برای داوود بزرگی محسوب شد آن هنگام که مانع شد از جانب فلسطینیان با شائول و اسرائیل وارد جنگ شود.
· فروتنی خدا برای داوود بزرگی محسوب شد آن هنگام که به او تسلی داد وقتی که همهچیز را در صقلغ از دست داد؛ جایی که داوود خود را در خداوند دلگرم کرد و پس از آن همهچیز بهبود یافت.
چهار) توجه داشته باشیم که این فروتنی خدا چه کاری انجام میدهد. فروتنی، داوود را بزرگ ساخت. میتوان گفت فروتنی خدا، هر ایمانداری را بزرگ میسازد، بیشتر از آنچه آنها اغلب تصورش را میکنند.
· در این دنیا، برخی افراد به دلیل تولد سلطنتی که داشتند، بزرگ در نظر گرفته میشوند؛ چه کسی میتواند بیشتر از دختر و پسر شاه شاهان، ادعا کند از کسانی که تولد سلطنتی دارند، بزرگتر است؟
· در این دنیا، برخی افراد به دلیل پیروزی در انتخابات، بزرگ در نظر گرفته میشوند؛ چه انتخاباتی بزرگتر از انتخاب شدن توسط خداست؟
· در این دنیا، برخی افراد به دلیل ثروتی که دارند، بزرگ در نظر گرفته میشوند؛ چه کسی ثروتی بیشتر از فرزندان و وارثان خدایی دارد که مالک همهچیز است؟
· در این دنیا، برخی افراد به دلیل پیروزیهایشان، بزرگ در نظر گرفته میشوند؛ چه کسی بیشتر از کسانی پیروزی به دست میآورد که با عیسی بزرگترین قهرمان، متحد شدند؟
· در این دنیا، برخی افراد به دلیل تأثیراتشان، بزرگ در نظر گرفته میشوند؛ چه کسی تأثیرگذارتر از فرزند خداست که میتواند با دعاهای پارسایانه و با ایمان، دستان خدا را به حرکت درآورد؟
· در این دنیا، برخی افراد به دلیل اکتشافاتشان، بزرگ در نظر گرفته میشوند؛ چه کسی اکتشافی بزرگتر از ذات خدای ابدی و ازلی کرده است؟
· در این دنیا، برخی افراد به دلیل تاریخشان، بزرگ در نظر گرفته میشوند؛ چه کسی میراثی بزرگتر از عضوی از بدن مسیح در طول اعصار و نسلها داشته است؟
· در این دنیا، برخی افراد به دلیل سرنوشتشان بزرگ در نظر گرفته میشوند؛ چه کسی سرنوشتی پرجلالتر و پرشکوهتر از وارثان جلال خدا دارند، آنان که میراث او هستند؟
۳. آیات (۳۷-۴۲) خدا به داوود پیروزی بر دشمنانش را میدهد.
دشمنانم را تعقیب کرده، به آنها میرسم،
و تا هلاک نشوند، بازنمیگردم.
چنان بر زمینشان میکوبم که یارای برخاستنشان نباشد،
و زیر پاهایم فرو میافتند.
تو کمر مرا برای جنگ به قوّت بستهای،
و آنان را که به ضد من برخیزند زیر پاهایم میافکنی.
گردنهای دشمنانم را تسلیم من کردهای
و نفرتکنندگانم را هلاک میسازم.
فریاد کمک برمیآورند اما فریادرسی نیست؛
از خداوند یاری میخواهند، اما اجابتشان نمیکند.
آنان را چون غباری بر باد، میسایم
و همچون گِلِ کوچهها بیرون میافکنم.
الف. دشمنانم را تعقیب کرده، به آنها میرسم: در اینجا داوود همۀ دشمنانش غیر از شائول را در نظر دارد. داوود میدانست بهعنوان پادشاه اسرائیل باید با دشمنانی در میان قومها روبرو شود و در اینجا پیروزیهایی که خدا در گذشته در برابر دشمنانش به او داده بود را جشن میگیرد.
ب. و تا هلاک نشوند، بازنمیگردم… گردنهای دشمنانم را تسلیم من کردهای: داوود همچون جنجگویی حقیقی جنگید و در زمین جنگ در پی آن بود که دشمنان اسرائیل را به تمامی نابود کند. او بهدرستی باور داشت که این پیروزیها در برابر دشمنان، از جانب خدا بوده است.
یک) «تو مرا به یک فاتح کامل تبدیل کردهای. پا نهادن بر گردن دشمن، پیروزیِ فاتح و نهایتِ خواری برای مغلوب بود.» (کلارک)
دو) «درباره داوود میتوانیم بگوییم، همانطور که یکی درباره ژولیوس سزار گفت، از زبان او میتوان دریافت که او سربازی برجسته بوده است؛ زیرا او با همان روحیهای مینوشت که میجنگید.» (ترپ)
۴. آیات (۴۳-۴۹) خداوند تخت پادشاهی داوود را بنا میکند.
تو مرا از ستیز مردمان خلاصی میبخشی،
و بر قومها سروَر میگردانی؛
مردمی که نمیشناختم، خدمتم میکنند!
به محض شنیدن صدایم، از من فرمان میبرند؛
بیگانگان در برابرم سر فرود میآورند.
بیگانگان روحیۀ خود را باختهاند،
و لرزان از قلعههای خود بیرون میآیند.
خداوند زنده است! متبارک باد صخرۀ من!
متعال باد خدای نجات من!
اوست خدایی که انتقام مرا میگیرد،
و قومها را زیر سلطۀ من میآورد،
و مرا از دشمنانم خلاصی میبخشد.
آری، تو مرا بر مخالفانم برتری بخشیدهای،
و از مرد خشونتکار رهاییام دادهای.
از این رو، خداوندا، تو را در میان قومها ستایش خواهم کرد،
و بهر نامت خواهم سرایید.
الف. تو مرا از ستیز مردمان خلاصی میبخشی: داوود میدانست نشستن بر تخت پادشاهی اسرائیل چیزی بیش از کنار زدن شائول بود. او با ستیز مردمان، آنانی که فوراً از داوود بهعنوان پادشاه اسرائیل حمایت نکردند، مواجه بود (دوم سموئیل ۲-۵).
ب. و بر قومها سروَر میگردانی؛ مردمی که نمیشناختم، خدمتم میکنند: داوود همچنین میدانست که خدا او را بلند خواهد کرد، نه تنها بهعنوان پادشاه اسرائیل بلکه بهعنوان قدرت منطقه که بر قومهای همسایه اقتدار داشت و مورد احترام آنان قرار میگرفت.
یک) اشعیا ۳:۵۵-۵ (و متون دیگر) به ما میگوید که این وعده در پادشاهی هزارۀ عیسیمسیح بسیار عظیمتر تحقق خواهد یافت، زمانی که داوود بر اسرائیل هزاره سلطنت خواهد کرد و در میان قومهای زمین برتری خواهد یافت.
دو) به محض شنیدن صدایم، از من فرمان میبرند: میتوان گفت مزمور ۴۴:۱۸ به ما میگوید چطور باید از عیسی اطاعت کنیم. این متن نه تنها درمورد تعهد شخص ایماندار سخن میگوید، بلکه همچنان شخص میتواند بلافاصله نزد عیسیمسیح آید، تبدیل شود و در عدالت خدا زندگی کند. هیچ دورۀ آزمایشی لازم نیست.
سه) «اگر هر کدام از شما تصور میکند که ایمان به مسیح شامل اطاعت کردن از او نمیباشد، اشتباه بزرگی مرتکب شده است. آنانی که در ایمان فریاد برمیآورند، اما اطاعت از او را بیارزش میدانند، بسیار اشتباه میکنند زیرا اطاعت، همان ایمان به شکلی دیگر است و از باور سرچشمه میگیرد.» (اسپرجن)
ج. خداوند زنده است! متبارک باد صخرۀ من!: همۀ اینها سبب شد داوود بیش از هر زمان دیگری خدا را محبت و تکریم کند. او خدا را برای کارهای عظیمی که انجام داده بود ستایش کرد. او حقیقتاً داوود را از مرد خشونتکار رهانید، بهویژه شائولِ قاتل که او را تعقیب میکرد.
یک) «اگر با این جمله که ‘خداوند صخرۀ من است‘ شروع میکنیم باید با جملۀ ‘متبارک باد صخرۀ من‘ نیز به پایان رسانیم.» (مکلارن)
د. از این رو، خداوندا، تو را در میان قومها ستایش خواهم کرد، و بهر نامت خواهم سرایید: در یک سطح، این ستایش داوود بود که برای نجات و امنیتش در میان پادشاهیهای همسایۀ خود، خدا را ستایش میکرد. در سطحی دیگر، همانطور پولس در رسالۀ رومیان ۸:۱5- ۱۲ نقلقول میکند که چهار نبوت نخست عهدعتیق بیان میدارد که کار عیسیمسیح نه تنها برای یهودیان، بلکه برای غیریهودیان نیز بود.
یک) «و بنابراین، داوود در اینجا فراتر از خود برده میشود، حتی تا نسل او تا ابد، چنانکه در مزمور ۵۰:۱۸ بیان شده است و این سخن را بهطور خاص در ارتباط با عیسیمسیح میگوید.» (پول)
دو) «در حالیکه ممکن است داوود فقط به گسترش شهرت یهوه به خارج از محدودۀ خود فکر کرده باشد، اما کلمات او در مفهوم کامل، مسح شدۀ خدا (مزمور ۵۰:۱۸) و در نهایت مسیح را به تصویر میکشد و او را در میان -در مشارکت با- پرستندگان غیریهودی ستایش میکند.» (کیدنر)
سه) «در اینجا تشویق میشویم که به کل مزمور و به مفاهیم مسیحایی نگاهی بیندازیم.» (بویس) میتوان بسیاری از تصاویر عیسی و کار او را در این مزمور دید:
· مزمور ۱:۱۸-۶ مرگ او را نشان میدهد (بندهای مرگ مرا فرو پیچیده بود… بندهای هاویه به دورم تنیده بود و دامهای مرگ رویارویم بود).
· مزمور ۷:۱۸-۱۸ رستاخیز او را نشان میدهد (آنگاه زمین متزلزل شد و به جنبش درآمد، بنیان کوهها بلرزید و مرتعش گشت… از اعلی دست فرو آورده، مرا برگرفت و از آبهای بسیار بیرونم کشید؛ و مرا از دشمن زورآورم رهانید).
· مزمور ۱۹:۱۸-۲۷ تجلی او را نشان میدهد (زیرا که راههای خداوند را نگاه داشتهام… در حضورش بری از هر عیب بودهام… بنابراین خداوند فراخور پارساییام مرا پاداش داده است).
· مزمور ۲۸:۱۸-۴۲ پیروزی او را نشان میدهد (به یاری تو بر سپاهیان یورش میبرم… دشمنانم را تعقیب کرده به آنها میرسم). عیسی به اندازۀ کافی قدرتمند بود که به دنبال سپاهیان برود و بر آنها پیروز شود. دشمنان عیسی قدرتمند و آموزش دیده بودند؛ با اینحال، مسیح با آنها مقابله کرد و آنان را شکست داد. عیسی بهقدر کافی قدرتمند بود که بر فراز دیوارها بپرد: دیوار شریعت مقدس خدا که ما را از او جدا میکرد. او آن دیوار را خراب نکرد، بلکه با زندگی مقدس خود از روی آن پرید و از جانب ما شریعت را به انجام رسانید.
· مزمور ۴۳:۱۸-۵۰ پادشاهی او را نشان میدهد (و بر قومها سرور میگردانی… بیگانگان در برابرم سر فرود میآورند… و قومها را زیر سلطۀ من میآورد… تو را در میان قومها ستایش خواهم کرد).
چهار) در حالیکه ذکر مزمور ۴۹:۱۸ در رومیان ۹:۱۵ نشان میدهد که در اینجا روحالقدس درمورد عیسی و کار او صحبت میکند، برای خود داوود نیز کاربرد خاصی دارد. «مفهومی وجود دارد که بهطور خاص درمورد داوود بهکار میرود، تئودورت (Theodoret) آن را بهخوبی درک کرد و گفت: ‘ما آشکارا تحقق این پیشگویی را میبینیم. زیرا حتی تا به امروز، داوود با زبان ایمانداران حقیقی خداوند را در میان قومها ستایش میکند. هیچ شهر، روستا، منطقه، کشور و حتی بیابانی وجود ندارد که مسیحیان در آن ساکن باشند و با خواندن مزامیر داوود خدا را ستایش نکنند.‘» (کلارک)
۵. آیه (۵۰) خداوند پادشاه مسح شدۀ خود را برکت میدهد.
او به پادشاه خود پیروزیهای بزرگ میبخشد،
و مسیح خود را محبت میکند،
داوود و نسل او را، تا به ابد.
الف. او به پادشاه خود پیروزیهای بزرگ میبخشد: داوود توانست با اطمینان بیان کند که نه تنها خدا او را رهایی خواهد بخشید، بلکه بسیار مهمتر اینکه او پادشاه خواهد بود. داوود از آنجا این را میدانست که تمام تلاش خود را کرده بود تا مطمئن شود تخت پادشاهی را تصرف یا غصب نمیکند. او اجازه داد خدا آن را به وقتش به او بدهد.. بنابراین، داوود این برکت را داشت که بداند او پادشاه خداست، و پادشاهی او با تلاش خودش نیست.
ب. و مسیح خود را محبت میکند: شاید داوود به گذشته و حدود ۲۰ سال پیش فکر کرد، زمانی که اولین بار برای پادشاهی مسح شده بود و اکنون زمان آن فرارسیده است. این سفری طولانی، اما مهم بود بین زمانی که مسح شد و زمانی که پادشاهی را دریافت کرد.
ج. داوود و نسل او را، تا به ابد: در اینجا داوود با شهود و با ایمان چیزی را درک کرد که تا بعد بهطور خاص به او وعده داده نشد. وعده این بود که داوود (و نه شائول) سلطنت موروثی را در اسرائیل آغاز خواهد کرد و نسل او نیز بر تخت اسرائیل خواهند نشست. این وعدۀ ایجاد خاندانی برای داوود بود که خدا آن را در دوم سموئیل ۱:۷-۱۷ داده بود.
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.