فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!
مزمور 69 – نجات یافته از آبهای عمیق
عنوان این مزمور چنین است: برای سالار سرایندگان: در مایۀ «سوسنها». مزمور داوود.
مانند مزمور ۴۵، این مزمور نیز در مایۀ «سوسنها» تنظیم شده است. این عبارت ممکن است به زیبایی کلی اثر، به ملودی آن، یا حتی به ساز ششتاری معروف به «شوشانیم» اشاره داشته باشد (که ترجمهٔ تحتاللفظی واژهٔ عبری است).
« شاید در هیچ مزموری در سراسر کتاب مزامیر، احساس غم به این اندازه عمیق و پرشور نباشد. روح خواننده بیهیچ بازداری، خود را در برابر اندوهی طاقتفرسا و هولناک فرو میریزد.» (جی. کمپبل مورگان)
غرق شدن در مخالفت.
1. آیات (1-3) غرق شدن در سیلی از دردسرها.
خدایا نجاتم ده،
زیرا آبها تا به گردنم برآمده است.
در لجنزارِ ژرف فرو رفتهام،
جایی که نتوان ایستاد.
به آبهای ژرف درآمدهام
و سیلابها مرا در خود گرفتهاند.
از فریاد خود خسته شدهام؛
گلویم خشک شده
و چشمانم از انتظار برای خدایم تار گشته است.
الف. خدایا نجاتم ده: داوود بارها در زندگیاش لحظاتی داشت که به این دعا نیازمند بود. او احساس میکرد در حال غرق شدن است (آبها تا به گردنم برآمده است). قرنها بعد، پسر داوود صدای فریاد شاگردی که در حال غرق شدن بود را شنید که گفت: «نجاتم ده!» (متی 30:14)
یک) گاهی احساس میکنیم همهچیز یکباره بر سرمان آوار میشود، گویی در سیلی خروشان غرق میشویم. گاهی دیگر، این حس شبیه بالا آمدن آرام و تدریجی آب است، تا جایی که کاملاً در آن غرق میشویم. هر کدام از این تجربهها، نوع خاصی از ترس و رنج را با خود دارد.
ب. در لجنزارِ ژرف فرو رفتهام: در مزامیر دیگر، داوود از اینکه بر روی صخرهای قرار گرفته شادی میکند (مزمور 2:40). اما اینجا در موقعیتی کاملاً برعکس است، در لجنزار فرو رفته، جایی که امکان ایستادن در آن وجود نداشت.
یک) میتوان عیسی را مجسم کرد که در لجنزارِ ژرف گناه و محکومیت انسانها فرو میرود، و بهراستی به آبهای ژرف میآید، آنجا که سیلابها از سر میگذرند. جای تعجب نیست که پیش از رفتن به صلیب، دربارهٔ او گفته شد: «و اندوهگین و مضطرب شده» (متی 37:26).
دو) اسپرجِن چند نوع از لجنزارِهای ژرف را که ایماندار ممکن است در آنها فرو برود، اینگونه توصیف میکند:
· لجنزارِ ژرف بیاعتقادی.
· لجنزارِ ژرف آزمایش و سختی.
· لجنزارِ ژرف فساد باطنی.
· لجنزارِ ژرف وسوسه و سرکوب از سوی شیطان.
ج. از فریاد خود خسته شدهام: داوود از شدت گریه و فریادهایی که برای نجات به حضور خدا میآورد، کاملاً فرسوده و خسته شده بود.
یک) گلویم خشک شده: «ما، و این واقعاً جای نگرانی دارد، بیشتر احتمال دارد که از پرحرفیهای بیهوده با مردم صدایمان بگیرد، تا از استغاثه و دعا با خدا.» (اسپرجن)
2. آیۀ (4) مشکل توصیف شد.
آنان که بیسبب از من نفرت دارند،
از شمار موهای سرم افزونترند.
بسیارند کسانی که قصد نابودیام دارند،
دشمنانم که بر من تهمت ناروا میزنند.
آنچه را که ندزدیدهام
آیا باید اکنون بازگردانم؟
الف. آنان که بیسبب از من نفرت دارند، از شمار موهای سرم افزونترند: در اینجا توصیف مشکلات واقعیای آغاز میشود که داوود پیشتر با زبان شاعرانه بیان کرده بود. او زیر فشار سنگینی زندگی میکرد، چرا که میدانست افراد زیادی بیسبب از او نفرت دارند.
یک) «هیچ چیز را نمیتوان از رنجهای عجیب و غیرقابلتوضیحی که از وفاداری به خدا و غیرت برای جلال او ناشی میشود، طاقتفرساتر تصور کرد. سرزنشی که انسان مستحق آن نیست، عمیقترین اندوه ممکن برای روحی حساس است.» (مورگان)
دو) برای ما سخت است که باور کنیم مردی تا این حد نیکو و خداشناس مانند داوود، اینچنین مورد نفرت قرار گیرد. اما این، طبیعت بشر است -و این نفرت بیسبب، بهگونهای حتی شدیدتر، متوجه عیسی مسیح شد، پسر ارشد داوود بود.
سه) عیسی شب پیش از صلیب، زمانی که با شاگردان خود سخن میگفت، بهطور مشخص به مزمور 4:69 اشاره کرد. او گفت: «اینگونه کلامی که در تورات خودشان آمده است به حقیقت میپیوندد که: ‘بیسبب از من نفرت داشتند.‘» (یوحنا 25:15)
چهار) «در میان صدوقیان و فریسیان، کاهنان و لاویان، اشخاصی بودند که از او نفرت داشتند. علت آن چندان دور از ذهن نبود. تا وقتی که او آمد و در کنارشان ایستاد، آنها به نظر مردان خوبی میرسیدند… آنها آزادانه از او نفرت داشتند؛ بیسبب از او نفرت داشتند. تنها دلیل، در دلهای شرورشان بود.» (بارنهاوس، به نقل از بویس)
ب. بسیارند کسانی که قصد نابودیام دارند: در میان بسیاری از کسانی که از داوود نفرت داشتند، برخی از نفرت صرف فراتر رفتند و به تلاشهای فعالانه برای نابودی او روی آوردند. آنانی که برای نابودی داوود کمر بسته بودند، نیرومند بودند؛ آنقدر که میتوانستند این کار را به انجام برسانند.
یک) «دلِ دردمند، در بیان سنگینی بار خود، اندکی آرامش مییابد؛ و دلِ دیندار، در لحظهای که با خدا در میان میگذارد چقدر به یاریاش نیاز دارد، طعمی از آن کمکِ آرزوشده را پیشاپیش میچشد.» (مکلارن)
ج. آنچه را که ندزدیدهام آیا باید اکنون بازگردانم: بیعدالتیِ بنیادینی که در رنجهای داوود وجود داشت، حس یأس او را شدیدتر میکرد.
یک) «با آنکه بیگناه بود، چون گناهکار با او رفتار شد. هرچند داوود هیچ نقشی در دسیسهها علیه شائول نداشت، اما باز هم مسئول آنها دانسته شد.» (اسپرجن)
دو) داوود تنها بهطور ناقص میتوانست بگوید، آنچه را که ندزدیدهام، اما پسر ارشد او، این را به شکلی شگفتانگیز و کامل میتوانست بگوید. شیطان خواست آنچه از آنِ او نبود را تصاحب کند -جلال و حرمت خدا را در آسمان. آدم، میوهای را گرفت که به او تعلق نداشت. موسی جان یک سرکارگر مصری را گرفت که مجاز به آن نبود. داوود بتشِبع را به بستر خود برد، که از آنِ او نبود. اما عیسی، آنچه را بهحق از آنِ خود بود، نپذیرفت؛ او برابر بودن با خدا را غنیمت نشمرد، بلکه از امتیازات الهی خود چشم پوشید (فیلیپیان 6:2)، و بهخاطر همین، انسانها او را محکوم کردند: «او باید بمیرد، زیرا ادعا میکند پسر خداست.» (یوحنا 7:19)
3. آیات (5-12) زیستن در سایۀ نارضایتی و سرزنش همیشگی انسانها.
خدایا تو حماقت مرا میدانی؛
تقصیرات من از تو پنهان نیست.
ای خداوندگار، خداوندِ لشکرها،
آنان که بر تو امید بستهاند به سبب من شرمنده نشوند.
ای خدای اسرائیل،
جویندگان تو به سبب من رسوا نگردند.
زیرا بهخاطر توست که اهانت را بر خود هموار کردهام
و رخسارم از شرم پوشیده شده است.
در چشم برادرانم بیگانه گشتهام
و در نظر پسران مادرم، اجنبی مینمایم؛
زیرا غیرت برای خانۀ تو مرا سوزانده است
و توهینهای اهانتکنندگانِ تو بر من فرو افتاده.
آنگاه که اشک ریخته، روزه داشتهام،
بر من اهانت رفته است.
آنگاه که پلاس را جامۀ خود ساختهام،
نزد ایشان ضربالمثل شدهام.
موضوع گفتگوی دروازهنشینانم
و ترانۀ میگساران گشتهام.
الف. تو حماقت مرا میدانی؛ تقصیرات من از تو پنهان نیست: در بسیاری از مزامیر، داوود بیگناهی خود را در مقایسه با دشمنانش اعلام میکرد. اما در مزمور ۶۹، داوود به گناه و ضعفهای خود اعتراف میکند و به فیض خدا پناه میبرد.
یک) «منظور داوود از ‘حماقت‘ گناهان کوچکتری است که از روی نادانی یا بیتوجهی انجام میشوند، و منظور او از ‘گناهان‘، خطاهایی با ماهیتی شدیدتر و سنگینتر است.» (پول)
دو) تقصیرات من از تو پنهان نیست: «اعتراف کردن باید برای ما آسان باشد، وقتی اطمینان داریم که همه چیز از پیش نزد خدا معلوم است.» (اسپرجن)
سه) تقصیرات من از تو پنهان نیست: ما میتوانیم این بخش را از نظر روحانی به عیسی مسیح نسبت دهیم، و به ذات عمومی تحقیر او بر روی صلیب توجه کنیم. او بر صلیب میخکوب شد، احتمالاً بدون هیچ لباسی و در برابر دیدگان مردمی که او را مسخره میکردند. عیسی، کاری عظیم را بر روی صلیب به انجام رساند، کاری که هیچچیزِ آن پنهان نبود. او گناهی از خود نداشت که بر دوش بکشد، اما برداشتن تقصیرات ما نه از دید خدا پنهان ماند و نه از دید انسانها.
ب. جویندگان تو به سبب من رسوا نگردند: داوود تنها نگران تأثیر این شرایط بر خودش نبود، بلکه بیش از آن نگران تأثیری بود که ممکن بود بر قوم خدا بگذارد. برای او، این فکر که مبادا باعث شرمساری کسانی شود که خدا را میطلبند، بسیار دردناک بود.
یک) «او بیم داشت که مبادا دیگران، جانهای مؤمن و وفادار، بهخاطر دیدن رنجهای او، از ایمان بازگردند و بهخاطر آن شرمسار شوند.» (مورگان)
دو) «این باید دعای هر مسیحی باشد، بهویژه اگر خادم انجیل باشد، که رنجهایش در دنیا موجب لغزش یا آزردگی برادران یا کلیسا نشود.» (هورن)
سه) ای خداوندگار، خداوندِ لشکرها: «این عبارت شامل سه عنوان برای خداوند است. او خدای جهان [خداوندگار، ادونای]، خدای عهد [خداوند، یهوه] و جنگاور آسمانی [خدای لشکرها، صبایوت] است.» (وَنجمِرِن)
ج. رخسارم از شرم پوشیده شده است: علاوه بر مشکلات دیگری که ناشی از گناه داوود بود، او همچنین باید با روابط آسیبدیدهاش با برادرانش نیز روبرو میشد.
یک) «اگر این بیمیلی و دوری برادرانش او را آزار نمیداد، هرگز از آن شکایت نمیکرد. این درد نمیبود مگر اینکه او علاقه و محبت ویژهای نسبت به آنها احساس میکرد.» (ماسکیولِس، به نقل از اسپرجن)
دو) چه عجیب بود که برادران خود عیسی او را رد کردند و همچون غریبه با او رفتار کردند (یوحنا 5:7، مرقس 21:3). اگر کسی باید تا پای جان کنار او میایستاد و از او دفاع میکرد، آنها قطعاً برادران خودش بودند.
د. زیرا غیرت برای خانۀ تو مرا سوزانده است و توهینهای اهانتکنندگانِ تو بر من فرو افتاده: گناه داوود تنها علت مشکلات او نبود. او همچنین به دلیل غیرت نسبت به خدا و خانۀ او رد شد و مورد ناسزا قرار گرفت.
یک) غیرت داوود نسبت به خانۀ خدا در آرزویش برای ساختن معبدی برای خدا بهوضوح آشکار بود (دوم سموئیل 1:7-3) و در آمادگی دقیق و کوششی که برای معبد انجام داد، معبدی که پسرش سلیمان واقعاً آن را خواهد ساخت (اول تواریخ ۱:۲۲-۵).
دو) وقتی عیسی در آغاز خدمت خود، صرافان را از حیاط معبد بیرون راند، شاگردانش این آیه از مزمور 9:69 را به یاد آوردند (یوحنا 17:2).
سه) «‘مرا میبلعد‘؛ لطافت طبیعی و نیروهای حیاتیام را که اغلب بهوسیلۀ غم، خشم، و عشق و اشتیاق شدید تحلیل میروند، گرفته است؛ و این احساسات همانهایی هستند که غیرت را میسازند.» (پول)
چهار) «برخی از انسانها با شهوت، برخی با طمع و دستۀ سوم با غرور بلعیده میشوند، اما اشتیاق اصلی رهبر بزرگ ما، جلال خدا، غیرت برای نامش و محبت به خانوادۀ آسمانی بود.» (اسپرجن)
ه. توهینهای اهانتکنندگانِ تو بر من فرو افتاده: داوود خوشحال بود که خود را با خدا یکی بداند و این را افتخار میشمرد که نارضایتی کسانی را تحمل کند که از یهوه ناخشنود بودند.
یک) پولس رسول در رومیان 3:15 به مزمور 9:69 اشاره کرده است و دربارۀ ذات فداکارانۀ عیسی سخن گفته است: «از آنرو که حتی مسیح نیز در پی خشنودی خود نبود؛ همانگونه که نوشته شده است: توهینهای اهانتکنندگانِ تو بر من فرو افتاده.»
و. آنگاه که اشک ریخته، روزه داشتهام، بر من اهانت رفته است: داوود بهخاطر حماقت و معصیتهایش طرد شد (مزمور 5:69). اما وقتی توبه کرد، قوم از آن نیز ناخشنود شدند.
یک) آنگاه که پلاس را جامۀ خود ساختهام: «این یک رسم در روزههای رسمی میان مردمان شرق بود؛ گویی که فکر میکردند زبرترین لباسها هم برایشان خیلی خوب است و اگر شرم نبود، کاملاً برهنه میگشتند.» (ترپ)
دو) نزد ایشان ضربالمثل شدهام: ذهنیت این است که به ضربالمثل یا برچسب بدل شود. در دنیای ما این یک استراتژی آگاهانه است؛ به این صورت که مردم را صرفاً با یک برچسب کنار میگذارند تا مجبور نباشند دربارۀ ایدههایشان فکر کنند یا با آنها درگیر شوند. ایمانداران امین امروز نیز این تلخی را تجربه میکنند. آنها بهخاطر ایمانشان بهعنوان دیوانگان مذهبی، بنیادگرایان، رادیکالها و آدمهای متنفر به سخره گرفته میشوند.
ز. موضوع گفتگوی دروازهنشینانم و ترانۀ میگساران گشتهام: داوود هدف تمسخر و نارضایتی تقریباً همه شد، از رهبران شهر گرفته تا مستهای خیابانی.
یک) «از میگساران؛ از بی سروپایانِ قوم؛ از همه افراد هرزه و فاسد. بدین ترتیب، هم بزرگان و هم پستها علیه او توطئه کردند.» (ترپ)
دو) «تا به امروز میخانهها خیمه خدا را مورد تمسخر قرار میدهند و صندلی میخانه جایگاه هتاکان و تمسخرکنندگان است.» (اسپرجن)
سه) کاهن اعظم و دزد روی صلیب هر دو به عیسی ناسزا گفتند.
دعا برای نجات.
1. آیات (13-15) استغاثه به خدا.
و اما من، خداوندا، در زمان لطف تو،
به درگاهت دعا خواهم کرد؛
در کثرت محبت خود، خدایا،
و در امانت نجاتبخش خود،
اجابتم فرما.
مرا از لجنزار خلاصی ده،
تا فرو نروم.
بگذار از چنگ نفرتکنندگانم بِرَهَم
و از ژرفابها رهایی یابم.
مگذار سیلابها مرا در خود گیرند،
یا ژرفناها مرا فرو بلعند،
یا گودال دهان بر من فرو بندد!
الف. و اما من، خداوندا، به درگاهت دعا خواهم کرد: با این همه نارضایتی و مخالفت مداوم انسانها، داوود بهطور ذاتی و با حکمت به سوی خدا روی آورد. او خدا را جستوجو میکرد و دعاهایش را به یکتایی میفرستاد که که در کثرت محبتش دعایش را میشنید.
یک) در زمان لطف تو: «زمانی بود که از سوی انسانها رد شده بود، اما نزد خدا پذیرفته شده بود. گناه بر زمین حکومت میکرد، اما فیض در آسمان فرمانروایی داشت.» (اسپرجن)
ب. مگذار سیلابها مرا در خود گیرند: با تکرار شاعرانه، داوود دوباره به تصویر خود که در حال غرق شدن است بازمیگردد و از خدا میخواهد که او را از دست نفرتکنندگانش نجات دهد.
2. آیات (16-18) تقاضا برای نجاتی سریع.
خداوندا، اجابتم فرما، زیرا محبت تو نیکوست؛
بر حسب کثرت رحمت خود، روی بهجانبم بگردان.
روی خود از خدمتگزار خود مپوشان،
بهزودی اجابتم فرما، زیرا در تنگی هستم.
بهجانم نزدیک آمده، آن را بازخرید کن،
به سبب دشمنانم مرا فدیه نما.
الف. خداوندا، اجابتم فرما، زیرا محبت تو نیکوست: داوود بار دیگر با استناد به محبت وفادارانۀ خدا (محبت، hesed)، از او درخواست کرد که کثرت رحمت خود را شامل حالش کند.
ب. روی خود از خدمتگزار خود مپوشان زیرا در تنگی هستم: با معرفی خود بهعنوان خدمتگزار خدا و انسانی در سختی، داوود امیدوار بود که به شفقت خدا دست یابد.
3. آیات (19-21) استغاثه برای شفقت.
تو اهانتی را که بر من میرود میدانی،
و شرمساری و رسوایی مرا؛
همۀ خصمانم در نظر تواند.
اهانت، دل مرا شکسته است،
و درمانده گشتهام.
انتظار ترحم داشتم، و نیافتم،
تسلیدهندهای جُستم، و یافت نشد.
بهجای خوراک، مرا زرداب دادند
و چون تشنه بودم، سرکهام نوشانیدند.
الف. تو اهانتی را که بر من میرود میدانی، و شرمساری و رسوایی مرا: استغاثه برای شفقت خدا ادامه پیدا کرد، بهخصوص به این دلیل که داوود در وفاداری خود به خدا ملامتهای زیادی را تحمل کرد (مزمور 9:69 قسمت دوم).
یک) آدام کلارک در باب مزمور 19:69-20 چنین نوشت «این بخش یکی از تأثیرگذارترین درخواستهایی است که تاکنون برای جلب رحمت و شفقت مطرح شده است. زبان بهکاررفته در این دو آیه بیهمتاست؛ و مضمون آن چنان کامل است که هیچ تفسیری نمیتوانم ارائه دهم که از اثر آن نکاهد.» (کلارک)
دو) همۀ خصمانم در نظر تواند: اسپرجِن این کلمات را در دل عیسی در رنج عظیمش چنین به تصویر کشید: « تمام آن جمعیت فاسد و پرهیاهو اکنون در برابر چشمان تو حاضرند: یهودا و خیانتش؛ هیرودس و حیلهگریاش؛ قیافا و مشورتش؛ پیلاتس و تردیدش؛ یهودیان، کاهنان، مردم، حاکمان، همه را میبینی و داوری خواهی کرد.» (اسپرجن)
ب. تسلیدهندهای جُستم، و یافت نشد: داوود از خدا طلب یاری کرد زیرا که تسلیدهندهای نبود تا او را کمک کند.
ج. بهجای خوراک، مرا زرداب دادند و چون تشنه بودم، سرکهام نوشانیدند: داوود به جای یاری، از دشمنانش بیرحمی دریافت کرد. آنها به او چیزهای تلخ برای خوردن دادند (بهجای خوراک، زرداب) و سرکۀ ترش به او نوشانیدند.
یک) «زرداب، یا سم یا علفهای سمی [شوکران]، هوشع 4:10.» (پول)
دو) «چنین است تسلّایی که جهان اغلب به جانهای رنجدیده و تنها تقدیم میکند.» (هورن) ما در جایگاه ایمانداران باید بهویژه مراقب باشیم که در این زمینه مانند جهان نباشیم، و رنج کسانی را که از پیش درهمشکسته و فرو افتادهاند، بیشتر نکنیم.
سه) این آیه نیز از مزمور ۶۹ یکی دیگر از آیاتی است که در عهد جدید به آن اشاره شده، بهویژه در ارتباط با مصائبِ عیسی. بر روی صلیب به او سرکه دادند تا بنوشد. این واقعه در متی 34:27 توصیف شده است؛ و یوحنا 28:19-29 آن را حتی واضحتر بیان میکند، جایی که یوحنا اضافه میکند که این کار جهت تحقق کتبمقدّس انجام شد.
چهار) «آنچه به داوود به صورت استعاره داده شد، به عیسی بهطور واقعی عرضه شد، طبق متی 34:27، 48، جایی که واژههای یونانی ‘زرداب‘ و ‘سرکه‘ همان کلماتی هستند که در اینجا در نسخه هفتادتنان [LXX] بهکار رفتهاند.» (کیدنر)
4. آیات (22-28) تقاضا برای ناکامیِ دشمنانش.
باشد که سفرۀ ایشان، پیش رویشان، دامی گردد
و چون در صلح و صفا به سر میبرند، تله باشد.
چشمانشان تار گردد تا نتوانند ببینند
و کمرهایشان همواره لرزان باشد.
خشم خود را بر ایشان فرو ریز،
آتش غَضَبت به ایشان برسد.
منزلگاه ایشان متروک گردد،
و در خیمههایشان کسی ساکن نشود.
زیرا بر کسی که تو زدهای، آزار روا میدارند
و دردهای مجروحان تو را بازمیگویند.
تقصیر بر تقصیرشان بیفزا،
از تبرئۀ تو بینصیب مانند.
از دفتر زندگان محو گردند،
در زمرۀ پارسایان نیایند.
الف. باشد که سفرۀ ایشان، پیش رویشان، دامی گردد و چون در صلح و صفا به سر میبرند، تله باشد: داوود در برابر تحقیر کسانی که راحت نشسته بودند و او در رنج و اندوه بود، درد میکشید. او دعا کرد که آسایش آنها به دام و تلهای برایشان بدل شود.
یک) در قسمتی از مزمور 22:69-28، دشوار است که بدانیم داوود منظورش این بوده که «این همان چیزی است که من میخواهم خدا بر سرشان بیاورد» یا «این همان چیزی است که میدانم خدا بر سرشان خواهد آورد.» در هر صورت، نکته واضح است. «او ده بلای خداوند یا آثار خشم الهی را بهخاطر شرارتشان بر سرشان نازل میکند.» (دیکسون، به نقل از اسپرجن)
دو) «سفرۀ ایشان به صورت استعاری نمایانگر رفاهشان و فراوانی همه چیز است. این سفره نماد آرامش و امنیت است، همانطور که در مزمور 5:33؛ ایوب 16:36. آمده است.» (ونما، به نقل از اسپرجن)
سه) این خطری که در مزمور ۲۳-۲۲:۶۹ برای کسانی که مردی موافق دل خدا را رد کردند وصف شده است، توسط پولس رسول در رومیان ۱۰-۹:۱۱ نقل شده و بهعنوان مجازاتی برای کسانی از قوم خودش که عیسی را رد کردند، بهکار رفته است.
ب. چشمانشان تار گردد تا نتوانند ببینند: دشمنان داوود هنگامی که به او نگاه میکردند دیدشان تار شده بود؛ او دعا کرد که این تاری به نابینایی دائمی تبدیل شود.
ج. خشم خود را بر ایشان فرو ریز: داوود از خدا خواست تا مجموعهای از نفرینها را بر دشمنانش جاری سازد و در پایان آرزو کرد که نامشان از دفتر زندگان محو گردد، در زمرۀ پارسایان نیایند.
یک) منزلگاه ایشان متروک گردد: این آیه دو بار در عهدجدید به آن اشاره شده است. عیسی آن را با تأسف درباره اورشلیم نقل کرد (متی 38:23) و پطرس آن را برای توصیف ویرانی یهودا به کار برد (اعمال رسولان 20:1).
دو) تقصیر بر تقصیرشان بیفزا: «یک گناه را با گناهی دیگر مجازات کن (با واگذاریِ آنان به احساسات تباه و سختی غیرقابل علاج)، و بر آنان بهخاطر معصیتشان بلا افکن. همان کلمه عبری هم به معنای گناه است و هم مجازات؛ این دو با زنجیرهایی از فولاد سخت به هم بسته شدهاند.» (ترپ)
سه) از دفتر زندگان محو گردند: «اما پاککردن نامها از آنجا تنها به معنای کشتن نیست، بلکه به معنای طرد شدن از اجتماع قوم و در نتیجه محروم شدن از تمامی امتیازات قوم خداست.» (مکلارن)
چهار) اکثر افراد تفاوتی آشکار بین این دعاهای سخت داوود و رویکردی که در عهدجدید درباره دشمنان به شکل محبتآمیزتر آموزش داده شده، میبینند. «اما همین کنار هم قرار گرفتن نفرینهای داوود بر شکنجهگرانش و دعاهای عیسی برای دشمنانش، شکاف عمیقی را بین نمونه و نمونۀ مقابل، و بهواقع بین نگرشهای پذیرفتهشده در میان پارسایان عهدعتیق و عهدجدید نشان میدهد.» (کیدنر)
پنج) رویکرد محبتآمیزتر اغلب در بخشش عظیمی که عیسی حتی برای کسانی که او را بر صلیب میکوبیدند نشان داد، مثال زده میشود. اما جی. کمپبل مورگان تحلیلی تا حدی متفاوت داشت. «او گفت: پدر، آنان را ببخش، زیرا که نمیدانند چه میکنند. این دعایی بود که از آزادی او از هرگونه کینهتوزی شخصی الهام گرفته شده بود. نه در آن دعا و نه در هیچ یک از تعلیماتش نمیتوان کلمهای از تسامح نسبت به کسانی یافت که با علم به شر بودن، به شرارت دست میزنند.» (مورگان)
5. آیات (29-33) والا ساختن شخص تهیدست و فروتن.
و اما من، ستمدیده و دردمندم؛
نجات تو، خدایا، مرا محافظت کند.
نام خدا را با سرودها خواهم ستود،
و با شکرگزاری بزرگش خواهم داشت.
این خدا را بیشتر پسند آید،
تا گاو و گوسالهای که شاخ و سُم دارد.
مسکینان چون این را بینند، شادمان خواهند شد؛
باشد که دلهای شما، ای جویندگان خدا، زنده گردد.
خداوند نیازمندان را اجابت میفرماید،
و قوم اسیر خود را حقیر نمیشمارد.
الف. نجات تو، خدایا، مرا محافظت کند: داوود تنها برای سقوط دشمنانش دعا نکرد؛ بلکه از خدا خواست تا او را از غرق شدن در باتلاق مردان کینهتوز نجات دهد و او را محافظت کند.
یک) من، ستمدیده و دردمندم: بهطور لفظی، «من درهمشکسته و پر از درد و اندوه هستم.» از همین روست که دعا میکند: نجات تو، خدایا، مرا محافظت کند! ستم بر من چیره شده است؛ اما نجات تو مرا محافظت خواهد کرد!» (کلارک)
ب. نام خدا را با سرودها خواهم ستود: با افزایش اطمینان، مزمورنویس عهد بست که خدا را برای نجاتش ستایش و تجلیل کند. این ستایش خالص و صادقانه، بیشتر از قربانی حیوانی خدا را گرامی میداشت.
یک) که شاخ و سُم دارد: «بر اساس شریعت، گاو نر زمانی برای قربانی آماده بود که شروع به درآوردن ‘شاخها‘ و ‘سمهایش‘ میکرد.» (هورن)
ج. باشد که دلهای شما، ای جویندگان خدا، زنده گردد: آزمون مزمورنویس عبث نخواهد بود. او مبدل به عبرتی برای سایرینی خواهد شد که جویندگان خدا هستند و به آنان نشان میدهد که به چه شکل دلهایشان زنده خواهد گشت.
6. آیات (34-36) نتیجۀ فاتحانه.
آسمان و زمین او را بستایند،
دریاها نیز، و هر جنبندهای که در آنهاست.
زیرا خدا صَهیون را نجات خواهد داد،
و شهرهای یهودا را از نو خواهد ساخت؛
و ایشان در آن ساکن خواهند شد
و آن را به تصرف در خواهند آورد.
نسل خادمانش آن را به میراث خواهند برد،
و دوستداران نام او در آن ساکن خواهند شد.
الف. آسمان و زمین او را بستایند: با اینکه این مزمور از عمق ناامیدی آغاز میشود، در پایان به اوج ستایش میرسد. آسمان و زمین برای دادن ستایشی که خداوند سزاوار آن است، کافی نیستند. دریاها نیز، و هر جنبندهای که در آنهاست او را تمجید خواهند کرد.
ب. زیرا خدا صَهیون را نجات خواهد داد، و شهرهای یهودا را از نو خواهد ساخت: دیدگاه فراتر از مشکلات یک فرد به بلندیها برده شده است. اکنون داوود برای برکت اورشلیم و یهودا دعا میکند، تا در آن ساکن شوند و آن را به تصرف درآورند.
یک) برخی معتقدند که ذکر مشخص شهرهای یهودا و عدم اشاره به کل اسرائیل نشان میدهد این مزمور، یا این بخش از آن، باید مربوط به دوران پادشاهی تقسیمشده یا تبعید بابل باشد. اما این ضرورت ندارد. اولاً، غیرعادی نیست که داوود توجه ویژهای به سرزمین قبیله خودش، یهودا، داشته باشد. دوم اینکه ممکن است این مزمور در همان هفت سال و شش ماهی نوشته شده باشد که داوود فقط پادشاه یهودا بود، پیش از آنکه بر یازده قبیله دیگر حکومت کند (دوم سموئیل 1:2-11).
ج. دوستداران نام او در آن ساکن خواهند شد: تحقیر شده توسط دشمنانش، داوود میدانست که او و دیگرانی که دوستداران نام خدا بودند، آن را به میراث خواهند برد و در آن ساکن خواهند شد.