فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!
مزمور 80 – اِحیایِ اسرائیل، گوسفندان و تاکستان خداوند
این مزمور با این عنوان آغاز میشود: برای سالار سرایندگان: در مایۀ «سوسنها». شهادت. مزمور آساف. همچون مزامیر 45، 60 و 69، این مزمور در مایۀ «سوسنها» است. این عبارت ممکن است به زیبایی کلی سرود اشاره داشته باشد، یا نام نغمهای باشد که مزمور بر آن اجرا میشده، یا حتی به سازی ششسیمه به نام «شوشنیم» (که ترجمهٔ تحتاللفظی واژهٔ عبری آن است) اشاره داشته باشد.
همانطور که در مورد چند مزمور دیگر منسوب به آساف نیز صدق میکند، این مزمور اغلب به یکی از آسافهای متأخر نسبت داده میشود. «در اینجا نهتنها پادشاهی جنوبی، بلکه پادشاهی شمالی نیز مد نظر است -زیرا خدا را ‘شبان اسرائیل‘ میخواند و از افرايم و منسی سخن میگوید، که دو قبیلهٔ بزرگ شمالیاند- و چون برای رهایی اسرائیل دعا میکند، بهتر است این مزمور را دعایی برای نجات پادشاهی شمالی بدانیم، که احتمالاً در زمانی پیش از سقوط آن به دست ارتش آشور در سال ۷۲۱ قبل از میلاد سروده شده است.» (جیمز مونتگومری بویس
«احتمالاً این مزمور را یکی از آسافهای متأخر سروده است، کسی که، مانند ‘آخرین چنگنواز‘، بداقبالی زندگی در دورانهای شریر را داشته است. و اگر این مزمور واقعاً توسط آسافی که در دوران داوود میزیست نوشته شده باشد، پس باید با روح نبوتی نگاشته شده باشد، چرا که از زمانهایی سخن میگوید که برای داوود ناشناخته بودند.» (چارلز اسپرجن)
شبان اسرائیل و حُـزن.
1. آیات (1-3) دعایی به شبانِ اسرائیل به منظور اِحیا.
ای شبان اسرائیل، گوش فرا ده،
ای که یوسف را همچون گلهای هدایت میکنی!
ای که در میان کَروبیان بر تخت نشستهای،
تجلی فرما!
پیش روی اِفرایِم، بِنیامین و مَنَسی،
نیروی خود را برانگیز،
و به نجات ما بیا!
خدایا، ما را بازآور!
روی خود را تابان ساز
تا نجات یابیم.
الف. ای شبان اسرائیل، گوش فرا ده: در دنیای باستان، تصویر پادشاه یا فرمانروایی که همچون شبان بر قوم خود حکمرانی میکند، تصویری رایج بود. آساف بهدرستی درک کرده بود که یهوه، به شکلی خاص و شگفتانگیز، شبان اسرائیل است. اوست که یوسف را همچون گلهای هدایت کرده و خواهد کرد.
یک) «اگرچه این تصویر در جاهای دیگر بارها دیده میشود، اما اندیشهٔ خدا بهعنوان شبان اسرائیل در کتاب مزامیر فقط دو بار ظاهر میشود: در اینجا و در مزمور ۲۳.» (بویس)
دو) «این نام سرشار از ملاطفت است، و از همینرو توسط مزمورنویس اندوهگین برگزیده شده است؛ زیرا دلهای شکسته در نامهایی که از فیض حکایت دارند، تسلی مییابند.» (اسپرجن)
سه) شبان اسرائیل: «تو که قوم خود را خوراک میدهی، بر آنان دیدهبانی میکنی، از ایشان دفاع مینمایی، نجاتشان میدهی، و آنان را بازمیگردانی؛ تو که ایشان را تدبیر میکنی، شفا میدهی، پاک میسازی، آنها را بهاندازه توانشان میرانی، آنان را در آغوش خود حمل میکنی، و تمامی وظایف یک شبان نیکو را برایشان بهجا میآوری.» (ترپ)
چهار) «عنوان ‘شبان اسرائیل‘ ما را به یاد برکت یعقوب بر افرايم و منسی میاندازد، آنجا که از ‘خدایی که در همۀ عمرم مرا چون شبان بود‘ خواست تا ‘این پسران را برکت دهد‘؛ و نیز به آن عنوانی که در پیدایش 24:49 آمده است: ‘شبان‘، صخرهٔ اسرائیل.» (مکلارن)
پنج) بهسبب جایگاه برجستهٔ یوسف در میان برادرانش، و همچنین بهدلیل بزرگی قبایل فرزندان او (یعنی افرايم و منسی)، گاه در کتب مقدس از تمامی قوم اسرائیل با نام یوسف یاد میشود (حزقیال 16:37، 19؛ عاموس 6:5، 15:5، 6:6؛ زکریا 6:10؛ مزمور 5:81؛ عوبدیا 18:1).
ب. ای که در میان کَروبیان بر تخت نشستهای: این عبارت به دو جنبه اشاره دارد. جنبهٔ کوچکتر آن، حضور خدا در ارتباط با صندوق عهد و بنای خیمهٔ ملاقات یا معبد است. اما جنبهٔ بزرگتر آن، این حقیقت را بیان میکند که در آسمان و در واقعیت آسمانی، خدا در میان کَروبیان ساکن است.
ج. ای که در میان کَروبیان بر تخت نشستهای، تجلی فرما: آساف از خدایی با این جلال و شکوه درخواست کرد که برای قوم تجلی فرماید. زیرا هرگاه خدا تجلی میفرماید، تاریکی و اندوه ناپدید میشوند و عظمت او نمایانتر میگردد.
د. پیش روی اِفرایِم، بِنیامین و مَنَسی: در ترتیب استقرار قبایل پیرامون خیمهٔ ملاقات (مسکن) و همچنین در نظم حرکت آنان، این سه قبیله در کنار یکدیگر و در سمت غربی خیمه قرار داشتند (اعداد 2 و 10).
یک) «این سه قبیله پس از حرکت صندوق، بلافاصله در پی آن روانه میشدند، اعداد 18:2-24. اعداد 22:10-24.» (ترپ)
ه. نیروی خود را برانگیز، و به نجات ما بیا: خدایی که آنقدر قادر بود که اسرائیل را شبانی کند و قوم را از مصر به کنعان بیاورد، بهقدر کافی نیرومند بود تا در بحران کنونی نیز ایشان را نجات دهد -اگر نیروی او برانگیخته میشد. این دعایی بود آکنده از ایمان، فهم، و تکیه بر خدا.
و. خدایا، ما را بازآور: اینجا ترجیعبندی آغاز میشود که سه بار در این مزمور تکرار میگردد (مزمور ۳:۸۰، 7 و 19). این عبارت نشاندهندهٔ اعتماد و تکیه بر خداست، و اطمینانی را بیان میکند مبنی بر اینکه لطف خدا -که با روی تابان او نشان داده میشود- تنها چیزی است که برای اِحیا و برکت اسرائیل نیاز است.
یک) «در اینجا بیشتر از آنکه گفته شود ‘ما را از اسارت بازآور‘، گفته شده ‘ما را بازآور‘. اگر خود ما درست شویم، همهچیز درست خواهد شد. بهترین تغییری که میتواند رخ دهد، تغییر شرایط نیست بلکه تغییر شخصیت است. هنگامی که خداوند قوم خود را بازمیگرداند، بهزودی وضعیت آنها را نیز دگرگون خواهد ساخت.» (اسپرجن)
دو) اسپرجن در این جمله و جملهٔ بعدی، توصیفی از عوامل بیداری روحانی میبیند. نخست، بازگرداندن یا بازگشت مردم به سوی خداست، و سپس چهرهٔ تابان خدا که در تمام نیکوییهای حضورش میدرخشد. در ترکیب این دو، ما شاهد وقوع واقعی بیداری و تجدید حیات حقیقی هستیم.
سه) «میخواهم دوباره آن روزها را ببینم، وقتی که نخستین بارانهای روحبخش از آسمان نازل شد. آیا هرگز نشنیدهای که با یکی از موعظههای ویتفیلد تا دو هزار نفر نجات یافتهاند؟ او مرد بزرگی بود؛ اما خدا میتواند از کوچک و بزرگ برای ایجاد همان اثر استفاده کند؛ و چرا نباید در اینجا نیز جانهایی نجات یابند، فراتر از هر رویایی که داریم؟» (اسپرجن)
ز. روی خود را تابان ساز: این بازمیگردد به برکتی که کاهنان مأمور بودند بر مردم اسرائیل اعلان کنند (اعداد۲۶-۲۴:۶). در آن، مفهوم حضور خدا، خشنودی و فیض او نهفته است.
یک) «مزمورنویس حتماً این برکت را هزاران بار شنیده بود، بنابراین در اینجا دعا میکند: ‘روی خود را بر ما تابان ساز بلکه نجات یابیم.‘» (بویس)
دو) «بزرگترین بیم ما، دوری و کنارهگیری حضور خداوند است، و روشنترین امیدمان، چشمانداز بازگشت اوست. در تاریکترین روزهای اسرائیل، تنها چیزی که به آن نیاز دارد، نور چهرهٔ شبانش است.» (اسپرجن)
سه) تا نجات یابیم: ««نجات» یافتن در این قسمت به مفهوم نجات یافتن از یورش کشورهای دشمن است. شاعر یقین داشت که یگانه دفاع اسرائیل خدا بوده است و نور رویش نیرومندترینِ دشمنان را پژمرده میسازد.» (مکلارن)
2. آیات (4-7) خشمِ خدا قوم را محزون میسازد.
ای یهوه، خدای لشکرها، تا چند
شعلههای خَشمت بر دعاهای قومت زبانه خواهد کشید؟
نان اشک بدیشان خورانیدی،
و جام لبریز از اشک بدیشان نوشانیدی.
ما را موضوع نزاع همسایگانمان میسازی،
و دشمنان ما در میان خود خندۀ تمسخر سر میدهند.
ای خدای لشکرها، ما را بازآور؛
روی خود را تابان ساز
تا نجات یابیم.
الف. ای یهوه، خدای لشکرها، تا چند شعلههای خَشمت زبانه خواهد کشید؟ دل آساف پر از اندوه در حضور خدا بود. حس اینکه خداوند خشمگین است و بر ضد دعاهای قوم خود ایستاده است، بسیار دردناک است. این اندوه وقتی عمیقتر میشود که درمییابیم این خداوند لشکرهای آسمانی، یهوه، خدای لشکرهاست که به نوعی خود را بر ضد قومش قرار داده است.
یک) «ترجمهٔ ‘آیا خشمگین خواهی شد؟‘ تنها بازتابی ضعیف از اصل قدرتمند متن است که بهصورت ‘آیا دود خواهی کرد؟‘ آمده است. مزمورهای دیگر (مثلاً مزمور ۱:۷۴) خشم خدا را به دود تشبیه میکنند، اما در اینجا این تصویر به خود خداوند نسبت داده شده است.» (مکلارن)
دو) بر دعاها: «اینکه خداوند وقتی ما گناه میکنیم خشمگین شود، امری طبیعی به نظر میرسد، اما اینکه حتی نسبت به دعاهای ما نیز خشم بگیرد، غمی تلخ و جانسوز است.» (اسپرجن)
ب. جام لبریز از اشک بدیشان نوشانیدی: آساف از استعارهٔ «اشک خوردن» برای بیان اندوه عظیم قوم خدا استفاده کرده است. مزمور 3:42 نیز تصویری مشابه دارد: «اشکهایم روز و شب خوراک من است.»
یک) «تصویری کوبندهتر از صهیون در اسارت نمیتوان یافت؛ نان او در اشک فرو رفته، و جامش لبریز از آن است. هیچ لحظهای از اندوه و سوگواری خالی نیست.» (هورن)
ج. دشمنان ما در میان خود خندۀ تمسخر سر میدهند: طعنهها و استهزای دشمنان اسرائیل، برای آساف و قوم خدا در شرایط سختشان، بسیار دردناک بود. این رنجآور بود که مایه نزاع برای همسایگان خود شده بودند و صدای خندههای تمسخرآمیزشان را میشنیدند.
یک) موضوع نزاع همسایگانمان: «همیشه حسود و بدخواه، اَدوم و موآب از مصیبتهای اسرائیل شادمانی میکردند، و سپس بر سر سهم خود از غنیمت به نزاع میافتادند.» (اسپرجن)
دو) «مزمورنویس اشاره میکند به خدایی خشمگین، قومی گریان، و دشمنانی استهزاگر -سهگانهای از اندوه و بلا.» (مکلارن)
د. ای خدا، ما را بازآور: آساف ترجیعبند مزمور ۳:۸۰ را تکرار میکند و آن را با افزودن عبارت لشکرها تقویت مینماید، تا قدرت و اقتدار او را برجسته سازد. بیان تازهای از رنج و مصیبت، زمینهساز دعایی تازه برای بازسازی و نجات بهوسیلهٔ چهرهٔ تابان و خشنود خدا میشود.
اسرائیل همچون یک تاک.
1. آیات (8-11) درختِ تاک اسرائیل در زمین موعود کاشته میشود.
تاکی از مصر برآوردی؛
قومها را بیرون راندی
و آن را غرس کردی.
زمین را پیش روی آن فراخ ساختی،
پس ریشه گرفت و زمین را پر ساخت.
کوهها را به سایۀ خود پوشانید،
و سروهای تنومند را به شاخههایش!
شاخههای خود را تا به دریا پهن کرد،
و ساقههایش را تا به نهر.
الف. تاکی از مصر برآوردی: تاک تصویری آشنا از اسرائیل در عهدعتیق است. این تاک از مصر منتقل شد و به سرزمین موعود آورده شد. در کنعان، خداوند آن را غرس کرد و با بیرون راندن قومهای کنعانی، زمین را پیش روی آن فراخ ساخت.
یک) بخشهای بسیاری از عهدعتیق اسرائیل را به تاک تشبیه میکنند: تثنیه ۳۳-۳۲:۳۲، اشعیا 1:5، ارمیا 21:2، حزقیال 5:17-6، هوشع 1:10، و یوئیل 7:1. عهدجدید نیز این تصویر را برای اسرائیل بهکار میبرد (متی 1:20، متی 33:21، مرقس 1:12)، و سپس آن را بهصورت گستردهتر برای قوم خدا بهطور کلی بهکار میگیرد.
دو) «تاک گیاهی است ضعیف و فروتن که به تکیهگاه نیاز دارد؛ اما وقتی تکیهگاهی بیابد، رشد آن وحشی و پرثمر میشود، مگر آنکه با چاقوی هرس مهار گردد؛ این گیاه توانایی دارد که پرارزشترین میوهها را به بار آورد، اما اگر بیثمر بماند، بیفایدهترین درختان است و تنها شایستهٔ آتش.» (هورن)
ب. پس ریشه گرفت و زمین را پر ساخت: تاک اسرائیل در سرزمین موعود برکت یافت. با برکت خدا، ریشه گرفت و زمین را به نحوی پر ساخت که قبایل مختلف کنعانی هرگز نکرده بودند. آنچنان نیرومند و استوار در آن سرزمین رشد کرد که کاری را انجام داد که از نظر گیاهشناسی ناممکن است: تاک چنان بزرگ شد که مانند سروهای تنومند گردید و سایۀ خود را بر تپهها افکند.
یک) «این تصویر با ظرافت و زیبایی بسیاری در جزئیات ادامه مییابد. خروج قوم از مصر، همان جابهجایی و نشاندن تاک بود؛ نابودی کنعانیان، همان ریشهکن کردن علفهای هرز برای آمادهسازی زمین جهت رشد آن بود؛ و افزایش عددی قوم، همچون ریشه دواندن و گسترده شدن تاک در سراسر زمین بود.» (مکلارن)
ج. شاخههای خود را تا به دریا پهن کرد، و ساقههایش را تا به نهر: در اوج خود، در زمان پادشاهی داوود و پادشاهی سلیمان، قلمروی اسرائیل از دریای مدیترانه (دریا) تا رود فرات گسترده بود.
یک) این قلمرو گستردهٔ اسرائیل در خروج 31:23 و تثنیه 24:11 وعده داده شده بود. اول پادشاهان 21:4 نمایان میسازد که این وعده در زمان سلطنت سلیمان، که فرمانروایی داوود را به ارث برد، به انجام رسید.
2. آیات (12-13) تاکستان بیدفاع.
پس چرا دیوارهای آن را فرو ریختی
تا هر رهگذری انگورهایش را برچیند؟
گرازهای جنگل ویرانش میکنند
و جانوران صحرا در آن به چَرا مشغولند!
الف. چرا دیوارهای آن را فرو ریختی: در اسرائیل باستان، تاکستانها اغلب با حصاری ضخیم و پر از خار احاطه میشدند تا دزدان و حیوانات وحشی را دور نگه دارند. آساف به وضعیت دشوار اسرائیل نگاه کرد و دید که این دیوارهای نمادین به دست خداوند فرو ریخته شدند.
ب. هر رهگذری انگورهایش را برچیند: بدون حفاظت دیوارهای خداوند، سرزمین اسرائیل آماده بود تا توسط دشمنانش غارت و نابود شود.
ج. گرازهای جنگل ویرانش میکنند: گرازهای وحشی به ویرانگریشان شناخته شدهاند و میتوانند بهسرعت یک تاکستان را نابود کنند. دشمنان خدا بهصورت چنین حیوانات وحشی و ویرانگری تصویر شدهاند.
یک) «هیچ تصویری از دشمنی مخربتر از آنچه به کار رفته نمیتواند مناسبتر باشد. ما دربارۀ روباههای کوچکی که تاکها را خراب میکنند شنیدهایم، اما گراز وحشی دشمنی بسیار ویرانگرتر است؛ حصارها را میشکند، زمین را ریشهکن میکند، خود تاکها را میدرَد و زیر پا له میکند. گاهی یک دسته از این حیوانات در یک شب تمام یک تاکستان را نابود میکنند.» (وود، به نقل از اسپرجن)
دو) در سال 1520، زمانی که مارتین لوتر بهعنوان یک اصلاحطلب به شهرت رسید، پاپ لویی دهم بیانیۀ محکومیت لوتر و آثارش با نام «اکسورگه دومینی» را صادر کرد. در پاراگراف مقدمه، از تصویری از مزمور ۸۰ استفاده کرد: «در صعود خود به آسمان، محافظت و حکمرانی و ادارۀ این تاکستان را به پطرس بهعنوان سرپرست و به نمایندگان خود، جانشینانش، بهعنوان کلیسای پیروز فرمان دادی. گراز خشمگین جنگلها بر آن شده تا این تاکستان را نابود کند، این حیوان وحشی خواهان بلعیدن آن است.»
3. آیات (14-16) دعایی برای اینکه خداوند بر تاکستان ویران شده رحم کند.
ای خدای لشکرها، نزد ما بازگرد!
از آسمان بنگر و ببین!
به یاری این تاک بیا،
به یاری نهالیکه دست راست تو غرس کرد،
و پسری که برای خود توانا ساختی.
تاک تو را قطع کرده و به آتش سوزاندهاند؛
باشد که از توبیخ روی تو هلاک گردند.
الف. نزد ما بازگرد: آساف با التماسی خالصانه به نیابت از قوم دعا کرد، از خدا خواست که به سویشان بازگردد، عظمت نیازشان را بنگرد و به این تاکستان که خود کاشته بود سر بزند.
یک) «رنج مردم برای گناه خودشان است که از خداوند بهعنوان شبان، داماد و پادشاه روی گرداندهاند. بازسازی و نجات آنها تنها زمانی ممکن است که خداوند آنها را به سوی خود بازگرداند.» (مورگان)
دو) به یاری این تاک بیا، به یاری نهالیکه دست راست تو غرس کرد: «دعایی برای رهبری که خداوند برانگیخته بود، یا برای مسیحی که در انتظارش بودند.» (اسپرجن)
ب. تاک تو را قطع کرده و به آتش سوزاندهاند: نابودیِ عظیم این تاک به سبب توبیخی بود که از جانب تو آمده و توبیخ روی تو بود.
4. آیات (17-19) احیای مردی که دست راست خدا بود.
باشد که دست تو بر مرد دست راستت قرار گیرد،
بر آن پسر انسان که برای خود توانا ساختی.
آنگاه از تو روی نخواهیم تافت؛
ما را زندگی بخش، تا نام تو را بخوانیم!
ای یهوه خدای لشکرها، ما را بازآور؛
روی خود را تابان ساز،
تا نجات یابیم.
الف. باشد که دست تو بر مرد دست راستت قرار گیرد: در وضع نازل اسرائیل، آساف دانست که قوم به رهبری نیاز دارد. او از خدا خواست که با مردی خاص باشد و او را برکت دهد (دست تو… قرار گیرد). شاید آساف ابتدا پادشاه وقت اسرائیل را در نظر داشت؛ اما در نهایت مرد دست راست، عیسی مسیح است (افسسیان 20:1، عبرانیان 1:8).
یک) «ملتها عمدتاً از طریق تأثیر افراد بزرگ به اوج میرسند یا سقوط میکنند: به دست ناپلئون پادشاهیها شکنجه میشوند و به دست ولینگتون ملتها از ستمگر نجات مییابند. اسرائیل سقوط کرده هنوز باید بهوسیلۀ مردی به نام عیسی مسیح برخیزد، و در واقع از طریق او که خود را فرزند انسان مینامد، جهان باید از سلطۀ شیطان و لعنت گناه رهایی یابد.» (اسپرجن)
دو) مرد دست راستت: «تنها کسی که میتوان گفت در دست راست خدا بهعنوان شفاعتکننده قرار دارد، عیسی مسیح است. بگذارید او نجاتدهندۀ ما شود؛ او را برای این منظور برگزینید و بگذارید قدرتش در ضعف ما تجلی یابد! اگر یهودیان روزی به سرزمین خود بازگردند، این بازگشت جز بهوسیلۀ عیسی مسیح ممکن نیست. تنها از طریق او میتوانند رحمت یابند و تنها بهواسطۀ او میتوانند با خدا آشتی کنند.» (کلارک)
ب. بر آن پسر انسان که برای خود توانا ساختی: باز هم، این دعا احتمالاً با اشاره به پادشاه فعلی اسرائیل صورت گرفت. اما پسر انسان نهایی، عیسی مسیح بود که بهعنوان پسری مطیعِ پدر آسمانیاش، قدرت خدا را دریافت کرد.
ج. آنگاه از تو روی نخواهیم تافت: در قدرت این «پسر انسان» که نیرومند شده است -این مرد دست راست خدا- قوم خدا به وفاداری بازگردانده خواهند شد. آنها احیا میشوند و بار دیگر نام او را خواهند خواند.
یک) ما را زندگی بخش: «تنها خداوند است که میتواند قوم را از طریق بخشش گناهانشان، تجدید عهد، و راندن دشمنان زندگی بخشد (مزمور 18:80). این تنها دعایی برای رهایی از دشمن نیست، بلکه درخواست فوری برای دریافت برکات خداست.» (ونگمرن)
د. ای یهوه خدای لشکرها، ما را بازآور: این بخش تکرارِ سوم و نهایی است، اما این بار نام یَهُوَه، نام عهدی خدا (یهوه خدای لشکرها)، افزوده شده است. تحت رهبری مسیح عظیم خدا، قوم خدا بازسازی خواهند شد و بار دیگر درخشش و تابندگی چهره خدا را خواهند شناخت. آنها نجات خواهند یافت
یک) روی خود را تابان ساز: «این دعا هم برای اسرائیل و هم برای کلیسا در مسیح پاسخ داده شده است. در او ما میتوانیم به سوی خدا بازگردیم. در او، چهرۀ خدا با فیض بر ما میتابد.» (مورگان)