فصل به فصل، آیه به آیه، استفاده آسان و همیشه رایگان!
مزمور ۹۳ – خداوند سلطنت میکند.
در متن عبری، این مزمور عنوانی ندارد. اعلامی است کوتاه، اما پرصلابت دربارۀ قدرت، اقتدار و قدوسیت خدا. جی. کمبل مورگان در مورد مزمور ۹۳ گفته است: «تفسیر کردن آن تقریباً جسارت است؛ اگر هم انجام میشود، باید با کمال احترام باشد..»
«مزمور 93 و هفت مزمور بعد از آن یک پادشاهی آسمانی (تئوکراسی) را توصیف میکند. عبارت یهوه مِلِک (Yahweh melek) (‘یَهُوَه فرمانروایی میکند‘ یا ‘یَهُوَه پادشاه است‘) شعار اصلی این مزامیر هستند.» (جیمز مونتگومری بویس).
عظمت خداوند
1. آیۀ (1) شکوه خدا در ردای سلطنتیاش جلوهگر است.
خداوند پادشاهی میکند،
او خویشتن را به جلال آراسته است؛
خداوند خود را آراسته است،
او کمر خود را به قوّت بسته است.
جهان مستحکم است
و جنبش نخواهد خورد.
الف. خداوند پادشاهی میکند: مزمور ۹۳ بهگونهای ناگهانی و شگفتآور با اعلام سلطنت یَهُوَه آغاز میشود. این اعلان، خدای عهد اسرائیل را برتر از هر بُت و هر مدعی سلطنت قرار میدهد.
یک) خداوند پادشاهی میکند: «جایگاه برجسته ‘خداوند‘ در متن ماسوریتیک هیچ شک و ابهامی باقی نمیگذارد که این یَهُوَه است، و نه هیچ خدای دیگری، که با جلال سلطنت میکند.» (ونجمرن)
دو) «در زبان عبری، جمله ‘خداوند پادشاهی میکند‘ بهگونهای قاطع و محکم بیان شده است که دستکم یک علامت تعجب را میطلبد (همانند ترجمۀ نسخۀ امروز انگلیسی، ‘خداوند پادشاه است!‘). این جمله طنین یک اعلان قاطعانه و بلند است.» (کیدنر)
سه) «چه چیزی میتواند برای یک رعیت وفادار شادیآورتر از دیدن جمال پادشاهش است؟ بیایید این اعلام را تکرار کنیم: ‘خداوند پادشاهی میکند‘ و آن را در گوش نومیدان زمزمه کنیم و در برابر دشمنان فریاد زنیم.» (اسپرجن)
چهار) «احتمالاً مزمورنویس این مزمور را بعد از نجاتی که یهوه برای قوم خود مهیا کرده بود، نوشته است اما سُراینده آگاهانه یا ناآگاهانه نور امیدی از میان شکاف پنجره زندگی دیده است، نوری که در آن پادشاهی خداوند با قدرتش برپا خواهد شد و سرود نظم برقرار شده، سرود ستایش او خواهد بود.» (مورگان)
ب. او خویشتن را به جلال آراسته است: خدا با جامههایی آراسته شده که درخور سلطنت اوست؛ او به جلال و قوت ملبس است. اینها چونان لباس، او را در بر گرفتهاند و او را مشخص میسازند، همانگونه که لباس، انسان را نمایان میکند.
یک) به قوت بسته: «او اکنون دستانِ [زره] خود را فرو نهاده و رداهایش را بر تن کرده است؛ از این پس با حکمت و عدالت سلطنت خواهد کرد.» (تِرَپ)
دو) به قوت: «قوت مفهومی است دشوار برای تعریف، اما به وقار، اقتدار سلطنتی، شکوه و عظمت مربوط میشود. این ویژگیای است که در شأن پادشاهان زمینی است –پادشاهانی که اغلب برای نمایان ساختن شکوه خود، به زرق و برقهای فراوانی متوسل میشوند. اما شکوه در بالاترین معنا، از آنِ اوست که پادشاه کل هستی است و نیازی به نمایش و پیرایه برای اثبات قدرت خود ندارد.» (بویس)
سه) «هر آیه از این سرود –بهجز آخرین آیه– با تکرارهای دوگانه یا حتی سهگانه طنینانداز است؛ ویژگیای پرقدرت که آن را با برخی از کهنترین اشعار کتابمقدسی و کنعانی مشترک میسازد.» (کیدنر)
ج. جهان مستحکم است: قدرت و اقتدار خدا نه تنها در ذات او نمایان است، بلکه در اعمال او نیز دیده میشود. در قوت، جلال و حکمت خویش، خدا جهانی را بنا نهاده که مستحکم و پابرجاست و هیچ چیز نمیتواند آن را جنبش دهد –مگر آنکه خود او بخواهد.
2. آیه (2) عظمت خدا که توسط تخت پادشاهیاش آشکار شده است.
تخت سلطنت تو از قدیم استوار گشته است،
و تو از ازل هستی.
الف. تخت تو از قدیم استوار گشته است: نه تنها جهان استوار است، بلکه تخت سلطنت خدا نیز پابرجاست. پادشاهی او بیچونوچراست. هرچند کسانی بر ضد سلطنت او سرکشی میکنند، اما ذرهای شانس پیروزی ندارند.
یک) «تختهای زمینی گذرا هستند؛ برپا میشوند و دوباره سرنگون، و هیچ اعتمادی نمیتوان بر آنها داشت. اما تخت مسیح جاودانه و تغییرناپذیر است. پیش از بنیانگذاری جهان مستقر شده و تا ابد باقی خواهد ماند، هنگامی که دیگر هیچ اثری از این نظامهای فانی بر جای نمانده باشد.» (هورن)
دو) «و این پادشاهی تو، پادشاهی تازهپا و نوظهوری نیست، هرچند برای جهان نادان چنین به نظر آید، بلکه کهنترینِ تمام پادشاهیهاست –از ازل تا ابد برقرار– اگرچه همواره به یک اندازه در جهان آشکار نبوده است.» (پول)
ب. و تو از ازل هستی: اقتدار جاودانۀ خدا تا به ذات او مرتبط میشود. او ازلی و ابدی است، به معنایی که هیچکس دیگر نیست؛ زندگیاش نه آغازی دارد و نه پایانی. در این امور و بسیاری دیگر، خدا با شکوه و جلال، فراتر و برتر از تمامی آفرینش خود ایستاده است
یک) «هرگز زمانی نبوده که خدا سلطنت نکرده باشد، یا پادشاه مطلق و برتر نبوده باشد؛ زیرا او از ازل است. هیچگاه نبوده که او وجود نداشته باشد، و هیچگاه نیز نخواهد آمد که او دیگر وجود نداشته باشد.» (کلارک)
اقتدار خداوند
1. آیات (3-4) اقتدار او بر خلقت.
سیلابها برافراشتهاند، ای خداوند
سیلابها آواز خود را برافراشتهاند،
سیلابها خروش خود را برافراشتهاند!
شکوهمندتر از آواز آبهای بسیار،
شکوهمندتر از امواج دریا،
الف. سیلابها برافراشتهاند، ای خداوند: چیزهای نیرومندی هستند که گویی با خدا مخالفت میورزند. سیلی از آب چنان ویرانگر و مهارنشدنی بهنظر میرسد که گویی هیچچیز جلودارش نیست. مانند امواج خروشان دریا، سیلابها با خروش خود بر ضد خدا برمیخیزند
یک) «از تصویر دریای طوفانزده استفاده شده است تا قدرت این مخالفت را نشان دهد.» (مورگان)
دو) «توجه داشته باشید که مزمورنویس، هنگامی که خروش موجها را میبیند و غرش طوفان را میشنود، روی به خداوند میآورد؛ او نَفَس خود را با سخن گفتن با موجها یا با انسانهای خشونتطلب تلف نمیکند.» (اسپرجن)
ب. شکوهمندتر از آواز آبهای بسیار: هرچند امواج سهمگین دریا ترسناک و نیرومند هستند، اما نه از خدا بلندترند و نه قویتر. او بر تمام آنچه ممکن است به مخالفت یا چالش برخیزد سلطنت دارد –حتی بر نیرومندترین نیروهای این جهان.
یک) «دریا، با تودۀ عظیم آبهایش، با ناآرامی همیشگی امواجش، با فشار بیوقفهاش بر خشکی و کفآلود شدنش بر صخرهها، نمادی است از دنیای امّتها –جهانی بیگانه از خدا و در دشمنی با او.» (دلیتش، به نقل از بویس)
دو) شکوهمندتر از آواز آبهای بسیار: «او ستمگران و جفاکنندگان را شکست میدهد، هرچند از نظر هیاهو و شمار، بسیار مهیب باشند. کافی است او غُرّشی کند، تا همه خاموش شوند و با خوشحالی چون کرمها به سوراخهای خود بخزند.» (تِرَپ)
سه) «او همچون پادشاه جلوس میکند، بلندتر از امواج دریا، عمیقتر از ژرفترین اعماق و نیرومندتر از قویترین موج. کافی است بفرماید: ‘ساکت شو، آرام بگیر!‘ تا سهمگینترین طوفانی که با خشم بر امواج تاخته، به خوابی آرام چون خواب کودکانه فرو رود.» (مایر)
چهار) «خطر ممکن است فراتر از توان تو باشد، اما هرگز فراتر از یاری خدا نیست؛ قدرت دشمنان شاید از نیروی تو بیشتر باشد، و نیرنگشان از تدبیر تو پیشی گیرد، ولی بدان هیچکدام نمیتواند بر حکمت و قدرت خدا که با توست برتری یابد.» (رایت، به نقل از اسپرجن)
2. آیه (5) اقتدار قدوسیت او.
شهادات تو بینهایت امین است،
خداوندا، قدوسیت زیبندۀ خانۀ توست، تا ابدالآباد
الف. شهادات تو بینهایت امین است: همانند سایر مزامیر، شهادات اشارهای شاعرانه به کلام خداوند است. مزمورنویس میدانست که قدرت، سلطنت و قوت خدا بسیار پرقدرت در کلام او بیان شده و از طریق آن تجلی مییابد.
یک) واژۀ شهادات در مزمور ۱۱۹ بیش از ۲۰ بار در اشاره به کلام خداوند بهکار رفته است. این شهادات با ایدۀ پیشین سلطنت خدا مرتبطاند؛ زیرا «سلطنت او… در شهادتهای او آشکار میشود –یعنی شریعت او، کلام او به انسانها، اطمینانبخش و استوار است.» (مورگان)
دو) «همانطور که مطابق مشیّت خدا، تخت او، فراتر از هر خطری ثابت و استوار است، مکاشفۀ حقیقت نیز فراتر از هر ابهامی است. آموزههای دیگر نامطمئن هستند، اما مکاشفۀ آسمانی، مصون از هر خطاست.» (اسپرجن)
ب. قدوسیت زیبندۀ خانۀ توست: این خدای قدرتمند، قدوس است و متفاوت از هر زن و مردی است. اقتدار او مقدس است و سلطنتش سلطنتی مقدس. قدوسیت او به همۀ آنچه هست و انجام میدهد پیوسته است و میتوان گفت که حتی زیبندۀ خانۀ اوست. این حقیقت هم دربارۀ نمایانگاه خانهاش بر زمین (در معبد عهد عتیق) و هم خانۀ نهاییاش در آسمان صدق میکند.
یک) اگر این سخن بهعنوان ترغیب قوم خدا برای نمایاندن قدوسیت بهعنوان میراث و خانۀ او گرفته شود، این اندیشه در عهدجدید نیز نظیرهایی دارد:
· اگر کسی معبد خدا را بیحرمت سازد، خدا او را نابود خواهد کرد؛ زیرا معبد خدا مقدس است، و شما همان معبد هستید (اول قرنتیان 17:3).
· امّا شما ملتی برگزیده و مملکتی از کاهنان و امّتی مقدّس و قومی که ملک خاص خداست هستید، تا فضایل او را اعلام کنید که شما را از تاریکی به نور حیرتانگیز خود فرا خوانده است. (اول پطرس 9:2).
دو) «اگر ما مقدس نباشیم، چگونه میتوانیم خانۀ خدا را زینت بخشیم؟ نمیتوانیم! بلکه درست برعکس عمل میکنیم –آن را بیحرمت میسازیم، و خدایی را که مدعی خدمت به او هستیم، خوار میشماریم.» (بویس)
سه) «ذات تو مقدس است، تمام اعمالت مقدساند، و کلامت مقدس است؛ پس خانهات –کلیسایت– باید مقدس باشد. خود بنای آن باید تقدیس شده باشد –آنچنان وقف پرستش تو، که هرگز برای هیچ خدمت دیگری بهکار نرود. خادمان این کلیسا باید مقدس باشند، اعضا مقدس، آیینها مقدس؛ ایمانش، انضباطش، و روش زندگیاش مقدس. و این در هر زمان و در هر شرایطی؛ زیرا قداست شایستۀ خانۀ توست –تا بهابد.» (کلارک)
ج. خداوندا ابدالآباد: وجود و شخصیت عظیم خداوند -اقتدار، حاکمیت، قدرت و قدوسیت او- ازلی و ابدی است. او از ازل بوده است (مزمور 2:93) و تغییرناپذیر است. او او تا به ابد باقی است. او با گذر زمان کاهش نمییابد و ارزشش کاسته نمیشود.
یک) ابدالآباد: «در اصل عبری بهصورت ‘طول ایام‘ آمده است، همانگونه که در عبارت پایانی مزمور 23 نیز دیده میشود. در اینجا نیز، همچون آنجا، این طول مدت مشخص نشده، اما در عهدجدید مفهوم آن واضحتر بیان شده و نشان میدهد که این زمان به اندازۀ خود خدا جاودانه است (مکاشفه 22:21-5:22).» (کیدنر)
دو) «آیا همۀ اینها حقیقت دارد؟ آیا یهوه سلطنت میکند؟ پس بیایید قربانیهای تسبیح و شکرگزاری را تقدیم کنیم. او شایستۀ دریافت است؛ و در این تقدیم کردنها، ما نیز از برکات پادشاهی او بهرهمند میشویم –برکاتی که زندگیمان را غنا میبخشند و جلال میدهند.» (مورگان)